آمار بلند گو
اصولاً امتیاز به کسانی داده میشود که کاری انجام بدهند، چیزی را که وکلا میخواهند با تصویب این قانون شان بعد از ختم دوره کاریشان بدست بیآورند، یا زورگیریست، و یا هم گدایی. درست است که نماینده گانیکه به این قانون رای موافق داده اند، عرضه انجام کاری غیر از این دو کار را ندارند، ولی بیوقت بانگ داده اند، چون از یکطرف زمان زورگیری گذشته است و از طرفی هم گدایی کردن از مردم و دولت گدا چندان کار منطقی و عملی نیست.

بناً، بهتر خواهد بود تا نماینده گان بجای تصویب قوانین غیر عملی، بفکر یگان شغل آبرومندانه بعد از ختم دوره کاریشان شوند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت

افراد کوتاه بین، مردم آزار، ماجراجو، کله شخ ، کسانیکه ادعای کفایت و درایت میکنند ولی حتا مواد غایطه شانرا هم بدون کمک خارجیها نمیتوانند بیرون بکشند. این انسانها همیشه حرف از مردم داری میزنند و هر تصمیم احمقانه شانرا منتسب به مردم میکنند ولی هیچ ارتباطی با مردم ندارند و مردم را فقط از پشت شیشه های موتر های لوکس شان میبیند. مردم هیچگاهی حتی بطور تصادفی هم خیری از این آدمکها نمیبیند ولی این سیاستمداران با ادعاهای بسیار بزرگ ولی مغزهای کوچکشان هر روز و به طریقه های مختلف با عث آزار و اذیت مردم میگردند.

برای اینها اسلام، عدالت، جهاد و مردمسالاری وسیله هایست برای رسیدن به قدرت و برخلاف ادعایشان هدف اصلی آنها رفاه اجتماعی، وحدت ملی و پیشرفت افغانستان نه،  بلکه رسیدن به قدرت و ثروت است. اینها تا هنوز هیچ کار مفیدی برای مردم و مملکت انجام نداده اند و اگر همینگونه به خودخواهی شان ادامه بدهند، دستآوردهای سالهای اخیر که  در نتیجه کمک های جامعه جهانی بدست آمده است را نیز به فلان میزنند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت

کاندیدها و طرفدارانشان، برای عیب جویی و تخریب رقبایشان آنقدر انرژی مصرف  که اگر نصف همان انرژی را جهت اصلاح عیب های خودشان به مصرف برسانند، دیگر برای  پیروزی نیازی به تخریب دیگران نمیداشته باشند. اینکارشان به کسانی میماند که موقع کشیدن مواد غایطه شان  آنقدر زور های غیر ضروری  میزنند که اگر همان زور را در مسابقات وزنه برداری بزنند بدون شک به قهرمانی میرسند.

توقع ما از کسانیکه قرار است در آینده کشور را اداره کنند، اینست که آنها باید یاد بگیرند که کدام کار را در کدام زمان، به چی اندازه و چگونه انجام بدهند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

  • عقل برای استفاده است، نگذارید تا کخ های تان بجای عقلهای تان شما را کنترول کند.
  • مسولیت رفتن گوز تانرا هم بگردن عوامل خارجی نیآندازید. فراموش نکنید که برای شما نگه داشتن گوزتان فرض است و برای خارجی ها کشیدن گوز تان یک سرگرمی.
  • نباید هر کسیرا که احمق نیست بی غیرت بخوانید.
  • فرض نیست که هر پوز و چنه ییکه خوشتان نمی آید را بشکنانید.
  • رفع کردن حاجت یک ضرورت است. ولی بد نیست که مانند سایر انسانهاییکه در روی زمین زنده گی میکنند، حاجتهای تانرا کمی نگه داشته و بجای پیاده روها در تشنابها رفع کنید. بیاد داشته باشید که ما افغانها تنها موجوداتی نیستیم که حاجت برای رفع کردن داریم.
  • اگر دخترانتان درس بخوانند شما بیناموس نمیشوید.
  • گردن نهادن به قانون و رعایت نظم در جامعه تنها کار آدمهای صابونک نیست. شما میتوانید قانون و نظم را در جامعه رعایت کنید و صابونک هم نباشید.
  • قبل از اینکه چیزی میگویید و یا هم مینویسید، حداقل برای ثواب هم که شده، کمی فکر کنید.
  • فکر کردن قبل از جنگ کردن را هیچگاهی فراموش نکنید.
  • ضرور نیست زمانیکه در رستورانت قابلی میخورید، 5 بار گوشت آنرا تبدیل کنید.
  • زمانیکه در سرک ها قدم میزنید، حداقل چرت زدن را بگذارید برای پیاده روها، چون موتر ها هم حق دارند که در سرک ها عبور و مرور کنند.
  • بدون دروغ گفتن و قسم خوردن هم میشود کسب و کار داشت، ضرور نیست که بخاطر یک کیلو بادرنگ قبر بابه کلانهایتانرا بلرزانید.
  • حتمی نیست که بخاطر رسم و رواجهای بیجا، خود و خانواده های مانرا تباه بسازیم. فراموش نکنید که پرکردن شکم سیال مهمتر از زنده گی ما و اولادهای ما نیست.
  • هوس و ارمانیکه 20 هزار دالر هزینه داشته باشد و سودش شنیدن چند ساعت سازهای گوشخراش و دیدن رقصهای غیر مسلکی باشد، بهتر است تا زیر خاک شود.
  • نباید از اطفال توقع داشته باشیم، تا طفل نباشند و کارهای طفلانه انجام ندهند. کسانیکه این توقع را از اطفالشان دارند، باید بجای لت و کوب نمودن اطفال بفکر تداوی اعصاب خود شوند.
  • جبر نیست تا تمام سنت هایکه از گذشته ها برایتان باقی مانده را نگه دارید. سنت های بد را هم مانند سنتی هایتان ریشه کن نموده و نگذارید دوباره سر بکشند.
  • سبقت کردن موتر ها از شما میتواند تصادفی باشد، بناً لازم نیست که بخاطر رسیدن به موتریکه از شما سبقت گرفته خودتانرا شش پله نمایید.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |


امارات اسلامی کویته از مردم افغانستان خواسته است،  تا در انتخابات شرکت نکنند.

 اشتراک در انتخابات حمایت از  روندیست که به افغانها حق میدهد تا در انتخاب رییس جمهور، اعضای پارلمان و شوراهای ولایتی سهم بگیرند.

قبلاٌ گفته ام و باز هم تکرار میکنم، که  برای ما مردمیکه در زمان زمامداری طالبان حتی حق تعین اندازه پشم های سر و زیرو خود را هم نداشتیم، داشتن حق انتخاب رییس جمهور، اعضای پارلمان و شورای ولایتی امتیاز بسیار بزرگ است و به هیچوجه از آن نمیگذریم، حتی اگر نامزده ها مورد نظر ما هم نباشند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

برنامه ها 2014/3/9 11:55

برای آگاهی مردم قدر نشناس که همیشه از بی برنامه گی نامزدهای ریاست جمهوری شکایت دارند،  باید به عرض برسانم که  خوشبختانه  تمام نامزدهای ریاست جمهوری خروار خروار برنامه دارند ولی نظر به دلایل ذیل نمیتوانند برنامه هایشانرا با مردم شریک بسازند.

 

کاندید اول: چون در برنامه هایش مسایل بسیار مهم و حیاتی  گنجانیده شده است، به گفته خودش از ترس سازمانهای استخباراتی بیگانه و نیلسون ماندلا نمیتواند برنامه هایش را با مردم در میان بگذارد.

کاندید دوم: برنامه های بسیار خوب دارد ولی از ترس نامزد های برنامه دزد، برنامه هایش را با جزییات نشر نمیکند.

کاندید سوم: برنامه هایش صحنه های آزاد دارد، بناً کاندید ما لطف کرده و برنامه هایش را فقط با یکتعداد محدود از مردم شریک میسازند.

کاندید چهارم: این کاندید ما تمام برنامه هایش عملی است و در نظر دارد تا برنامه هایش را در عمل به مردم نشان بدهد.

کاندید پنجم: بعد از دیدن برنامه تلویزیونی چایخانه برنامه های خودش فراموشش شد.

کاندید ششم: برنامه اش را هم مانند مغزش پوپنک زده است.

کاندید هفتم: چون برنامه هایش شباهت بسیار زیاد به برنامه های اطفال که 20 سال قبل از طریق تلویزیون ملی افغانستان نشر میشد، داشت، نخواست  آنرا در دسترس مردم قرار بدهد.

کاندید هشتم: از کهنه فروشی یک برنامه برای آبادی افغانستان  خریده بود ولی از بین صندوق برنامه اش یک آهنگ محمد رفیع و لتا منگیشکر برآمد.  

کاندید نهم: چون اکثر مردم در افغانستان بی سواد میباشند، این کاندید ما خواسته تا برنامه هایش را در قالب یک آهنگ به مردم بشنواند، ولی متاسفانه برای اینکار تاهنوز آهنگساز مناسب نیافته است.

کاندید دهم: به گفته خودش تنها کاندیدیست که برنامه دارد و برنامه هایشرا با مردم شریک نموده است. بعد از تحقیقات کارشناسی دریافتیم  که منظور کاندید محترم از برنامه ، همان شعار های انتخاباتی اش میباشد که %50 آنها را از پشت موتر های مینی بس کاپی نموده و %50 را از فلم های بدر منیر.

کاندید یازدهم: برنامه هایش را بابای ملت با خودش به آن دنیا برده است

 


نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

مناظره 2014/2/11 13:35
 

میدانم که نظر من نظر همه نیست و ممکن نیست که همیشه نظر ما درست هم باشد ولی برداشتیکه ما در رابطه با به اصطلاح مناظره های انتخاباتی داریم این است:.

1-      کسانیکه مناظره  نامزدهای انتخابات را در یک شبکه تلویزیونی دیده اند نباید وقتشانرا برای دیدن مناظره های شبکه های تلویزیونی دیگر ضایع بسازند، چون همه مثل هم استند و تنها تفاوتیکه  در این مناظره ها میتوان دید  لباسهای نامزد ها  و پوز و چنه گرداننده گان برنامه است.

2-      اگر بسیار به وقت تان ارزش میدهید نمونه سوالها و جوابهایکه در ذیل میباشد را بخوانید و وقتتانرا برای دیدن مناظره ها ضایع نسازید، مطمین باشید که چیزی بیشتر از این در مناظره ها نمیابید.

 

گزارش مناظره

کاندید ها  و گرداننده در جاهای مشخص قراردارند و گرداننده به نوبت از نامزدها تقاضا میکند که نخست برنامه هایشانرا در سه دقیقه بیان کنند.

آغاز سخنرانی برای سه دقیقه

سلام های گرم و نرم خود را به گرداننده برنامه، نامزدان محترم، بیننده گاه داخل تالار، کسانیکه در خانه های شان ما را میبینند، کسانیکه در دکان هایشان ما را میبینند، کسانیکه از رادیوها صدای ما را میشنوند، هموطنان شهید پرور و شهید نه پرور تقدیم میکنم.

درود به روح شهدای مملکت و خانواده های شان، درود به شهدای گلگون کفن و شهداییکه کفن هایشان گلگون نیست

با تشکر از تلویزیون ..... که با برگزاری این مناظره زمینه را برای ما مساعد ساخت تا برنامه های خود را برای مردم قهرمان، قدردان، مهربان، با غیرت، با شرف، آزادی خواه، آگاه، با دانش، خوش تیپ و با شعور ارایه نماییم.

اینجانب فلانی و تیم پیشرفت به گذشته برنامه های همه جانبه را تهیه نموده ایم، برنامه ما از این قرار است که هه هی او ام ...

گرداننده برنامه: جناب محترم فلانی وقت شما تمام شد

 

سوال اول: لطفاً برنامه تانرا در رابطه با بهبود وضع امنیتی کشور بیان کنید؟

جواب (2 دقیقه وقت برای جواب):  بعد از 20 ثانیه هه هی او ام کردن کاندید محترم برای یک دقیقه حرفهای میزند که نه خودش میفهمد و نه هم مردم بعد از یکدقیقه و بیست ثانیه کاندید محترم گرم آمده و حرفهای مفتی را میزند که ما سالهاست میشنویم مثلاً "امنیت یک مسله حیاتی برای مملکت است،  پروسه صلح باید ادامه یابد، نهادهای امنیتی باید تقویه و تجهیز گردند".

گرداننه برنامه: جناب فلانی وقت شما تمام شد

سوال دوم: برنامه اقتصادی شما چی است؟

جواب: هه هی او ام ، بعداً حرفهاهایکه نه خودش  میفهمد و نه هم مردم، بعد از یک دقیقه و 10 ثانیه  "ما برنامه های خوبی برای بهبود وضعیت اقتصادی مملکت داریم، ما اقتصاد کشور را خوب میسازیم، فرصت های کاری را برای جوانان فراهم مینماییم، صادرات را بیشتر میسازیم، وضعیت اقتصاد خانواده ها را خوب میسازیم، عایدات دولت را بالا میبریم".

 

گرداننده برنامه: تشکر آقای فلانی وقت شما تمام شد

 

سوال سوم: سوال ما دوبخش دارد، اول: آیا شما طالبانرا دشمن میدانید؟ اگر شما در انتخابات پیروز شوید قرارداد امنیتی را با امریکا امضا میکنید یا خیر؟

جواب ( دو دقیقه وقت برای جواب):." طالبان دو رقم (بعضی کاندیدا این رقم را سه میگویند)هستند، طالبانیکه از بیرون دستور میگیرند و مردم را میکشند و طالبانیکه نظر به دلایلی بر علیه مردم و دولت میجنگند و مردم را میکشند، ما بر علیه گروه اولی میجنگیم و کوشش میکنیم که گروه دومی را به صلح تشویق کنیم، تا بیایند و یک زندگی ابرومندانه را در کنار خانواده هایشان ادامه بدهند. بنظر ما پیمان امنیتی باید امضا شود، چون نماینده گان مردم در لویه جرگه  امضای قرارداد را تایید کرده اند".

گرداننده: تشکر وقت شما تمام شد

سوال چهارم: برنامه شما برای صحت چیست؟

جواب: " صحت بسیار خوب چیز است، مردم ما هنوز هم به هند و پاکستان برای تداوی میروند چون در داخل کشور امکانات وجود ندارد، ما شفاخانه های مدرن و مجهز در ولایات مختلف میسازیم، کیفیت شفاخانه ها را بلند میبریم، مریضی های را که جان مردم ما را میگیرد ریشه کن میسازیم، مرگ و میر مادرانرا هنگام ولادت کاهش میدهیم"

گرداننده: تشکر وقت شما تمام شد.

گرداننده: کاندید محترم شما دو دقیقه وقت دارید تا در هر موردیکه لازم میبینید صحبت کنید.

کاندید: "تیم پیشرفت به گذشته یک تیم بسیار با تجربه و قوی میباشد، به ما رای بدهید ضرر نمیکنید، ما در خدمت مردم هستیم" . در گفته های کاندید ها بخوبی میتوانیم تفاوتها بین حرف و عمل را دریابیم مثلاٌ

  • زمانیکه کاندید از یک منطقه شهر به منطقه دیگر شهر میرود تمام جاده ها بخاطر امنیت شان بسته میشوند، در ضمن کوچه ییکه خانه جناب در آنجا موقعیت دارد سالهاست که بروی مردم بسته است ولی کاندید وعده میدهد که در حکومت آینده جلو این فرهنگ غلط را بگیرد.
  • خود کاندید و کارنامه های پر از اشتباهش در گذشته بخشی از مشکل مملکت بوده وکاندید در طول دوران خدمتش  هیچ کار مفیدی انجام نداده اما وعده گل و گلزار ساختن افغانستان را میدهد.
  • پول نسوار کاندید  بیشتر از خرچ ماهانه مامورین دولت  است و تنها ارزش موترهایش بیشتر از یک میلیون دالر میگردد، ولی کاندید وعده میدهد که فاصله بین فقیر و امیر را کم میسازد.
  • ثروت کاندید میلیونها دالر است و منبع عایداتی اش هم معلوم نیست ولی  وعده میدهد که  فساد را ریشه کن میسازد.

 

بعد از ختم مناظره چند کارشناس چند نظر تکراری میدهند که شیره و شربت نظرهایشان را میتوان اینگونه خلاصه نمود"برگزاری مناظره یک اقدام نیک است ولی نامزد ها برنامه هایشانرا بطور واضح بیان نکردند، مشکلات موجود است ولی باید برایشان راه حل عملی پیدا کنند".

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

ما افغانها هم سرمایه داریم، هم وقت و هم عقل ولی از هیچ کدام بصورت درست استفاده نمیکنیم.


  • خداوند سرمایه های زیر زمینی و سر زمینی برای ما داده ، ولی از کلاه قره قلی رییس جمهور گرفته تا کاغذ تشناب ملا عمر از پول خارجی ها تهیه میگردد.
  • عقل هایمان را از کودکی تا وقت مرگ کارتن بسته نگه میداریم و دیگران بجای ما و برای ما فکر میکنند و تصمیم میگیرند.
  • وقت کافی داریم، ولی اکثر اوقات ما صرف جنگ با همدیگر، چرت زدن، رگ زدن در جاده ها، تحلیل های بیجا کردن، رفتن به وظیفه و کار نکردن، بودن در مکتب و درس نخواندن، فخر فروشی کردن بالای تاریخ 5 هزار ساله خود، آنهم تاریخیکه 250 سال است پنج هزار باقی مانده و پنج هزار و یک نمیشود،  تکفیر نمودن دیگران و سرگرمیهای مانند بودنه بازی، کفتربازی، مرغ بازی، سگ بازی و کبک بازی میگردد.

 

دیگران مانند ما نیستند،  ببینید دولت پاکستان، ملاهای پاکستانی و به گفته دولتمردان ما، حتی امریکایی ها  با استفاده از سرمایه، عقل و وقتشان  فابریکه های طالب سازی ساخته اند که هم مواد مصرفی اش افغانهاست و هم بازار مصرف تولیدات شان افغانستان است، ولی مفادش را آنها میبرند.

 رییس صاحب جمهور ما سالهاست که تمام انرژی اشرا صرف برقرار نمودن دوستی و برادری با این تولیدات خارجی (طالبها) میکند. جواب طالبان هم به این کوشش ها همان انفجار و انتحار است و هیچ فرقی نکرده است. این دوستی یکطرفه رییس صاحب طوری جلو چشمان شان را گرفته که درست دیده نمیتوانند که در این کشور کی تروریست است و کی قربانی.  در حالیکه تفکیک بین این دو نیاز به کدام فرمول ریاضی ندارد، همه میدانند که طالبان تروریست هستند و مردم این مملکت که در نتیجه حملات طالبان به قتل میرسند قربانی تروریزم.

خواهش ما از رییس صاحب جمهور اینست که یک بازنگری کلی در سیاست مصالحه شان با طالبان  انجام بدهند. غیر از خوشخدمتی به طالبان گزینه های دیگری هم موجود است که ارزش آزمایش را دارند. محال است که طالبان در برابر خواسته های دولت از خود نرمش نشان بدهند.  تنها چیزیکه در مغزهای رهبران طالبان در رابطه با کرزی صاحب میگذرد اینست که چگونه یک انتحاری را حرام کرده و با فرستان کرزی صاحب نزد حور های بهشتی اینگونه مشکل شانرا با کرزی صاحب به صورت صلح آمیز حل کنند.


لازم است تا رییس صاحب جمهور احساسات شان را یکطرف گذاشته و بجای کریم خرم با عقل خود یک جلسه غیر علنی ترتیب بدهند تا حقایق برایشان روشن شده و بتوانند  یک سیاست منطقی و عملی تر در برابر طالبان و در رابطه با امضای پیمان امنیتی  اتخاذ نمایند. البته اگر امشب آقای اوباما رفتن بطرف گزینه صفر را اعلان کنند، عاقلانه فکر کردن آقای کرزی هم در این رابطه مشکلی را حل نخواهد کرد.

 هنوز هم سر وقت است، نشود که رییس صاحب با تصامیم  احساساتی شان  دستآورد های 12 سال اخیر و آینده مملکت را به فلانشان بزنند.اگر چه تاریخ افغانستان نشان داده که مملکت را به فلان زدن، با اخذ تصامیم نادرست، کمترین اشتباهیست که رهبران این مملکت انجام میدهند. اگر فرضیاتی را که میگویند، دولت شوروی بعد از گفتگوی داود خان با برژینف تصمیم به دخالت نظامی گرفت را درست بپنداریم، میبینیم که  بخاطر کله شخی خوب ترین رییس جمهور ما مردم این مملکت چه هزینه بزرگی پرداخت نمودند.

توقع ما از آقای کرزی بیشتر از دیگران است، چون ایشان  یگانه رهبریست که توسط مردم انتخاب شده اند.  کسی نمیگوید که آقای کرزی اشتباه نکند ولی خواست مردم از او اینست که  به عقل رجوع نموده،  با استفاده از تجارب  گذشته، تصمیمی بگیرند که هم به خیر خودشان باشد و هم به خیر مملکت. البته امید وار هستم که رییس صاحب جمهور فراموش نکرده باشند که خیر مملکت مساوی به خواسته های  طالبان نیست.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

شهر بازی 2013/11/26 13:50

ما افغانها فطرتاً عادت داریم تا با هر چیز بازی کنیم، نظر با قانونیکه بزرگان برای ما به میراث گذشته اند، ما صلاحیت بازی با هرچیز به جز ریش بابه های خود را دارا میباشیم.

 

 در اصول تمام بازیهای ما افغانها یکسان استند، تنها تفاوت بازیها در وسایلیست که ما در بازیهای خود از آنها استفاده میکنیم. نظر به قانون بازیهای افغانی هر کس با چیزهایکه در دسترسش باشد بازی میکند.

 

  • علمای دین ما با دین
  • قاضی صاحبها با قانون
  • اعضای پارلمان ما با بوتل، تارهای ریش و بروت و گاهگاهی هم با محتویات بینیهایشان
  • انسانهای شوقی با بودنه، کبک، سگ، گدیپران
  • کارمندان حکومت با دفتر، دیوان ، کمپیوتر و مراجعین
  • پادشاه ها و بزرگان مملکت با سرنوشت ملت
  • و انسانهای لچک با بچه ها بازی میکنند

 

نظر به عرف افغانی هیچکس حق ندارد تا مانع بازی کسی شود. در ارگ کبک، بودنه، گدیپران و بچه پیدا نمیشود، بناً  کرزی صاحب هم مثل همه افغانها حق دارد با سیاست تنها چیزیکه در دسترسشان است، هرطوریکه دلشان میخواهد، بازی کنند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

زنگ موبایل حضرت صاحب " امیلکت به گردن برقص تو ای جان من       الا تو چرخی بزن به این ساز قطغن"

حضرت: بلی

کرزی: حضرت صاحب سلام

مجددی: مرگ سلام .... نالت کی هستی

کرزی: حضرت صاحب باز  بدون اینکه استخاره کنی و مه ره بشناسی فحش دادی

مجددی: او کرزی بچیم خودت هستی، بسیار میبخشی نشناختم، فکر کردم که مزاحم هستی و مردم آزاری میکنی

کرزی: حضرت صاحب در مملکتیکه مه رییس جمهورش باشم  مردم آزاری درست، ولی حضرت آزاری ممکن نیست

حضرت: جرت

کرزی: بلی

حضرت: خو کرزی جان منظورت از زنگ زدن چی بود

کرزی: حضرت صاحب چند تا کاندید داریم که علاقمند استخاره شما استند، میشه بگوین استخاره کیلوی چند است؟

حضرت: دل ما ره از استخاره سیاه کردی، با وعده های مفتت استخاره اصلی از ما گرفتی، اگر میفهمیدم که وعده خلاف هستی حتماً استخاره چینایی را ده جانت میزدم.

کرزی: حال شرایط فرق کرده، در دوره قبلی طرف معامله خودم بودم ولی حالا دیگران هستند،  در ضمن قرار است بعد از ختم دوره ریاست جمهوری بابای ملت شوم، مطمین باش که هیچ  کاندید با خودت وعده خلافی کرده نمیتواند.

حضرت: امکان نداره که خودت بابای ملت شوی

کرزی: چرا

حضرت: بخاطریکه خودت برادر طالبان هستی و مولانا سمیع الحق، فضل الرحمان ، نصیر الله بابر و چند تا دالخور دیگر هم پدران طالبان ، اگر خودت بابای ملت شوی این پاکستانیهای دالخور پدرکلانهای ملت میشوند.

کرزی: حضرت صاحب ملت را نباید بی بابا بگذاریم، خوب نیست. اگر مرا قبول ندارید پس نظر شما کیست؟

حضرت: فکر نمیکنم که غیر از خودم کس دیگر این شایسته گی را داشته باشد.

 کرزی: حضرت صاحب اولاٌ اگر مسله پاکستانی ها در میان باشد، ما و شما با هم هیچ فرقی نداریم چون  شما هم ضیا الحق را پدر جهاد قبول داشتید، در ضمن شما بسیار پیرهستین و ما نمیخواهیم اشتباهی را که در مورد ظاهر شاه کردیم با شما تکرار نموده و بعد از دو سال باز هم برای 10 سال دیگر بی بابا بمانیم.

حضرت: امکان ندارد، یا من باید بابای ملت شوم و یا هم ملت باید برای همیشه یتیم بماند، اگر زیاد اصرار کنی لویه جرگه را به فلانم برابر میکنم.

کرزی: حضرت صاحب اصلاٌ این مسایل با هم ربط ندارند، میشه بحث لویه جرگه و بابای ملت شدن را بگذاریم برای آینده ها و فقط در مورد استخاره صحبت کنیم؟

حضرت: نمیشه

کرزی: چرا؟

حضرت: چون انتخابات نزدیک  است و همه چیز با هم ربط پیدا کرده. در این روزها توبه ، استخاره، ختم قرآن، ادعاهای وطن پرستی و حتی خانه داری سیاستمداران هم  بخشی از کمپاینهای انتخاباتیست.

کرزی (عصبانی): خوب درست است یعنی که استخاره نمیکنید، پس خدا حافظ

حضرت: صبر ، راستی مه چند ماه است که استخاره را شروع کردیم ولی تا هنوز به نتیجه نرسیده.

کرزی: چرا؟

حضرت: ما قبلاً هم گفته بودم که تیم های انتخاباتی مخصوصاٌ  معاونین اول شان بسیار ضعیف هستند، اگر حبیب الله پسر بزرگم را یکیشان به پست معاونیت اول  انتخاب میکردند شاید استخاره ما هم نتیجه میداد.

کرزی: حضرت صاحب حالا زمان انتخاب معاونین گذشته مه بخاطر خوبی خودت میگویم، اگر چند ماه دیگر هم استخاره اترا معامله نکنی، پست خورد ظابطی هم به پسرانت نمیماند.

حضرت: راست میگی کرزی، کاندید های جاندار را یک یکی نزدم بفرست، بعد از بحث با آنها شاید استخاره ما هم نتیجه بدهد.

کرزی: درست است حضرت صاحب، راستی توقع ندارم که حرفهایکه چند روز قبل در مورد لویه جرگه زدی باز تکرار شوند،  خدا حافظ

حضرت: بعد از بحث با کاندیدا  در این مورد هم استخاره نموده و تصمیم خودم را میگیرم،  خدا حافظ

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

 در این طرف و آنطرف مردمان زیادی چیز چیزکهایی در رابطه با انتخابات میگویند و ما هم با در نظر داشت همان ضرب المثلیکه میگوید "سیال که از سیال پس ماند، فلانش از بریدن است" خواستیم کمی کارشناسی کنیم، امید که خواننده گان ما را در جمله کارشناسانیکه، کارشناسی انتخاباتیشان درست مانند کارشناسی  رگ زدن و رفع حاجت کردنشان است، حساب نکنند.

چرا بعضی ها خودشانرا کاندید میکنند؟

معامله گر ها، بخاطر امتیاز گیری خودشانرا کاندید میکنند

قدرت طلبها، بخاطر رسیدن به قدرت

احمقها، بخاطر خنداندن مردم

کله خراب ها، بخاطر دعوا جلبی

قومگراها، بخاطر منافع قومیشان

انسانهای زن ذلیل، بخاطر ترساندن ننه اولادها

انسانهای با احساس و توانمند، بخاطر عشق وطن

کاندید های همیشگی که در همه انتخابات ها اشتراک میکنند ولی در هیچکدام  بیشتر از 50 رای نمی آورند، بخاطریکه کخ دارند

انسانهای کوتاه بین، بخاطر تشویقهای اعضای خانواده و همسایه ها    


چرا در افغانستان برخلاف سایر ممالک هیچ کاندیدی به خودش زحمت نمیدهد تا بخاطر جلب نظر مردم پلان و برنامه ارائه نماید؟

  بخاطریکه اکثر کاندیدای محترم  فکر میکنند که چون اکثر مردمان این مملکت بی پلان بدنیا آمده اند ، چندان علاقه یی به پلان و برنامه ندارند،  بناً آنها متیقن هستند که اکثر مردم به اشخاص رای میدهند نه به برنامه ها.    


مردم به کیها رای میدهند و چرا؟

بعضی ها به کسانیکه از ملیت خودشان باشد رای میدهند، چون تعصب کور شان کرده

یکتعداد مردم به افراد توانمند، صادق و وطنپرست رای میدهند، چون آگاه و وطنپرست هستند

انسانهای حریص و امتیاز طلب به کسانی رای میدهند که برایشان پول و امتیازات بدهند

بعضی ها به کسانی رای میدهند که پیشوا یان دینی، قومی و یا منطقوی شان  از آنها حمایت کنند

افراد چشم گشنه بخاطر یک شکم نان رای میدهند

و مردمان احمق هم الله توکلی    


چرا بعضی ها رای نمیدهند؟

بعضی ها افراد مناسب را در میان کاندیدها نمی یابند 

بعضی ها از تنبلی رای نمیدهند

بعضی ها از بی تفاوتی

تعدادی از مایوسی

بعضی ها از روی حماقت

بعضی ها از ترس

و کسانی هم اینکار را خلاف اعتقاداتشان میدانند    


وظیفه دولت، رسانه ها، نهاد های انتخاباتی و رسانه ها

این نهاد ها باید از تمام توان شان استفاده کنند تا زمینه برگزاری یک انتخابات سالم  را فراهم نموده و کاری کنند که حداکثر مردم هم علاقمند گردند و هم بتوانند در انتخابات شرکت کنند.    


توصیه برای کسانیکه بنا به هر دلیلی نمیخواهند در انتخابات شرکت کنند

داشتن حق رای یک امتیاز بزرگ است، مخصوصاً برای ما افغانها که تا چندسال قبل حتی حق تعین اندازه پشم های سر و زیر خود را هم نداشتیم. ما همه میخواهیم  که وضعیت در این کشور بهبود حاصل کند بناً لازم است که این موضوع را همیشه هنگام اتخاذ تصامیم مهم و حیاتی در نظر داشته باشیم.  


مسولیت کسانیکه در انتخابات شرکت میکنند

کسانیکه در انتخابات شرکت میکنند مسولیت دارند تا آگاهانه رای بدهند. کسانیکه رای شان را با ملاحظات قومی یا با  بی توجهی، حماقت و بی تفاوتی به صندوقها میآندازند نباید توقع بوجود آمدن یک حکومت ملی، مستحکم، قوی، با برنامه و شفاف را داشته باشند، درست مثل کسانیکه در دیگ شلغم میآندازند و هیچگاهی توقع بیرون آمدن دو پیازه را از دیگ  نمیداشته باشند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

حرفهای مفت 2013/9/4 13:10
  یک آشنای ما ادعا داشت که حاضر است بخاطر یکجا ساختن آنطرف دیورند به افغانستان جانش را فدا کند، ولی همین برادر در داخل افغانستان از پول رایج پاکستانی استفاده میکند و دلیلش هم اینست که در صورت استفاده از پول پاکستان میتواند اجناس مورد ضرورتش را کمی ارزانتر خریداری کند، عجب تناقضی!

  کاملاً از شنیدن حرفهای مفت خسته شدیم ولی نمیدانم چرا بعضی ها از گفتن حرفهای مفت خسته نمیشوند؟ من هیچ دلیلی برای باور کردن به این ادعاهای مفت در افغانستان نمیبینم، اگرچه برای رد این ادعا ها  هزاران دلیل موجود است، که از آنجمله:

  اولاً، محال است کسیکه  حاضر نباشد بخاطر ترویج پول ملی (افغانی) در داخل کشور ضرر ناچیز مالی را متقبل شود، جانش را برای یکجا ساختن آنطرف دیورند فدا کند.

 ثانیاً، دیوانگی است اگر ما کارهای ممکن را انجام ندهیم، ولی برای کارهای ناممکن خیالپردازی کنیم.

ثالثاٌ، در این کشور ما هزار و یک مشکل داریم و حماقت است که ما قبل از رسیده گی به مشکلات موجود به مسایل جدید و خیالی بپردازیم .

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

بعضی ها در کشور ما بخاطر اتفاقات مصر تظاهرات راه اندازی نمودند، مجالس ترتیب دادند و حالا هم در نظر دارند تا نماز جنازه غیابی برای شهدای مصر برگزار نمایند.

بسیار خوب است که ما احساس انساندوستی داشته باشیم، چون بنی آدم اعضای یکدیگر اند. این هم کار بسیار بجاست که در برابر ظلمیکه در جهان صورت میگیرد، خاموش نمانیم و عکس العمل نشان بدهیم. براستی اینگونه اتفاقات چه در مصر و یا هرجای دیگریکه اتفاق بیفتد دل انسانهای با احساس را بدرد میآورد، ولی سوالیکه وجود دارد اینست، آیا دلایل این حرکت ها در افغانستان فقط انساندوستی و اسلامدوستیست؟ یا کاسه یی زیر نیم کاسه وجود دارد؟

1-      کسانیکه برای حل بحران مصر نسخه ها میپیچند، اگر اینقدر در حل مشکلات تبحر میداشتند، باید برای حل مشکلات افغانستان کاری انجام میدادند که ندادند.

2-       طبعیت ما انسانها اینگونه است که از سر دردی خود بیشتر از مرگ دیگران آشفته میگردیم، یعنی اصولاً اگر این مردمان انساندوست میبودند، باید برای اتفاقات ناگواریکه در افغانستان از 34 سال بدینسو بوقوع میپیوندد و  خونهای ناحقیکه میرزد، باید بیشتر متاثر میشدند و یا حداقل اینگونه تظاهر میکردند که نکردند.

3-       شاید اینها ما افغانها را از خود نمیدانند و خون مسلمانان ممالک دیگر برایشان پررنگتر از خون ما افغانهاست، ولی باز هم برای اثبات انساندوستی  و اسلامدوستی شان جا داشت  با مسلمانانیکه در سایر ممالک مانند سوریه، فلسطین و میانمار به قتل میرسند هم همدردی میکردند که نکردند.

4-       سازماندهی گردهمایی ها در هتل های لوکس، تظاهرات و تهیه اعلانات در افغانستان بدون پول امکانپذیز نیست، محال است کسانیکه حاضر نیستند برای هموطنان خودشان 10 افغانی مصرف کنند برای اتفاقات مصر بدون کدام هدف صدها هزار مصرف کنند.                                                                                                                                              

نظر به دلایلیکه در بالا ذکر گردید، دلایل برگزاری این حرکت ها نمیتواند تنها انساندوستی و اسلام دوستی باشد،.پس چطور شد که اتفاقات مصر هم حس انساندوستی این مردمان را زیاد ساخت و هم آنها را وادار ساخت تا دست در جیب کنند و پولهای بی حساب به مصرف برسانند؟

بنظر من دلایلش نمیتواند چیزی غیر از اینها باشد که

 -  برگزار کننده گان این حرکت ها دلبسته گی ها و بعضاً وابسته گی هایی خاص به اخوان المسلمین دارند و به همین دلیل برایشان اتفاقاتیکه برعلیه اخوان بوقوع میپیوندد، بسیار ناگوار است و شهدای اخوان برایشان با ارزشتر از شهدای افغانستان و سایر کشورهاست.

- تعدادی از برگزار کننده گان و اشتراک کننده گان شاید بخاطر کمک های مالی بعضی از نهاد های خارجی به این حرکت ها پیوسته باشند.

-  بعضی سیاست مداران معامله گر قسمیکه قبلاً از اسلام و حقوق بشر استفاده ابزاری نموده بودند حالا همدردی و نماز را هم وسیله یی برای رسیدن به اهدافشان قرار داده اند.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

طالب! تو یک موجود پست و فریبکار هستی

گروگان قرغیز را در بدل پول رها کردید، ولی در رسانه ها علت  رهایی این گروگان را دلایل بشر دوستانه اعلان میکنید. شما اگر واقعاً اینقدر بشر دوست هستید چرا تا هنوز ترجمان افغان را رها نکرده اید؟ آیا او بشر نیست؟ و یا هم دلایل کافی بشردستانه (پول) برای رهایی وی تا هنوز دریافت نکرده اید؟

ما خوب میدانیم که شما گروگانها را فقط در اثر معامله، در بدل پول و یا هم در اثر فشار رها میکنید. کسانکه پول، زور و چیزی برای معامله نداشته باشند هیچگاهی رها نمیگردند. ما بیاد داریم که شما چگونه خبرنگار ایتالوی را به دلایل به اصطلاح بشردوستانه رها کرده و اجمل نقشبندی و دریور افغان را سر بریدید. سربریدنها و لت و کوب اسیران اردوی ملی، پولیس ملی و کارمندان ملکی دولترا هم همیشه در وبسایتهایتان و شبکه های اجتماعی تماشا میکنیم و از ظلم و ستم تان که به نام ارعاب انجام میدهید از طریق مردم باخبر میگردیم.


شما اگر بویی از انسانیت و بشر دوستی میبردید، اطفال افغانرا که بخاطر  جمع آوری پسمانده های خوراک افراد پولیس به پوسته های آنان میرفتند، به جرم جاسوسی سر نمیبریدید.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |

 بعد از کوشش های شبانه روزی بلاخره وزیر صاحب معارف گاو تر از گاو هاچیزی نیافت و مسولیت مسمومیت دختران مکاتب را بالای بوی مدفوع حیوانات مخصوصاٌ گاو ها انداخت. اگر چه گاو ها این ادعا  را قبول ندارند و در نظر دارند تا بزودی بر علیه وزیر صاحب معارف به خاطر تهمت بالای مواد غایطه گاو ها شکایت کنند.  

نظر به استدلال گاو ها، مردمیکه در اثر بوی گنده گی های کارمندان دولتی،  مخالفین مسلح و زورمندان  مانند رشوت خوری، اختلاس، آدم کشی، بی عدالتی،  دین فروشی، وطن فروشی، تخریب سرمایه های ملی، تخریب و تاراج دارایی های عامه، دروغگویی، بی کفایتی و بی عقلی تا هنوز مسموم نشده اند محال است که با بوی سرگین گاو ها که سالها از آن برای پختن نان و گرم کردن خانه هایشان استفاده نموده اند، مسموم شوند.  

گاو ها از کسانیکه به حرفهای وزیر معارف باور نموده اند، درخواست مینمایند تا آنها هم گاو شوند، چون گاو شدن و گاو ماندن  بهتر از خر شدن است.

نوشته شده توسط وفی الله دهزاد - Wafiullah Dehzad  | لینک ثابت |