|
بلند گو
|
||
چند روز قبل برای خرید در یک دکان ایستاده بودم، که دکاندار از مشتری اش پرسید، "چند تا تخم بریت بتم؟"
مشتری گفت "12 تا"،
دکاندار هم برایش 12 دانه تخم داد.
خواستم که خوشمزه گی کرده با دکاندار کمی شوخی نمایم، به دکاندار گفتم، " من چند روز است که هر چی پروتین نوش جان میکنم تا هنوز موفق به دادن یک تخم هم نشده ام، خودت چطور در یک دقیقه 12 دانه تخم دادی؟"
دکاندار با یک لبخند به من گفت که "برای تخم دادن تنها خوردن پروتین کافی نیست، بلکه به چیزهای دیگر هم ضرورت است".
او در ادامه به من پیشنهاد داد که "حالا که اینقدر زحمت کشیدی و پروتین هم خوردی یک شب را با یک خروس بگذران که زحماتت به هدر نرود".
بعد از این گفتگوی تاریخی، متوجه شدم که تخم دادن آنقدر ها هم آسان نیست. از خیر تخم دادن گذشته و به دکاندار گفتم که "خدا اینکار را به خودت نیک و مبارک کند".
پیشنهاد صلح امریکا و قبولی آن از طرف طالبان کم از تخم دادن، آنهم 12 دانه در یکزمان نبود. دولتمردان ما وقتیکه که بخود آمدند و متوجه شدند که امریکاییها پیشدستی نموده و طالبان را حاضر به گفتگو ساخته اند، خواستند که ابتکار عمل را از دست امریکایی ها گرفته و خودشان پروسه صلح را به پیش ببرند. به همین منظور دولت هم به طالبان پیشنهاد صلح داد که پاسخ طالبان به این درخواست نه بود.
آنها تا هنوز نمیدانند که برای وادار کردن مخالفین به مذاکره ، تنها پیشنهاد و درخواست کافی نیست.امریکایی ها از نفوذ نظامی، سیاسی و پول هم استفاده نموده اند. بعضی ها میگویند، فقط بخاطر ایجاد دفتر طالبان در قطر امریکاییها 100 میلیون دالر اختصاص داده اند. با در نظر داشت اینهاییکه گفتم، حالا اگر دولت چیزهای دیگر برای استفاده دارد خوب، در غیر آن راهی را انتحاب کند که من در موضوع تخم دادن رفتم.
بهر حال بعد از آغاز مذاکرات و ایجاد دفتر در قطر،طالبان گفته اند که تفاهم آنها با جامعه جهانی به معنای قطع جنگ و پذیرفتن قانون اساسی افغانستان نیست. ولی طالبان معنای تفاهم شانرا نگفته اند ؟؟ ما سالهاست که در بین معانی و تعابیر متفاوت سر در گم هستیم. از تعابیر احکام اسلامی گرفته تا قانون اساسی و معنی واژه ها، همیشه در این مملکت مشکل وجود دارد. انتظار ما ازطالبان اینست که بخاطر رفع سو تعابیر، معنای تفاهم شانرا هم اعلان کنند، (اگر خودشان میدانند). در غیر آن ما هر برداشتیکه از تفاهم آنها نمودیم، اختیار داریم و طالبان در آینده حق شکایت را ندارند.
از نظر ما، چون طالبان در حالت جنگ با امریکا قرار دارند، باید قبل از هر تفاهم دیگر در رابطه با قطع جنگ تفاهم کنند، بخاطریکه هیچ تفاهم دیگر قبل از این تفاهم بین آنها ممکن نیست. اینکه طالبان از بالای این تفاهم پریده و به تفاهم در موارد دیگر میرسند، یکبار دیگر به اثبات میرساند که طالبان مانند تمام کارهای دیگرشان در تفاهم کردن هم منحصر به فرد هستند.
دولت ما اگر در هیچ کاری استعداد نداشته نباشد، حداقل در امضای پیمان های استراتیژیک با کشورها و سازمان های بین المللی بی رقیب است. فکر میکنم که تا حالا دولت ما غیر از من و شکتی کپور، با تمام دنیا یک پیمان و یا پیمانچه استراتیژیک امضا نموده است. خدا برکت بدهد!
ولی از نظر ما مشکل استراتیژیک این پیمانهای استراتیژیک غیر عملی بودن آنهاست. ظاهراً دولت ما این پیمانها را بخاطر ترساندن مخالفین و همسایه های نا اهل امضا میکند، ولی برداشت ما اینست که، این همسایه ها و مخالفین آنقدر چشم سفید شده اند که بی پیمان و با پیمان ما را انگولک میکنند.
در حال حاضر دنیا با امکانات بسیار زیاد در کشور ما حضور فزیکی دارند، ولی با آنهم همسایه ها با چشم سفیدی در امور ما دخالت میکنند و بنظر هم نمیرسد که اینها ییکه حالا از توپ و تفنگ نمیترسند، در آینده از ترس کاغذ به ما صدمه نرسانند.
تعجب استراتیژیک
عجب دنیایست، در اینجا دولت و نیروهای بین المللی، جهت همواز ساختن راه برای مذاکره با طالبان در جستجوی مکان مناسب برای ایجاد دفتر طالبان هستند. ولی در آنطرف مرز ملا عمر با فرستادن یک هیت تمام گروهای پاکستانی را متقاعد ساخته که از جنگیدن در پاکستان خودداری نموده و در عوض باید تمام توجه شانرا به جنگ در برابر نیروهای خارجی و افغان در افغانستان متمرکز بسازند.
در یک شهر گربه های بیشماری در کوچه ها و پسکوچه ها زنده گی میکردند، چون در این شهر برای گربه ها مواد غذایی ، آرامش کافی و کلپ های ورزشی بیشمار مهیا بود، گربه ها هم با استفاده از این امکانات خودشانرا قوی و خوش اندام ساخته بودند.
گربه های این شهر به هیچصورت به یکدیگر تن نمیداند، بجز از یک مورد، در این شهر یک گربه لاغری و ضعیف زنده گی مینمود. زمانیکه این گربه در کوچه ها گشت و گذار مینمود همه گربه های دیگر از ترس خودشانرا در گوشه و کنار پنهان مینمودند. یک گربه مسافر که از شهرهای بیرونی آمده بود، از دیدن این وضعیت متعجب گردیده و از گربه لاغری پرسید که "چگونه گربه های ورزشکار و تنومند از تو که یک گربه لاغری استی در هراس استند؟" گربه لاغری آهی کشید و گفت "ای برادر دنبال گپ نگرد، من در اصل پلنگ هستم ولی متاسفانه مرا چرس خراب کرده است".
یعنی پلنگ اگرمعتاد هم باشد باز هم پلنگ است و پشک ها هیچگاهی حتی جرئت نزدیک شدن به او را نمیداشته باشند. ولی در کشور ما اینطور نیست. از چندی به اینطرف اکثر مسولین دولتی ما دوپینگ نموده و شیر شده اند. آنها با استفاده از هر فرصت شیر بودنشانرا اعلان میکنند ولی برای توجیه ناتوانیهایشان بهانه میآورند، آنها گاهی خود را شیر بی دندان، شیر چره ، شیر اسهال و یا هم شیر ناتوان میگویند.
با برداشتیکه ما داریم شیر شیر است، شیر اگر خسی هم شود سگ و شغال جرئت نزدیک شدن به آنرا نمیداشته باشند، ولی به این شیر های ما بر علاوه سگها و شغالها حتی گربه ها هم صدمه میرسانند . فکر میکنم در ساختن این شیر ها از مواد چینایی استفاده صورت گرفته باشد و اگر وضعیت همینگونه ادامه یابد تا چند ماه دیگر موش ها هم در جاده ها به این شیر های ما اشترنگ خواهند زد. پس بهتر خواهد بود که این مسولین از شیر بودن صرفنظر نموده و دوباره آدم شوند، جای شک نیست که آدم شدن آنها هم به نفع خودشان است و هم به نفع مردم.
در جرگه عنعنوی رییس صاحب جمهور از امریکا خواست که با ما مانند شیر معامله نماید. رییس صاحب جمهور مشخص نساختند که ایشان خواستار چی نوع معامله هستند؟ تا جاییکه عقل ما کار میکند با شیر میشود معامله های گوناگون انجام داد. امید وار هستم که منظورشان از معامله همان معامله یی نباشد که بعضی ها فکر میکنند.
درخواست های کمیته های یک کم چهل گانه از امریکا بسیار حکیمانه بود و فکر میکنم ذکر چند مورد از این درخواست خالی از لطف نباشد.
درخواست های کمیته های یک کم چهل گانه1
ذکر همه در خواستها ممکن نیست، چون فکر میکنم که کمیته های یک کم چهل گانه، به غیر از چهار عرق و نی شکر همه چیز را از امریکا خواسته اند تا برای ما تهیه نمایند. خدا را شکر که از آنهمه درخواست فقط 76 فقره را در قطعنامه گنجاندند.
جرگه در برابر جرگه و پیمان در برابر پیمان
میگویند که مخالفین در اعتراض به پلان دولت برای امضای پیمان استراتیژیک با امریکا، در نظر دارند تا یک پیمان استراتیژیک با آی اس آی امضا نمایند. به گفته یکی از سخنگویان مخالفین، رهبر مخالفین در جرگه ییکه به همین منظور دایر گردیده بود از آی اس آی خواسته است که به منافع مخالفین توجه نموده، و باید با آنها مانند سگ معامله کنند.
در قطعنامه یی یک فقره یی مخالفین چنین آمده است که " ای اس آی باید هر چیزیراکه مخالفین ضرورت داشته باشند، برای آنها معیا نماید و در بدل آن مخالفین حاضر خواهند بود، تا هر کاری را که که آی اس آی به آنها بسپارد، انجام بدهند). رهبر مخالفین تاکید نمود است که آنها به معامله یی غیر از این تن نمیدهند.
1- یک کم چهل گانه یعنی 39 گانه، قرار بود که در این لویه جرگه 40 کمیته تشکیل گردد ولی چون هیچ کس نخواست عضو کمیته 39 گردد، هیت اداری کمیته 39 را حذف نمود.
اگر مشکلات با تدویر جرگه ها ، کنفرانس ها و یا تعین کمیسیونها و شورا ها حل میشد، ما بر علاوه اینکه در حال حاضر هیچ مشکلی نمیداشتیم، بلکه تا دهها سال آینده هم باید افغانستان روی مشکلات را نمیدید. ولی متاسفانه اینچنین نیست. نتایج ناکام برگزاری جرگه ها و کنفرانس های ده سال گذشته گویای این واقعیت است. تنها بخاطر صلح با مخالفین و آوردن ثبات در افغانستان دهها جرکه و کنفرانس برگزار گردید ولی هیچکدام نتیجه نداد و روز بروز وضعیت امنیتی بدتر گردید و کشور هم بی ثبات تر از گذشته.
مخالفین اعتقادی به صلح نداشتند و تا هنوز هم ندارند، آنها زمانیکه ایجاب نماید حتی به همدیگرشان هم رحم نمیکنند، چند روز قبل از عید دیدیم که در وردک بخاطر جمع آوری پوست و گوشت حیوانات مثل درنده ها به جان هم افتادند. با اینگونه دشمن بحث، مذاکره و مفاهمه مفهومی ندارد، تا زمانیکه مخالفین و اربابانشان در کشورهای همسایه به این نتیجه نرسند که نمیتوانند از راههای نظامی به اهدافشان در افغانستان برسند، حاضر به صلح با دولت افغانستان نمیگردند. فکر نمیکنم که درک این موضوع به نبوغ نیاز داشته باشد، ولی با آنهم دولت افغانستان بخاطر صلح با مخالفین دهها جرگه و کنفرانس برگزار نمود.
فردا باز هم قرار است لویه جرگه بخاطر تصمیم گیری (و یا هم مشوره دهی) روی پیمان استراتیژیک با امریکا و پلانهای آینده برای صلح با مخالفین دایر گردد. بحث های زیادی در مورد این لویه جرگه صورت گرفته است، که فکر میکنم نیازی به تکرار آنها نیست. چیزیکه برای ما مهم است حالتی است که ما بخاطر برگزاری این جرگه باید تحمل کنیم. شهر کابل چهره نظامی بخود گرفته است، راه های منتهی به محل برگزاری لویه جرگه بروی ترافیک مسدود گریده و مردمیکه در این محلات زنده گی میکنند در خانه هایشان زندانی گردیده اند. وضعیت ترافیک شهر امروز افتضاح بود، امروز من از منزل تا به محل کارم در دو نیم ساعت رسیدم. این مصافت را هر روز در بیست دقیقه طی میکردم.
فکر نمیکنم برگزاری این جرگه کدام مشکلی را حل نماید. تعدادی جمع میشوند، چند حرف مفت رد و بدل میگردد، و پولهایکه افغانستان به آن سخت نیاز دارد به شکم و جیبهای اشتراک کننده گان میرود. و متاسفانه مشکلات این جرگه را باید مردم کابل تحمل نمایند.
عطش دولت ما برای داشتن برادر های بیشتر هیچگاهی فرو نمینشیند. فقط یکماه از مایوسی دولت از برادری با طالبان بعد از سالها تلاش و امتیاز دهی گذشته بود که باز هم رییس صاحب جمهور پروژه برادر سازی پاکستان را آغاز نمود. اشتیاق آقای کرزی برای برادری با پاکستان چنان زیاد است که ایشان قبل از اینکه جواب پاکستان به درخواست های قبلی را دریافت نمایند، بصورت مکرر به این کشور پیامهای برادری میفرستند و حتی در این اواخر به پاکستان وعده ایستاده گی در برابر حمله متحد استراتیژیک افغانستان یعنی امریکا به پاکستان را هم داده اند. وعده ییکه همه دوستان و دشمنانرا متعجب ساخته است. اگر چه آقای کرزی در مصاحبه شان با جیو نیوز بر علاوه این موضوع به مسایل بسیار مهم در روابط افغانستان با پاکستان، بصورت بسیار همه جانبه اشاره نموده اند ولی متاسفانه رسانه ها فقط بخشی از گفته های او را انعکاس دادند که این موضوع قابل مکث است، و در جایی باید به آن پرداخته شود.
این قابل درک است که آقای کرزی در این شرایط تلاش میکند تا توازن را در روابط نگه دارند. ولی همه میدانیم که حمایت از یک کشور در برابر حمله کشور دیگر یک مسله حیاتی برای مردم و مملکت است و با شناختی که ما از رییس صاحب جمهور داریم ایشان در اینگونه موارد هیچگاهی بجای مردم، برای آنها تصمیم نمیگیرند. چیزیکه بسیاز آزار دهنده است، برخوردهای مقطعی و متفاوت دولت در برابر دوستان و دشمنان خارجی میباشد. قسمی بنظر میرسد که دولت در بعضی از موارد هیچ هدف مشخص ندارد و در مواردی هم اهداف در هم و برهمی را که آمکان رسیدن به آنها وجود ندارد تعقیب مینماید. این وضعیت با عث گردیده که همسایه ها به توانمندی ما بی باور گریده و به خشم و اظهارات برادری ما پشیزی ارزش ندهند.
این راهی نیست که ما باید دنبال کنیم، این حقیقت حالا به همگان روشن گردیده که قبول میلیونها مهاجر افغانی در پاکستان از روی برادری نه بلکه بخاطر رسیدن به اهداف مشخص صورت گرفته بود و نباید این به اصطلاع مهمان نوازی را اینقدر به رخ مردم بکشیم. فراموش نکنیم که پاکستان قبل از حکومت کمونیستی هم به گروه های اسلامیست جا، امکانات و اسلحه تهیه مینمودند. احیاً اگر این مهمان نوازی پاکستان از روی اخلاص هم بوده باشد باز هم منطقی نیست که بخاطر مهمانوازی پاکستان از 4 میلیون افغان از مصیبتیکه این کشور در 30 سال گذشته برای 25 میلیون در داخل کشور روا داشته، چشم پوشی کنیم.
تعقیب سیاست تضرع و امتیاز دهی در برابر همسایه ها با عث گردیده که آنها اهداف و خواسته هایرا که در گذشته ها بصورت پنهانی در افغانستان دنبال میکردند امروز آشکارا اظهار و پی گیری نمایند. ما با برخورد احساساتی و فرستادن درخواست های برادری نمیتوانیم پاکستان و طالبانرا از تعقیب اهدافشان در افغانستان منصرف گردانیم. راه های دیگر باید جستجو گردد تا جلو کسانیرا که در برابر ما و خلاف منافع ملی ما فعالیت میکنند، بگیریم. پاکستان هیچ گاهی نمیتواند و یا هم نیخواهد که با ما برادر باشد. اگر چنین اتفاقی هم بیآفتد برادری این کشور با ما مانند برادری قابیل خواهد بود. پاکستان همسایه ما است و ناگذیر هستیم تا با اینکشور روابط داشته باشیم، روابط با این همسایه باید طوری تنظیم گردد تا منافع هردو کشور تامین گردد. همسایه ها بدون اینکه برادر باشند هم میتوانند با هم زنده گی خوب داشته باشند، برای ما داشتن همسایه های بی آزار و مخلص بهتر از داشتن برادران نا اهل است.
بیرو بار بیش از حد و راه بندی های متواتر بخاطر عبور و مرور کارمندان بلند رتبه، شهریان کابل را به ستوه آورده است. اخیراٌ علاوه بر اینها، هر روز و یا یکی دو روز در میان ما شاهد تظاهرات به دلایل مختلف مخصو صاً بخاطر نتایج انتخابات پارلمانی هستیم که وضعیت ترافیک شهر را به حالت افتضاح رسانده است.
بعضی از گروها بعد از تجربه طریقه های مختلف در این اواخر تابوت های قانون، عدالت ، آزادی بیان و نمیدانم چی و چیرا در کشور به خاک سپردند، امیدوار هستم که این مراسم تدفین ختم جنجالها باشد و ما در آینده شاهد مراسم فاتحه گیری، شب جمعه گی، چهل ، سال و غیره نباشیم.
تاریخ: نصف روز سال 1432
محل: مهمانخانه یکی از وکلای ولسی جرگه
موضوع: بد رفتاری با زندانیان طالب
از طرف: امیر المومنین ملا محمد عمر غازی، مجاهد ....................................................
مقدمه
اخیراٌ ما از طریق تلویزونها که تماشای برنامه های آنها را قبلاً حرام ساخته بودیم آگاهی حاصل نمودیم که مسولین زندانهای دولت افغانستان با طالبان در زندانها بدرفتاری میکنند. بناً لازم دیدم که این فرمان را در رابطه صادر کنم تا درسی باشد برای کسانیکه طالبان را شکنجه میکند. این غافلان و بی خبران باید بدانند که صلاحیت بستن، شکنجه کردن و کشتن را فقط طالبان دارند و دیگران حق اینکار ها را ندارند . آزار رساندن به طالبان به هر شکلی که باشد حرام میباشد.
مواد فرمان
شکنجه و بد رفتاری با طالبان حرام و نادرست میباشد و باید با آنها برخورد خوب صورت گیرد. شاید بعضی ها معنی برخورد خوب را نفهمند، برای خلاص نمودن کله آنها چند نمونه از برخورد خوب را مینویسم، بقیه باشد برای بعد.
1- برای خوشحالی هر چی بیشتر طالبان زندانی باید هفته یکروز کنسرت برگزار گردد. آوازخوانان این کنسرت ها باید مشخصات ذیل را داشته باشند.
خلص کلام یعنی نازیه اقبال ، غزاله جاوید و همسالهم باشند.
2- رادیو صدای شریعت باید فعال گردیده و از همان طریق هفته سه روز برای زندانیان آهنگ های بدون ساز و هفته سه روز دیگر هم آهنگ های باساز نشر گردد.
3- روز یک پاکت نصوار گژدمی که هنگام استفاده چشمهای استفاده کننده را حد اقل برای پنج دقیقه قیچ بسازد باید در اختیار این زندانیان قرار بگیرد. برای زندانیان پاکستانی تهیه تیل شرشم برای چرب کردن سر و زیر شان حتمی است.
4- برای منظره (1) کردن این زندانیان چند بته بادنجان رومی و گلپی باید درتمام اتاقهای زندانها وجود داشته باشد.
5- چون این زندانیان از طرف ملاهای پاکستانی از نماز خواندن معاف گردیده اند به جانماز ضرورت ندارند. ولی این زندانیان باید هر روز برای دوساعت شهر گشت بروند. در جریان شهر گشت آنها باید مجهز به کیبل و شیشه الیکین باشند، تا با استفاده از آنها هم کسانیرا که در حال نماز خواندن نمیباشند کیبل کاری نمایند و هم سنتی ها و ریش مردم را تول و ترازو کنند.
6- چون بعضی از این زندانیان از کشتن انسانها لذت میبرند و اگر آنها کسی را نکشند خمار میمانند مسولین زندانها باید برای شکستاندن خمار آنها هفته دو بار چند نفر را نزد آنها ببرند تا زندانیان عزیز ما آنها را بکشند. افرادیکه برای قربانی نزد طالبان فرستاده میشوند باید مشخصات ذیل را داشته باشند.
7- یک کیسه مال و یک حمام برای هر زندانی باید وجود داشته باشد چون طالبان بعد از کشتن انسانها خسته میشوند و به ماساژ ضرورت پیدا میکنند، ناگفته نباید گذاشت که این جنگجویان به حمام کردن زیاد علاقه ندارند و از آنجا فقط برای استنجا زدن و بعضی از کارهای دیگر استفاده خواهند نمود.
این فرمان از امروز نافذ و در همه زندانها قابل تطبیق میباشد، کسانیکه از تطبیق این فرمان سرپیچی کنند به قتل میرسند، کسانیرا که توان کشتنشانرا نداریم بد دعا خواهیم نمود تا در این دنیا به مرض بواسیر و در آن دنیا هم به مرض قلنج گرفتار گردند.
امضا
پشم
منظره: در کتاب لغت طالبانی به معنی تفریح و یا نگاه کردن برای چند دقیقه و یا چند ساعت به درخت و یا بته میباشد
نابسامانی های سه دهه گذشته با عث گردید که تعدادی از هموطنان ما به کشور های مختلف بخصوص پاکستان و ایران مهاجرت کنند، بعد از سقوط طالبان تعدادی زیادی از این هموطنان ما بنابر دلایل مختلف دو باره به وطن بازگشتند. اکثریت هموطنان ما نظر به علاقه قلبی که به کشور داشتند ،بازگشتند، تعدادی را معاشهای دالری به کشور کشاند و برخی ها را هم سازمانهای استخبارتی به کشور فرستاد.
حتی رییس جمهور معتقد است که کشور های دور و نزدیک حتی در کابینه افغانستان عوامل نفوذی دارند، موجودیت این عوامل مخصوصاٌ عوامل سازمانهای استخباراتی کشور های همسایه با عث گردیده که سیاست های دولت افغانستان در مقابل این همسایه ها بسیار منفعلانه باشد.
چند روز قبل در یکی از تلویزیونهای پاکستانی گزارشی در مورد افغانستان نشر گردید، معلوماتیکه در این گزارش ارایه گردید از حاکمیت کامل طالبان در 13 ولایت و حاکمیت نسبی آنها در چند ولایت دیگر حکایت مینمود که بنظر من این آمار بسیار غرض آلود و غیر واقعی بود. در پهلوی ارایه آمار فوق در این گزارش با یکی از سیاست مداران افغان که در هر دو دوره پارلمان بعد از طالبان به حیث وکیل انتخاب گردیده بود و در ضمن یکی از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری هم بود مصاحبه صورت گرفته بود.
این آقا به زبان اردو مصاحبه مینمود و بر علاوه اینکه هیچ عکس العملی در رابطه با ارایه آمار نادرست گزارشکر نشان نداد بلکه با آب و تاب از نظام و دولت افغانستان انتقاد مینمود. برای من جای تعجب بود چون من حتی یک سرباز و کارمند معمولی پاکستان را سراغ ندارم که در رسانه های ما بر علیه دولتشان صحبت نموده باشد، نمیدانم سیاست مدار های ما چرا اینقدر فرومایه و بی تدبیر هستند، که تا هنوز هم، آگاهانه و یا هم نا آگاهانه وسیله یی تبلیغاتی و سیاسی برای منافع پاکستان میگردند، در حالیکه تقریباً تمام جناح ها به یک اجماع علیه پاکستان رسیده اند و این موضوع تقریباً برای اکثر افغانها و حتی نیروهای بین المللی به اثبات رسیده که نظام پاکستان شاید برای عناصر فروخته شده و جوسیس شان بادار خوب باشد ولی هیچگاهی نمیتواند دوست خوب برای افغانستان و مردمش باشد.
پاکستان یک دشمن دوست نما است و بنظر من هزینه دشمنی با پاکستان شاید به مراتب کمتر از دوستی با آنکشور باشد. ولی یک موضوعیکه مهمتر از دوستی و دشمنی با پاکستان است و دولت و مردم باید با جدیت به آن بپردازند، مبارزه با جواسیس پاکستانی چی در حالت دوستی با پاکستان باشیم و چی هم دشمنی، میباشد. پاکستان بدون این افراد که تعداد شان هم بسیاز زیاد است هیچ کاری علیه کشور ما انجام داده نمیتواند، بنابراین مبارزه با این جواسیس و آدمهای احمقیکه نا آگاهانه برای منافع پاکستان کار میکنند باید در صدر اولویت های دولت و مردم باشد.
امروز تمام رهبران سیاسی پاکستان همراه با رهبری دولت و ارتش پاکستان گرد هم میآیند تا یک موضع گیری واحد در برابر گفته های مقامات امریکایی اتخاذ نمایند. این گروه ها در موارد حزبی و گروهی شان مانند سگ به جان هم افتاده اند ولی زمانیکه پای منافع ملی شان به میان می آید همه با هم متحد میگردند.
ولی سیاسیون ما این درک و احساس ملی را ندارند، در حال حاضر کشور را خطرات بسیار جدی تهدید مینماید ولی گروه های سیاسی ما هر کدام بخاطرپول، موقف، منافع شخصی و گروهی شان کار میکنند و برای آنها منافع ملی هیچ ارزشی ندارد.
این است فرق گروهای سیاسی ما با پاکستان! و جوابی به این سوال که بعضی ها میپرسند که "چگونه پاکستان با 50 سال تاریخش داشتن یک دولت مزدور را در افغانستان حق پدری خود میداند؟ و چرا دنیا با وجودیکه میداند مرکز اصلی تروریزم پاکستان است علیه آن اقدام نمیکند؟"
میگویند که کمیته حقیقت یابی به اشتراک نماینده گان سازمان ملل متحد جهت ریشه یابی ترور آقای برهان الدین ربانی باید ایجاد گردد. ما میگوییم نیازی به کمیته حقیقت یاب نیست، ترورآقای ربانی توسط برادران ناراضی (طالبان) و به کمک برادران راضی (عوامل نفوذی طالبان در دولت) صورت گرفته است. البته جای شک نیست که طراحی این حمله توسط پدر خوانده برادران راضی و ناراضی (ISI) صورت گرفته است.
میگویند در یکی از ولایات افغانستان یک شاگرد از استاد جغرافیه سوال کرد "استاد این چی حساب است که کابل به آفتاب نزدیک است و هوای معتدل دارد ولی پشاور که نظر به کابل از آفتاب دور تر است هوایش گرمتر است؟" استاد که جغرافیه اش ضعیف تر از جغرافیه ما بود بعد از اینکه هیچ جوابی نیافت به شاگرد گفت " خر ...... یست دگه".
اعتراضات به نتایج انتخابات کماکان ادامه دارد، اوضاع در هم و بر هم است، تعدادی اعتراض دارند که چرا 9 نفر رفت و کسانی هم اعتراض دارند که چرا 62 نفر نرفت، همه خواهان تحقق خواسته هایشان هستند و اگر به خواسته هایشان نرسند تظاهرات راه میآندازند. آنهاییکه اعضای پارلمان هستند اگر تمام 5 سال کاریشانرا در تظاهرات بگذرانند باز هم معاش دریافت میکنند ولی نمیدانم بقیه معترضین چگونه مخارج زنده گی شانرا تامین میکنند؟
بعضی ها در این چند سال در اشتراک و سازماندهی تظاهرات تخصص پیدا کرده اند، بعضی از چهره ها هستند که میشود آنها را در تمام تظاهرات دید، از تظاهرات برای احقاق حقوق DDR شده ها گرفته تا تظاهرات برعلیه تقلب کردن و تقلب نکردنها در انتخابات. این افراد به حیث سازمانده در تظاهراتی اشتراک میکنند که اصلاٌ ربطی به آنها ندارد. مثلاً در میان کاندیدان معترض اشخاصی هستند که سابقه چندین ساله سازماندهی و اشتراک در تظاهرات را دارند، و حالا هم با وجودیکه میدانند در هیچصورت برنده نیستند (نه با تطبیق فیصله اول و دوم کمیسیون و نه هم با فیصله دادگاه) ولی با آن هم همیشه در صف اول تظاهرات قرار دارند.
ما درست نفهمیدیم که سازماندهی و اشتراک در تظاهرات حماقت است؟ یا کدام مرضیکه در اثر آلوده گی هوای کابل به %32 مواد غایطه عاید حال این تظاهرات چی ها گریده یا هم شغل؟؟؟؟ و یا هیچکدام اینها نیست و همان گفته استاد جغرافیه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یادداشت: ما ماه ها قبل فتوا داده بودیم که راه حل انتخابات یک صفر (0) است، یعنی یا یک صفر در پهلوی 249 گذاشته و کرسیهای پارلمان را 2490 ساخته همه کاندید ها را به پارلمان بفرستند و یا هم 249 را ضرب صفر نموده و دروازه های پارلمان را ببندند. متاسفانه کسی فتوای ما را نشنید.
بسیار شرم آور است که تعدادی از جوانان مملکت ما با زیر و زبر میدانند که در چهودا آگست (به گفته این جوانان و پاکستانی ها) چی واقع شده ولی نمیدانند که به چه مناسبتی 28 اسد در افغانستان تعطیل عمومی است.
بسیار درد آور است که هزار و یک مشکل در مملکت وجود دارد ولی تمام انرژی کارمندان هر سه قوای دولت، اپوزیسیون و نهاد های جامعه مدنی صرف جنجالهای انتخابات سال گذشته میگردد.
بسیار رنج آور است که تعدادی از مردم تا هنوز هم دنباله رو مسخره بازی دلقکهای سیاسی هستند و روز شانرا در شعار دادن به نفع و ضرر این و آن میگذرانند.
بسیار مایوس کننده است که ما از یک فرصت بزرگ تاریخی که بعد از سقوط طالبان بوجود آمد، نتوانستیم درچند سال گذشته برای ساختن نظام و کشور خود بصورت درست استفاده کنیم.
بسیار زننده است که تعدادی در طول سالهای گذشته از راه های نا مشروع به ثروت اندوزی ادامه دادند ولی کسی نتوانست در مقابل اینکار آنها قرار بگیرد.
بسیار جای تاسف است که در بعضی از ولایات کشور ما فروشنده گان اجناس شانرا به پول پاکستانی (کلدار) میفروشند. فروشنده گان در این ولایات به مشتریانیکه پول پاکستانی با خود نداشته باشند با تعجب نگاه کرده و بعداٌ ماشین حسابشانرا از جیب درآورده و معادل قیمت جنس را به افغانی میسنجند. طوری بنظر میرسد که هم دولت و هم مردم در این محلات با اینکار کنار آمده اند.
بسیار خنده آور است که در این آشفته بازار برای یک ماده قانون اساسی ده ها تعبیر و تفسیر مختلف ارائه میگردد ولی کسی نیست که جلو اینکار را بگیرد.
به هر حال روز استرداد استقلال به همه مبارک باد
نوت: این مطلب با مطالب دیگر فرق دارد، خواننده گان قبل از خواندن مطلب باید طرز استفاده آنرا که در آخر مطلب نوشته شده بخوانند.
ادعای خانم وکیل
یکتن از وکلای زن در مجلس نماینده گان ادعا دارد که او با ملا عمر ملاقات ها داشته و همین حالا هم ملا عمر در افغانستان و مهمان این خانم است . ایشان مشخص نکرده اند که این مهمانی به کدام مناسبت است؟ پایوازی و یا چله گریز؟
چند فرمان ملا عمر در مورد زنان
- هرزنیکه با روی برهنه، بدون چادری از منزل بیرون شود منزلش نشانی و برای شوهرش جزای لازم بدهید. یا زن را با در نظر داشت حالت جا بجا تهدید نمایید. (در فرامین ملا عمر معنی تهدید مشخص نشده بود ولی با در نظر داشت برخورد طالبان در زمان حکومت شان، شاید منظور ایشان از تهدید لت و کوب با کیبل بوده باشد).
- هر گاه زن ذکر شده در وسایط نقلیه در حالت انتقال دیده شود، دریور را نیز با در نظر داشت حالت از 1 الی 5 یوم حبس نمایید.
- زنیکه توسط خیاط لباس میدوزد و در دکان آن دیده شود، زن را تهدید و خیاط را الی ده یوم حبس نمایید.
- بین داکتران و پرستاران زن و مرد نشستن و سخن گفتن ممنوع است. اگر به مفاهمه ضرورت پیدا شود در آنصورت در حجاب با هم مفاهمه نمایند.
- داکتران زنانه مکلف اند که در لباس کهنه از منزل به شفاخانه بیایند، لباس زینت به تن نکنند و نه زینت دیگر.
طرز استفاده از مطلب:
اول فرمانهای ملا عمر را خوانده بعد از آن ادعای خانم وکیل را بخوانید، مطمین هستم که بعد از انجام اینکار ها از خنده گرده درد میشوید.
توصیه ضروری: تجدید وضو بعد از خواندن این مطلب به همه خواننده گان توصیه میگردد.
این رفتار و گفتار مسولین دولتی مردم را کاملاٌ حیران و پریشان ساخته است، درست مانند همان شوهریکه خانمش را بعد از عروسی حیران و پریشان نموده بود. (برای درک اینجمله باید فکاهی حیران و پریشان را بشنوید).
از این نمونه ها بسیار است، نمیفهمم رییس صاحب جمهور با این معیاریکه برای انتخاب وزرا و سایر کارمندان بلند رتبه دارند، چگونه هفت تن از وزرای باقیمانده حکومت را تا هنوز معرفی ننموده اند؟ بعضی ها دلیل معرفی نشدن وزرا را نیافتن افراد شایسته میدانند، ولی من اینطور فکر نمیکنم. بنظر من با این معیاریکه رییس صاحب دارند، پیدا کردن چند وزیر حتی برای من بسیار ساده است، چی رسد به رییس صاحب جمهور با اینهمه مشاورین کاردان و قدردان شان.
بهر حال مشکل هر چی باشد، من بخاطر احساس وطن دوستی که دارم جهت آسان ساختن کار رییس صاحب جمهور عجالتاٌ لطف نموده هفت نفر را برای هفت وزارت بی وزیر معرفی میکنم و در آینده اگر رییس صاحب خواسته باشند تعداد بیشتر را هم معرفی خواهم نمود.
اسامی کاندید وزرا
|
|