روح الله نیکپا تاریخ ساخت

دیروز از صبح بصورت دوامدار نتایج مسابقات تکواندو در المپیک را تعقیب مینمودم ، زیرا یک ورزشکار افغانستان روح الله نیکپا مسابقه داشت، زمانیکه خبر رسیدن این ورزشکار عزیز ما به مدال برونز را شنیدم بسیار هیجانی شده بودم، واقعآٌ یک افتخار بزرگ برای کشور ما است.

 کسب این افتخار به اثبات میرساند که اگر افغانها بخواهند میتوانند دستآوردهای مثبت هم داشته باشند، کشور ما در جهان با دستآوردهای منفی اش مانند تولید مواد مخدر، جنگ ، فساد اداری ، تجاوز بالای اطفال ، خشونت علیه زنان و غیره مشهور است ولی حال زمان آن فرا رسیده که مردم دستآورد های مثبت را با این لکه های بدنامی جایگزین نمایند.

روح الله نیکپا تکواندو کار کشور ما توانست برای اولین بار از مسابقات المپیک مدال بدست بیآورد، این یک افتخار بزرگ برای ورزش کشور ماست. گرفتن مدال المپیک کار ساده نیست ، کشور های دیگر جهان میلیون ها دالر بالای ورزشکاران خود به مصرف میرسانند و ده ها ورزشکار به المپیک میفرستند ولی بدون رسیدن به مدال به کشور هایشان باز میگردند ولی افغانستان فقط 4 ورزشکار به المپیک فرستاد که تا هنوز یک مدال بدست آوردیم و امید زیاد داشتم که تکواندو کار دیگر ما نثار احمد بهاوی هم  به مدال برسد ولی متاسفانه چند دقیقه قبل نثار در مسابقه اولش در برابرا مارک لوپز امریکایی شکست خورد.

مصطلحات ملی و بین المللی

مسله دانشگاه و پوهنتون باز هم در مجلس شورای ملی بحث بر انگیز شد. واقعاٌ خجالت آور است مردم و مملکت در چی حال است صدها مشکل کشور و زندگی مردم این مملکت را تهدید میکند ولی  روشنفکران  ، نخبه گان ما چی در دولت و یا بیرون ازدولت ماه هاست که تمام انرژی و وقت شانرا صرف دعوا بخاطر گفتن و یا نگفتن چند واژه به مصرف میرسانند.

مشکل اینست که مخالفان استفاده از کلمه های دانشگاه و دانشکده میگویند که پوهنتون و پوهنزی جز مصطلحات ملی ماست و ضرورتی به استفاده از واژه های دیگر نمیباشد. ولی در جواب طرفداران استفاده از کلمه های دانشگاه و دانشکده میگویند که هیچ مجموعه از مصطلحات ملی وجود ندارد تا  ثابت کند که پوهنتون و پوهنزی جز اصطلاحات ملی است.

خوب چون کار ما (من) یافتن راه حل به مشکلات است ، خواستم که برای  این مشکل  هم یک راه حل پیدا کنم  و به همین منظور بخشی از مصطلحات بین المللی را برای استفاده علاقمندان در وبلاگم میگذارم. اگرچه این راه حل هم مشکل پوهنتون و دانشگاه را حل نمیکند ولی برای جلو گیری از همچو تنش ها در آینده کمک میکند. (همیشه پیشگیری بهتر از درمان است)

 

لست اصطلاحات بین المللی  

- لندغر : یکنوع حشره مضر است که در خانه ها ، مکاتب پسرانه و محلات کار کم ولی در مقابل مکاتب دخترانه و شهر و بازار زیاد پیدا میشوند.

مثال زنده : احمد شاه تیری نام

 

- سوخته چوب : به کسانی گفته میشود که بیش از حد سیاه و لاغر باشند.

مثال زنده: خسربره دوست محمد

 

- تره تخمی : کسی که به درد هیچ کار نخورد، حتی از وجودش صابون هم درست نشود.

مثال زنده : اکرم تره و جان محمد مکتب گریز

 

- قاف نی : کسانیکه قبرغه هایشان از بیرون قابل شمارش باشد.

مثال زنده : صبور سُرنی

                                 

- لت سلطان محمود: کسانیکه حتی بخاطر تشناب رفتن به جر ثقیل ضرورت داشته باشند.

مثال زنده : قربان سوته گل

 

- بد خور : کسانیکه زورشان کم و قهر شان زیاد باشد.

مثال زنده : اسماعیل چره       

 

غم درون : کسی که همیشه برای تشویش کردن دنبال سوژه میگردد ، و همیشه از سر و رویش بادلیل و بدون دلیل غم و تشویش میبارد.

مثال زنده : رسول غم بو

 

- لوده طوی : کسانیکه بدون اینکه کسی دعوت شان کند به عروسی ها میروند و کلان کاری هم میکنند.

مثال زنده : توریالی جیمی جیمی (جیمی جیمی بخاطری که همیشه در همین ساز رقص میکند)

 

- پیش پزک : کسانیکه برای هر کار قبل از وقت اقدام کنند و در هر دوغ مگس باشند ، اکثر این افراد کسانی استند که قبل از وقت بدنیا آمده اند (در شش ماهگی).

مثال زنده : رسول نقصانی (این برادر ما زمانیکه (در 5 ماهگی ) تولد شده بود همه فکر میکردند که مرده بدنیا آمده ولی نمیدانم کرامات کی بود که زنده برآمد)

 

- جفنگ : هذیان گفتن در حالت نورمال ، گپ های مفت         

 

برای امروز به همین اندازه کافیست، بخاطریکه زیادش باز برای صحت خواننده خوب نیست ، تعداد دیگر از اصطلاحات را بعداٌ در وبلاگ میگذارم.

 

 

ادامه دارد

امید های افغانستان در المپیک 2008

سالهاست که از ورزش دور ماندیم ، البته از ورزش کردن ولی تا هنوز هم به ورزش علاقه خاص دارم یعنی ورزشکار نی خو حالی ورزش دوست هستم.

بازیهای المپیک شروع شده و خوشبختانه افغانستان هم 4 اشتراک کننده در این رقابتها دارد که چند ماه قبل کوتاه در مورد اشتراک کننده گان افغانی نوشته بودم، فقط تغیری که در ترکیب اشتراک کننده گان افغان آمده جایگزینی روبینا مقیمیار با محبوبه احد یار است "روح الله نیکپا و نثار احمد بهاوی در رشته تکواندو ، روبینا مقیمیار و مسعود عزیزی در رشته دوش اشتراک کننده گان افغان در این رقابتها هستند".

 احد یار که برای تمرینات آماده گی به ایتالیا رفته بود بعد از رسیدن به ایتالیا از آنکشور تقاضای پناهنده گی سیاسی نمود، آفرینش که توانست در یک روز از ورزشکار به سیاستمدار تغیر مسلک بدهد. البته این بار اول نیست چند سال قبل هم تعدادی از اعضای تیم ملی فوتبال کشور بمجرد رسیدن به ایتالیا ناپدید شدند که تا هنوز هم در همان دور و بر اروپا زندگی میکنند.

خوب زیاد پشت گذشته ها نمیگردم، بدبختانه در کشور ما تعداد کسانیکه از امکانات مملکت استفاده میکنند ولی بجای افتخار برای مملکت خجالت میآفرینند کم نیستند. بر میگردم به موضوع اصلی

 

بازیهای المپیک یک رویداد بسیار بزرگ ورزشی است، امثال تقریباٌ بیش از 60 رهبر از کشور های مختلف بشمول آقای کرزی در مراسم افتتاحیه این بازیها بتاریخ 8 اگست اشتراک نموده بودند که خود نشانگر اهمیت این بازیهاست. شعار این بازیها "یک دنیا، یک رویا" است، این شعار از تمام جهانیان میخواهد که به روح المپیک بپیوندند و آینده بهتر برای بشریت بسازند ، در این رقابت ها ورزشکاران از بیشتر از 200 کشور جهان اشتراک نموده اند و برای 302 مدال طلا به رقابت میپردازند.

 

بالا راست به چپ: روح الله نیکپا ، مسعود عزیزی

پایین : نثار احمد بهاوی ، روبینا مقیم یار

 

تا هنوز افغانستان در 11 دور این بازیها اشتراک نموده که متاسفانه تا هنوز هیچ مدالی در تاریخ ورزش خود از این رقابتها بدست نیآورده ، امید وار هستم که امسال ورزشکاران عزیز ما این افتخار را برای کشور و مردم خود کسب نمایند و تاریخ ساز شوند. ما در دو بخش اشتراک کننده خواهیم داشت، تکواندو و دوش مسابقات تکواندو از تاریخ 20 اگست شروع میشود و برای 4 روز الی 23 اگست ادامه خواهد یافت و همچنان مسابقات اتلتیک از 15 اگست شروع و الی 24 اگست ادامه میآبد، برای اشتراک کننده گان عزیز هموطن خود موفقیت آرزو میکنم.

کار / خرابکاری

یک موضوع که در این اواخر در میان مسولین دولتی رواج یافته اینست که هرگاهیکه مردم از کارکردهایشان انتقاد میکنند آنها ساعات کارشانرا برخ مردم میکشند. بعضا شنیدیم که مثلاٌ فلان وزیر تا ساعت 2 شب در دفترش کار میکند و یا فلان وزیر شب ها را بیدار صبح میکند و گپ های دیگر از این قبیل. بگمانم دولتمردان عزیز ما خانه داری شانرا هم میخواهند که بالای مردم حساب کنند.  

(دولت اخطار کرده که اگر کسی بدون ثبوت بالای مسولین دولتی انتقاد کند، محاکمه میشود، قبل از اینکه ادامه بدهم یک موضوع را باید همین حالا روشن کنم و آن اینکه موضوع خانه داری که گفتم  بدون ثبوت است .)

 

دولتمردان باید بفهمند که برای مردم شب تا ساعت 2 در دفتر نشستن و یا شب ها بیدار خوابی کردن مهم نیست، مردم فقط نتیجه میخواهند، اگر وزیر انرژی 12 ساعت کار کند، یا مسولین امنیتی بیشتر از آن و یا دیگر وزرا 24 ساعت بنظرم برای مردم مهم نیست.

زمانیکه وضعیت برق بدتر شود ، بدامنی بیشتر گردد، سرمایه ها از کشور فرار کند، بیکاری سرتاسری گردد، تولید مواد مخدر بیشتر گردد، طالبان تا دروازه های کابل برسند، و مسولین هم ساعات کارشانرا برخ مردم بکشند در این حالت  کسی نمیتواند  بگوید که مسولین کار نمیکنند، آنها کار میکنند ولی از نوع خرابش یا واضع تر بگویم مسولین خرابکاری میکنند.

خلاصه ختم کلام اینکه مردم از مسولین کار با نتیجه میخواهند نه خرابکاری ، تا وقتیکه امنیت تامین نگردد، برق به خانه های مردم نرسد، اقتصاد مردم و کشور رو به بهبود نگردد، تولید مواد مخدر کم نشود، مبارزه واقعی بر زد فساد شروع نشود، خدمات شهری برای مردم فراهم نگردد و بیکاری کم نشود مردم به کار های بی نتیجه علاقه ندارند و آنها را به حساب هم نمیآ ورند.

جهاد خارجیها در افغانستان

در افغانستان سالهاست که جنگ جریان دارد، و تقریباٌ اکثر جنگ های که در این کشور صورت گرفته و میگیرد به آنها نام جهاد داده میشود، قسمیکه ریس جمهور در یکی از مصاحبه هایش گفت " که اگر امام مکه را هم در افغانستان بیآورید، باز هم پاکستانی ها و همکاران عربشان بر علیه افغانستان فتوای  جهاد را میدهند"

ریس جمهور درست هم میگوید، همه کوشش کردند و میکنند که برای رسیدن به اهدافشان دین و کلمه جهاد را وسیله بسازند. خارجی ها همیشه به نام دین و جهاد مردم ما را استعمال میکنند و جای تعجب اینست که مردم ما هم بار ها و بار ها استعمال میشوند.

 

عمر بن لادن پسر اسامه بن لادن با خانم انگلیسی اش

 

همین حالا خارجی ها از اکثر کشور های عربی مانندعربستان سعودی، یمن، مصر، اردن و سایر کشور های عربی همچنان از دیگر کشور ها مانند پاکستان، چچن ، ازبکستان و غیره در افغانستان مشغول به اصطلاح جهاد هستند. چرا اینها همیشه افغانستانرا برای جهادشان انتخاب میکنند ؟ و دلایلی که اینها به جنگ شان در افغانستان دارند چیست؟

خوب از سوال دوم شروع میکنم، دلایل که این جنگجویان برای به اصطلاح جهاد شان در افغانستان ارائه میکنند چند موضوع است.

-         در افغانستان نیروهای خارجی (کفار) موجود است.

-         در افغانستان شریعت 100% تطبیق نمیگردد.

-         فساد کم کم در افغانستان رواج پیدا نموده.

-         در افغانستان تلویزونها نشرات غیر اسلامی دارد.

-         و بعضی دلایل دیگر از این قبیل

 

مسلمانان جهاد را اول باید از نفس خود شروع کنند ، بعداٌ علیه منکراتیکه در فامیلهایشان وجود داشته باشد  بعدا درٌ محله و شهر هایشان بعدآ در کشورهای خودشان  و در آخر در جاهای دیگر. آیا جنگجویان خارجی همه این مراحل را گذشتانده اند که حال مصروف به ا صطلاح  جهاد در افغانستان هستند؟ و یا شاید در ممالک خودشان دلیلی برای جهاد کردن وجود ندارد؟

 

بخاطر فهمیدن فقط باید ببینیم که در کشور های که آنها از آنجا به افغانستان برای جهاد آمدند چی میگذرد.

 

دلیل اول

حضور نیروهای خارجی : امریکایی ها قبل از اینکه به افغانستان بیایند در اکثر کشور های عربی حضور داشتند و تا هنوز دارند. امریکا در اکثر کشور های عربی پایگاه های نظامی دارد، در امارات، قطر، عربستان سعودی ، مصر و تعداد دیگری از کشور های عربی.  مصر و اردن که تعداد زیادی از اتباع شان در افغانستان مشغول تخریب هستند، تنها کشورهای اسلامی هستند که با اسرائیل دشمن درجه یک مسلمانان روابط دیپلوماتیک دارند، اگرچه در پاکستان نیروهای امریکایی حضور گسترده ندارند ولی از سالها بدینسو حکومت های پاکستان حتی آبرا بدون اجازه امریکایی ها نمیخورند، چچن عملاٌ در زیر کنترول نیروهای روس است، نیروهای روس و امریکایی چندین سال در ازبکستان حضور داشتند.

 

عساکر امریکایی در کویت (کمپ پاتریوت)

 

از راست به چپ: خانم مبارک،  ملک عبدالله پادشاه اردن ، حسن مبارک ریس جمهور مصر و ملکه رانیا خانم ملک عبدالله

 

دلیل دوم

 تطبیق شریعت:  اگر افغانستان را با سایر کشورهای اسلامی مقایسه کنیم با آسانی میفهمیم که قوانین اسلامی نظر به هر جای دیگر در افغانستان بیشتر تطبیق میگردد. در اکثر کشورهای اسلامی مانند پاکستان، مصر، اردن، ازبکستان  حجاب اسلامی اصلاٌ وجود ندارد، قوانین اسلامی تطبیق نمیگردد ، سیستم حکومت داری شان غیر اسلامیست حتی روز های تعطیل شان غیر اسلامیست.

 

دلیل سوم

فساد و فحشا : در تمام کشور هایکه جهاد گرانشان به افغانستان آمده اند فساد و فحشا بیشتر از افغانستان وجود دارد، حتی در عربستان سعودی.

در پاکستان، مصر ، اردن، امارات فحشا تقریباٌ بصورت علنی وجود دارد، در بعضی ممالک وضعیت بدتر از کشور های اروپایی است، تعداد زیادی از اروپایی ها و امریکایی ها برای فحشا به کشورهای مانند مصر و امارات میروند.

 

دلیل چهارم

نشرات غیر اسلامی در تلویزیونها: در این مورد هم افغانستان عقب مانده ترین است ، چینل های تلویزیونی بیشتر از کشورهای اسلامی غیر اسلامی تر و آزاد تر از چینل های تلویزیونی کشورهای اروپایی است.

 

 ریما هنر پیشه پاکستانی

 

ببینید در همه موارد وضعیت در سایر کشورها بسیار بد تر از افغانستان است ، پس چرا این به اصطلاح جهاد گران افغانستانرا همیشه برای جهاد شان انتخاب میکنند؟

جواب ساده است ، بخاطریکه اینها در کشور های خودشان هیچ کاری کرده نمیتوانند، اکثر این افراد در کشورهای خودشان بخاطر سابقه بدی که داشتند تحت تعقیب هستند ، تنها دیگ که بدون سرپوش است افغانستان است، در افغانستان حکومت قدرتمند وجود ندارد، و مردم  هم به آسانی فریب میخورند، ما افغانها همیشه فریب خارجی ها را میخوریم، سالهاست که به گفته این و آن خارجی هموطنان خود را میکشیم و کشور خود را ویران میکنیم و بنظرم این بدبختی تا زمانیکه ما افغانها فریب میخوریم ادامه خواهد داشت،  اینها مارا برای رسیدن به اهدافشان استفاده خواهند کرد و مثل همیشه نفع را دیگران میبرند ولی مواد سوخت این جنگها  ما افغانها هستیم و خواهیم بود.

مثلیکه حمید گل ریس استخبارات پاکستان در این آواخر گفته است که روس را ما از افغانستان بیرون کردیم.

درد های بی درمان

بخاطریکه به دردهای بی درمان آشنا شوید یک مثال از چرکستان برایتان میآورم ، کسانیکه به پاکستان رفته باشند حتماٌ در اکثر دیوارها اشتهارات داروها و راه های درمان کمزوری مردانه و بواسیر را دیدند. این دو مریضی درد اکثر پاکستانیهاست، پاکستانیها درد اکثر مردم خودرا تشخیص نمودند و در پی درمان درد های شان هستند خوشا به حال شان، ولی پاکستانیها از این دردها هیچ وقت رهایی نمیابند زیرا حداقل یکی از این دردها برای پاکستانیها بی درمان است.

مه را به پاکستان غرض نیست، میترسم که کسی بالایم تهمت کند که در امور داخلی دیگران دخالت میکنم، برمیگردم به کشور خود ما

دردهای بی در مان در مملکت گل و بلبل ما افغانستان  هم فراوان هستند، دولتمردان به اندازه یی بی کفایت هستند که آدم از تکرار آن خجالت میکشد، بنظرم بهترین راه مبارزه با درد ها پیشگری از آنهاست، دولت ما قدرت پیشگیری خو ندارد ولی با وجود داشتن دردهای فراوان،  هیچ وقت راه های درمان برای این درد ها نمیجویند در صورتیکه اکثر دردها را تشخیص هم کردند.

 

عقب نشینی تاکتیکی

یک فکاهی 18 به بالا به ارتباط موضوع

یک پسرک صبح زود از خواب بیدار شد و به پدرش گفت "پدر جان دیشب خواب دیدیم که، یک پایم بالای کوه آسمایی است و دیگرش بالای کوه شیر دروازه" پدرش در جواب چنین گفت "پسرم این خوابها را نبین که .......... پاره گی دارد"  

 

عقب نشینی تاکتیکی در کشور ما سابقه طولانی دارد، تا جاییکه من بیآد دارم میراث گلبدین حکمتیار است و یا شاید حکمتیار بیشترین استفاده را از عقب نشینی تاکتیکی نموده است.  بیآد دارم  زمانیکه طالبان با حزب اسلامی حکمتیار جنگ را در قندهار شروع کردند حکمتیار با هر عقب نشینی حزبش از یک ولایت و یا ولسوالی به رسانه ها میگفت که این یک عقب نشینی تاکتیکی بود. حکمتیار بیچاره تازمانیکه حکومت ائتلافی اش با آقای ربانی از کابل هم فرار نمودند و چند روز بعدش حکمتیار حتی در افغانستان جای برای زندگی نداشت و به ایران فرار کرد، باز هم به رسانه ها گفت که این یک عقب نشینی تاکتیکی بود.

چند روز پیش ولسوالی اجرستان سقوط کرد ،  سخنگوی وزارت داخله به رسانه ها گفت که این یک عقب نشینی تاکتیکی بود، این یگانه عقب نشینی تاکتیکی پولیس نبود بلکه چندین بار سخنگوی وزارت داخله بعد از سقوط ولسوالیها به رسانه ها گفته که این عقب نشینی تاکتیکی بود.

چون یک فرد نظامی نیستم درست نمیدانم که این چی تاکتیکی است که نظامیان همیشه از آن استفاده میکنند ولی تا جاییکه عقل من کار میکند، اگر عقب نشینی های تاکتیکی کار میداد وضعیت حکمتیار و حزبش بهتر از حالا میبود. خواهشم از مسولین این است که بجای عقب نشینی های تاکتیکی دنبال یگان تاکتیک دیگر بگردند، هر تاکتیکی که باشد، دفاع تاکتیکی و یا سرکوب تاکتیکی طالبان ولی لطفاٌ دنبال عقب نشینی تاکتیکی نگردید که عاقبت خوب ندارد، شاید هم .............. پاره گی داشته باشد.   

 

پوره نشدن نصاب شورای ملی

دل همه گی از این موضوع داغ داغ است، نماینده گان معاش مفت میگیرند، بادیگاردهای مفت در خدمتشان، اگرچه تعدادی از این وکلا کم سواد و یا بیسواد هستند حال مفت و کله زی در کشور بنام سیاست مدار خودشانرا جا میزنند، سفر های مجانی میروند ولی کار نمیکنند. بیشتر از صد طرح و قانون فقط منتظر رای گیری وکلاست ولی نصاب لعنتی وکلا هیچ وقت پوره نمیشود.

هیت اداری مجلس هم درد را تشخیص داده اند و از آغاز کار همیشه لاف میزنند که نامهای غیرحاضران دایمی را افشا میکنند ولی تا هنوز چنین نشده و مطمین هستم که در یکسال باقیمانده این دوره از شورا هم چنین نمیشود.

 

افشای لست قاچاقبران مواد مخدر

همه میدانند که تعدادی از مسولین بالا رتبه دولتی در قاچاق مواد مخدر دست دارند، این یک درد است که تشخیص هم شده، هر جلمبر میآید و بخاطر کسب شهرت لاف میزند که "به زودی لست قاچاقبران مواد مخدر را افشا میکنم" ولی کجاست که این لست در اختیار مردم و رسانه ها قرار بگیرد.

 

ببیند فرق ما را با پاکستانیها آنها درد هایشانرا شناخته اند و همیشه دنبال درمانش هستند ولی درد های ما ناسور میگردد، کسی به درمانش حتی فکر هم نمیکند.

گفتنی هایم بسیار زیاد است ولی بنظرم به همین اندازه برای امروز کافیست، زیاد تر از این شاید برای من هم  خوب نباشد.

به این میگویند پیشگیری

فریبکار ترین نظام

دیشب یک دوستم پیام روان کرد که زود چینل چتلستانی "جیو" را ببین که یک برنامه جالب در جریان است، من هم یک آدم ماجراجو مثل برق چینل چرکستانی جیو را گرفتم.

تلویزیون جیو در یک برنامه ویژه خود مصاحبه با مصطفی ابو یزید مشهور به شیخ سعید مصری فرد درجه سوم القاعده را پخش کرده بود، شیخ سعید 53 سال دارد و به گفته خبرنگار او مسولیت عملیات های القاعده در افغانستان را بعهده دارد،  مصاحبه و نظرات کارشناسان چتلستانی را تا آخر گوش کردم جالب بود، و یک چیزی که در آخر کشف رمز کردم این بود که چتلستانی ها بسیار چالاک هستند راستی که فریبکار ترین نظام در روی زمین نظام پاکستان است، شاید فریبکار تر از شیطان.

 

 

شخصی که با شیخ سعید مصاحبه نموده بود گفت ، که او با یک شخص تصادفی آشنا شد و همان شخص بعد از چند ماه زمینه مصاحبه او را فراهم نمود، به گفته او  افراد القاعده در پشاور او را سوار موتر کرده و به جای نامعلوم بردند ، مصاحبه شان در زیر یک خیمه در ولایت خوست صورت گرفت.

 

همه چیز بنظر من ساخته گی آمد طریقه آشنایی خبرنگار با عضو القاعده، رفتنش از پشاور به محل مصاحبه ، و جای مصاحبه که به گفته او ولایت خوست بود.  پاکستان هر وقتی که از طرف دنیا بخاطر حمایت شان از طالبان زیر فشار قرار بگیرد باز بخاطر گریز از زیر فشار یک بازی جدید را راه میندازند، یک شگرد آنها هم پخش مصاحبه های اعضای طالبان و القاعده به نفع چتلستان است.

 بیاد دارم که چند سال قبل که همینطور پاکستان زیر فشار بود، یک مصاحبه ملا دادالله از تلویزیون الجزیره پخش گردید، دادالله در مصاحبه اش گفت که حکومت پاکستان بیشتر از نیروهای بین المللی و دولت افغانستان به ما خسارت وارد کرده است، دیشب همین گفته ها توسط نفر سوم القاعده باز هم در زمانیکه چتلستان زیر فشار است تکرار گردید، شیخ سعید گفت که "بیشترین خسارت به القاعده و طالبان از طرف حکومت پاکستان وارد گردیده است".

 

شیخ سعید همچنان مسولیت حملات 11 سپتامبر، حمله به جان آقای کرزی و سفارت دنمارک در پاکستانرا بدوش گرفت، او چند لاف هم زد و گفت که طالبان و القاعده در حال پیروزی در افغانستان هستند و بزودی آنها افغانستانرا اشغال خواهند کرد، او همچنان گفت که آنها در افغانستان هستند و حال القاعده و طالبان راه های بسیار مصون برای اکمالات و رفت و آمد شان به افغانستان از طریق پاکستان دارند، شیخ سعید گفت که القاعده و طالبان قدرتمند تر از همیشه هستند.  

او کمک مردم قبایل را برای القاعده و طالبان بسیار مهم خواند، به گفته او اولویت های القاعده و طالبان براندازی نظام افغانستان و خروج نیروهای بین المللی از افغانستان است.

جیو نظر چند کارشناس را هم به همین ارتباط پخش کرد که جالبترینش مصاحبه با آفتاب احمد خان شیرپاو وزیر داخله اسبق پاکستان بود، شیرپاو گفت که حملاتیکه به قصد کشتن او صورت گرفته بود کار القاعده نبود بلکه آن حملات توسط استخبارات هند و جبهه متحد افغانستان طرح و توسط بعضی از افراطیون اجرا گردیده بود.