خدایا!

خدایا!  تو این مردم را از جهل و بی رحمی طالبی، وند تنظیمی، سو استفاده ها و بی شرمی پارلمانی، فعالیت های طفلانه اپوزیسیونی، بی کفایتی و فساد حکومتی ، ابتذال روشنفکری، چرندیات کارشناسی و افتضاح آواز خوانی نگاه کنی.

در حاشیه های مسابقه حمید رحیمی

گوینده گان برنامه

فکر میکنم که هر دو گوینده این برنامه یا از تلویزیون ملی بودند و یا هم سابقه کار در تلویزیون ملی را داشته اند، آنها در اجرای برنامه چند مشکل داشتند.

 

 

  • یکی از مشخصات این گوینده گان اینست که آنها تمام برنامه ها را مانند هم اجرا میکنند، از برنامه اطفال گرفته تا کنسرت گلزمان، اخبار و یا هم مسابقه بوکس.
  • آنها میتوانند بدون نیکر برنامه اجرا کنند ولی بدون نکتایی نه.
  • آنها همیشه مانند پایه برق در یک گوشه ایستاد میشوند و برای ثواب هم از جای شان حرکت نمیکنند.
  • آنها در برنامه دیشب بیشتر از یکساعت پر گویی نمودند ولی متاسفانه این گوینده گان حتی یک جمله را هم درست نگفتند.
  • هیچ نشانه یی از هیجان هنگام اجرای برنامه به چشم نمیخورد، آنها بعد از گفتن چند جمله  بی مفهوم از مردم میخواستند که برای حمید رحیمی کف بزنند فکر میکردند که برای هیجانی ساختن برنامه اینکارشان کافی است.
  • آنها بیش از پنجصد بار گفتند که این برنامه از تلویزیون ملی و خورشید بصورت زنده پخش میگردد. فکر میکنم که حتی برای احمق ترین انسان هم گفتن این موضوع بیش از ده بار اضافه خرچی است.

 

 

نیروهای امنیتی

در این برنامه از رییس امنیت ملی گرفته تا قوماندان امنیه کابل، مدیر جنایی و سایر مقامات امنیتی وجود داشته اند. متاسفانه نیروهای امنیتی ما هیچ گاهی نمیتوانند پیش گیری کنند، آنها مردم را میشناسند، تجربه دارند ولی دیشب تدابیر لازم برای جلوگیری از بی نظمی نگرفته بودند.

افغانها سابقه طولانی در استفاده از کمربند ندارند، چون در گذشته ها کمر ها در این مملکت همیشه یا با دستمال بسته میشد و یا هم با ایزار بند ولی نمیدانم  چرا نیروهای امنیتی ما در بیشتر موارد از کمر بند های امنیتی استفاده میکنند؟ همین حالا بر علاوه اینکه چندین کمربند امنیتی در اطراف شهر کابل موجود است نیروهای امنیتی ما چند کمربند امنیتی دیگر مانند کمربند فولادی در داخل شهرکابل برای تامین امنیت شهر ایجاد نموده اند.

دیشب هم زمانیکه بی نظمی بوجود آمد بزرگان نیروهای امنیتی که تعداد شان بیشتر از 50 نفر بود داخل رینگ شده بودند و قوماندان صاحب امنیه کابل به افرادش دستور میداد که کمربند محافظتی ایجاد نمایند که بنظر من اینکارشان چند ایراد داشت.

 

  • داخل شدن 50 نفر در رینگ خودش یک بی نظمی است.
  •  ایجاد کمر بند های امنیتی اگر روش درست میبود حالا ما در شهر کابل امنیت میداشتیم.
  •  اگر ایجاد کمر بند محافظتی در اینگونه برنامه ها روش مناسب هم باشد، دیشب نیروهای امنیتی بسیار نا وقت به فکر اینکار شدند که نتیجه هم نداد.

 

بی نظمی مردم

ما افغانها از پدر و پدر کلانها مردمان بی نظم و بی دسپلین هستیم. در جاده ها، در ادارات، در پارلمان، در میدانهای هوایی و سایر جاهاییکه بیش از یک نفر وجود دارد، چیزی را که به ساده گی میتوان دید بی نظمی است.

 و اما در اینگونه برنامه ها همیشه بی نظمی با هیجان و یک کمی کٌخ یکجا شده و کار به خرابکاری می انجامد. ما کنسرتهای فرهاد دریا، سنونگم و سایر برنامه های اینچنینی را بیآد داریم. با درسیکه سنونگم در افغانستان گرفت، مطمین هستم که حتی دیگر به کنسرت در افغانستان فکر هم نمیکند و آقای فرهاد دریا هم در این آوخر کوشش میکند که تنها برای خانم ها کنسرت اجرا نماید.

 

  • دیشب یکبار دیگر دیدیم که اگر بی نظمی  ما افغانها با هیجان و کٌخ یکجا گردد حتی کمر بند محافظتی قوماندان امنیه هم نمیتواند جلو خرابکاریهای ما را بگیرد.

 

مشکل عمده ضعف مدیریت بود، تنظیم کننده گان این برنامه میتوانستند بسیار بهتر کارشانرا انجام بدهند که ندادند. بهر صورت ابتکار بسیار خوب بود و امیدوار هستم که در آینده ها هم ما شاهد برگزاری اینگونه مسابقات در شهر کابل و سایل شهر های افغانستان باشیم.

 

پیروزی حمید رحیمی را به همه تبریک میگویم.  

طالبان چی میخواهند؟  

کسانیکه شناخت درست از طالبان دارند و در دوران زمامداری طالبان در افغانستان بودند شاید با من همنوا باشند که تحریک طالبان با تشکیلات فعلی قابل تغیر نیست. آنها به این عقیده هستند که راه و روش آنها بهترین است و توقع دارند که تمام مردم آنرا قبول کنند.

 

در ذیل خلاصه بخشی از جوابهای ذبیع الله مجاهد سخنگوی طالبانرا به سوالات خواننده گان سایت طالبان برای آنانیکه تا هنوز هم منتظر تغیر طالبان هستند، مینویسم.

 

 

نظر طالبان در مورد کارمندان ملکی دولت و موسسات

کار کردن با نظام افغانستان و موسسات خارجی  روی ملحوظات اسلامی جایز نیست. بنابرین طالبان حق دارند که با کارمندان دولتی در هر سطح و پست که باشند نظر به قوانین خودشان برخورد کنند.

 

نظر طالبان در مورد انتخابات و سهمگیری مردم در تعین رهبر

حاکمیت افغانستان باید  یک حاکمیت اسلامی باشد و در اسلام رهنمود لازم برای نظام اسلامی موجود است. در نظام اسلامی کسانیکه در مورد مسایل اسلامی نمیفهمند مکلفیت دارند تا نظر افرادیکه در علم دین آگاهی دارند را بپذیزند. و چون انتخاب رهبر یک مسله حیاتی و بسیار پیچیده است بناٌ چون مردم نا اهل فرق بین خوب و بد را نمیدانند بناً در ساختن حاکمیت و انتخاب رهبری رای کسانیکه به مسایل اسلامی آگاهی دارند قابل احترام است چون آنها فرق بین خوب و بد را میدانند.

 

نظر طالبان در رابطه با سوختاندن قرآن مجید در حملات طالبان

چون طالبان اینکار را سهواً انجام میدهند بناً اگر اینکار سهواً توسط طالبان صورت گیرد شخصیکه اینکار را انجام میدهد باید توبه کند و بالایش صدقه جاری میگردد.

 

نظر طالبان در مورد قتل مسلمانان

در شریعت بعضی شرایط است که قتل مسلمان جایز میگردد. او مثال قصاص را داده و در ضمن مثال داده که اگر یک مسلمان همراه با ظالم (منظورش از کسانیکه با امریکا و دولت کار میکنند است) یکجا شده و همراه با او کمک کند قتلش مباح میباشد.

 

 نظر طالبان در مورد ریش

در مورد ریش سخنگوی طالبان میگوید که تمام احکام اسلام را ما باید بالای خود و جامعه تطبیق نمایم که از جمله ریش هم یکی از این احکام  است و هیچ کس نباید از عمل کردن به آن مضایقه کند.

 

 

با در نظر داشت مطالبیکه در سایت رسمی طالبان به نشر میرسد، مخصوصاً جوابهای سخنگوی طالبان میتوان چنین نتیجه گیری کرد.

 

1-      موضوع بسیار مهمی که از تمام جوابها میتوان استنباط کرد، اینست که طالبان به فکر گرفتن دو باره قدرت در افغانستان هستند. هیچ نشانه یی از اینکه طالبان یک نظام غیر طالبانی را بپذیرند در عمل و گفتار آنان به چشم نمیخورد.

2-      طالبان هیچ عقیده یی به حقوق بشر و آزادیهای مردم ندارند. آنها به هیچصورت با شرایط موجود در کشور نمیتوانند کنار بیآیند.

3-      آنها حاضر نیستند که با دولت افغانستان مذاکره نمایند.

4-      آنها فکر میکنند که پیروزی شان نزدیک است و از همین حالا خواب حکومت دوباره را میبینند.

 

پس با این شرایط چند راه موجود است.1- ادامه وضعیت فعلی، 2- قبول کردن حاکمیت دوباره طالبان 3- مبارزه قاطع با آنها تا زمانیکه حتی دیدن خواب حکومت طالبانی برایشان نا ممکن گردد 4- وادار ساختن حامیان خارجی طالبان به قطع کمکها به آنها.

 

بنظر من راه اول و دوم برای اکثریت مردم افغانستان قابل قبول نیست. دولت  باید با طالبان قاطعانه مبارزه کند و در ضمن با استفاده از روش های مختلف حامیان خارجی طالبان را وادار به قطع حمایت از انها بگردند.  این وضعیت باید تا زمانی ادامه یابد که  طالبان بپذیرند که آنها عقل کل نیستند و تنها راه بقای شان پذیرفتن دستاورد های چند سال اخیر و برگشتن به زنده گی عادی مانند سایر مردم افغانستان است و بس.

 

البته انجام این کارها بدون حمایت مردم ممکن نیست، و مردم از یک حکومت فاسد و ضعیف هیچگاهی حمایت نمیکنند تا زمانیکه تغیرات مثبت در نظام رونما نگردد.