در یک شهر گربه های بیشماری در کوچه ها و پسکوچه ها زنده گی میکردند، چون در این شهر برای گربه ها مواد غذایی ، آرامش کافی و کلپ های ورزشی بیشمار مهیا بود، گربه ها هم با استفاده از این امکانات خودشانرا قوی و خوش اندام ساخته بودند.

 

گربه های این شهر به هیچصورت به یکدیگر تن نمیداند، بجز از یک مورد، در این شهر یک گربه لاغری و ضعیف زنده گی مینمود. زمانیکه این گربه در کوچه ها گشت و گذار مینمود همه گربه های دیگر از ترس خودشانرا در گوشه و کنار پنهان مینمودند. یک گربه مسافر که از شهرهای بیرونی آمده بود، از دیدن این وضعیت متعجب گردیده و از گربه لاغری پرسید که "چگونه گربه های ورزشکار و تنومند از تو که یک گربه لاغری استی در هراس استند؟" گربه لاغری آهی کشید و گفت "ای برادر دنبال گپ نگرد، من در اصل پلنگ هستم ولی متاسفانه مرا چرس خراب کرده است".

 

یعنی پلنگ اگرمعتاد هم باشد باز هم پلنگ است و پشک ها هیچگاهی حتی جرئت نزدیک شدن به او را نمیداشته باشند. ولی در کشور ما اینطور نیست. از چندی به اینطرف اکثر مسولین دولتی ما  دوپینگ نموده و شیر شده اند. آنها با استفاده از هر فرصت شیر بودنشانرا اعلان میکنند ولی برای توجیه  ناتوانیهایشان بهانه میآورند، آنها گاهی خود را شیر بی دندان، شیر چره ، شیر اسهال و یا هم شیر ناتوان میگویند.

 

با برداشتیکه ما داریم  شیر شیر است، شیر اگر خسی هم شود سگ و شغال جرئت نزدیک شدن به آنرا نمیداشته باشند، ولی به این شیر های ما بر علاوه سگها و شغالها حتی گربه ها هم صدمه میرسانند . فکر میکنم در ساختن این شیر ها از مواد چینایی استفاده صورت گرفته باشد و اگر وضعیت همینگونه ادامه یابد تا چند ماه دیگر موش ها هم در جاده ها به این شیر های ما  اشترنگ خواهند زد. پس بهتر خواهد بود که این مسولین از شیر بودن صرفنظر نموده و دوباره آدم شوند، جای شک نیست که آدم شدن آنها هم به نفع خودشان است  و هم به نفع مردم.