افشای نامهای غاصبان زمین در روزنامه هشت صبح

روزنامه هشت صبح نامهای غاصبان زمینهای دولتی را به نشر رسانده است، برای دریافت جزئیات مطلب به وبسایت هشت صبح مراجعه نمایید.


http://8am.af


نظر مرکز تشله بازی فلسفی جهان در رابطه با مذاکرات صلح

بنظر من و کارشناسان مرکز تشله بازی فلسفی جهان، مذاکرات صلح  در افغانستان یک قصه مفت است. مذاکرات آنهم مذاکرات صلح در این مملکت هیچگاهی به نتیجه نرسیده است و نظر به دلایل ذیل فکر نمیکنم که در آینده هم به نتیجه برسند.

 

  • ماهمیشه دوست داریم که در باره همدیگر حرف بزنیم نه با همدیگر.

 

  • حاضر هستیم با بیگانه ها در مورد مشکلات داخلی خود هفته ها صحبت کنیم ولی با طرف داخلی برای یک روز هم نمیتوانیم صحبت کنیم. طالبان با امریکا صحبت میکند و دولت هم با پاکستان، در گذشته ها هم دولت داکتر نجیب با پاکستانی ها مذاکره مینمود و تنظیم ها هم کوشش میکردند که با روسها مذاکره کنند.

 

  • خشونت در خون ما افغانها وجود دارد، کله شخی را از اسلاف خود به ارث برده ایم و طریقه استفاده از عقل را هم  با پنچ هزار سال تاریخ خود (اگر واقعاٌ داشته باشیم) تا هنوز درست نیآموختیم. و شوربختانه برای اینکه مذاکرات به نتیجه برسد، مذاکره کننده گان باید از عقل کار بگیرند  نه  کله شخی و خشونت. و این کاریست که طالبان هرگز انجام نخواهند داد.

 

  • برای ما افغانها جنگ کردن ساده تر و مطبوعتر از صلح کردن است، ما در جنگیدن تخصص داریم ولی به صلح کردن نه علاقه داریم و نه هم تجربه. در این مملکت نه تنها گروه های جنگی، حتی خانواده ها میتوانند به دلایل مختلف ولی احمقانه سالها با هم بجنگند، همدیگر را به قتل برسانند ولی نمیتوانند با هم صلح کنند.

 

 

  • ما هیچ وقت گفته ها و خواسته های طرف، آنهم اگر دشمن باشد را در نظر نمیگیریم. تجربه نشان داده است که در اکثر مذاکرات بین الافغانی که ما در گذشته ها داشته ایم طرفین فقط بخاطر گفتن خواسته های خود و گروه خود اشتراک نموده اند، نه بخاطر شنیدن خواسته های طرف، یافتن مشترکات و از بین بردن اختلافها. گاهگاهی در مذاکرات بین الافغانی  مشترکات بیشتر از اختلافات بوده، ولی چون در نظر گرفتن و تن دادن  به خواسته هایکه طرف مقابل مطرح میکند، اگر چه خواست خود ما هم باشد، تابو است بناٌ ما هیچگاهی متوجه مشترکات نمیگردیم.

 

 

بناٌ تا زمانیکه ما بجای حرف زدن در باره هم با هم حرف نزنیم، استفاده از عقل را جایگزین خشونت و کله شخی نکنیم، بجای اختلافات روی مشترکات کار نکنیم  و خواسته ها و گفته های بر حق همدیگر را در نظر نگیریم، هیچ مذاکره یی در این کشور به نتیجه نمیرسد.

دزدی و زورگیری در مکروریانها

امروز ساعت 6:15 صبح با صدای فیر چند گلوله و بعداٌ، داد و فریاد یک مرد از خواب بیدار شدم. این شخص یکی از اعضای باند دزدان بود که از چند ماه بدینطرف در منطقه مکروریانها از طرف شب و صبح زود با استفاده از سلاح های گرم و سرد پول و موبایل باشنده گان مکروریان را به زور میگرفتند و در اکثر موارد آنها را به مرمی و یا ضرب چاقو مجروح میساختند که در بعضی از موارد بعضی از قربانیان این دزدان به قتل هم رسیده اند.

 

فردیکه امروز زخمی و بعداٌ دستگیر گردید، امروز صبح با سایر همکارانش برای  شکار مردم مکروریان بیرون شده بود و بعد از یک درگیری که منجر به زخم برداشتن یک پولیس شده بود فرار نموده بود که بعداٌ در مقابل بلاک 19 مکروریان سوم توسط کارمندان امنیتی به ضرب گلوله در پاهایش زخمی و بعدادستگیر گردید.ظاهراٌ سایر همکارانش موفق به فرار گردیده اند.

 

 از ماه ها بدینطرف دزدی ها و زور گیری ها تقریباٌ بصورت دوامدار در مکروریان اتفاق میآفتد که تا امروز تعدادی از باشنده گان توسط این دزدان زخمی هم گردیده اند ولی تا هنوز هیچ کس صدای قربانیان این باند های جنایتکار را نشنیده بود. اما این دزد در چند دقیقه از زمانیکه زخمی شد تا آنکه موتر پولیس آمد و او را به شفاخانه انتقال داد، فریادش به گوش تمام باشنده گان محل رسید.

 

اقدام کارمندان پولیس و امنیت در همین مورد خوب بود، چون در زمان بسیار کوتاه به محل رسیدند ولی چند موضوع کمی مشکوک بنظر میرسید.

 

1-      فرد مجروح در جریان داد و فریاد هایش میگفت که "من دزد نیستم، پولیس هستم، اسمم ناصر است"  شاید او راست میگفته و از طرف روز ملنگی و شب پلنگی مینمود و شاید هم بخاطر اغفال کارمندان امنیتی دروغ میگفت.

2-      همچنان با وجودیکه این فرد از درد ناله میکرد ولی در چند دقیقه که در محل موجود  بود و در لحظه ایکه افراد پولیس از او کمی فاصله گرفتند، من متوجه شدم که  از طریق موبایلش به کسی زنگ زد، شاید به این وسیله میخواست سایر همکارانشرا از موضوع دستگیری اش با خبر بسازد.

 

بهر حال امید وار هستم که نیروهای امنیتی به فعالیت شان در این زمینه ادامه بدهند چون در این آواخر موجودیت این دزدان به یک مشکل جدی برای مردم مکروریانها مبدل گردیده است و تنها برخورد جدی نیروهای امنیتی میتوانند این مشکل را برطرف نمایند.