پیشگیری بهتر از درمان

عملکرد نیروهای افغان در دفع حملات تروریستان طالب بسیار خوب بود ولی کاش میتوانستند جلو این حملات را بگیرند، چون پیشگیری همیشه بهتر و کم هزیته تر از درمان است.

تا نباشد چیزکی، لطف الله مشعل نگوید چیز ها

1

 

ریاست امنیت به چند رسانه اتهام وابسته گی به سازمانهای استخباراتی بسته است. تا هنوز اقرار ها و انکار ها ادمه دارد و این بحث به نتیجه نهایی نرسیده است. بنابرین تا زمان نهایی شدن دعوا، قضاوت ما  در اینمورد چنین است .  " تا نباشد چیزکی، لطف الله مشعل نگوید چیز ها"

 

2

بلاخره در رقابت بین شیخ فانی با تجربه و جوان با انرژی  ولی بی تجربه، دومی به ریاست شورای صلح افغانستان انتخاب/ انتصاب گردید. واقعاً انتخاب مشکلی بود. ولی یک راه سومی که پیدا کردن یک شخص با انرژی و با تجربه میباشد هم وجود داشت، که متاسفانه با دید سیاه و سفیدیکه دولت ما دارد، این راه سومی هیچگاهی بنظر شان نرسید. ولی خدا را شکر که اعضای شورای صلح، که کاری  برای انجام دادن هم ندارند، صاحب رییس شدند.

 

 خدا هیچ مومن و مسلمان  را بی رییس نسازد، چون نظر به کشفیات جدید، حتی بیکاری هم بدون رییس مزه ندارد.   

کیف سالاری

تفریح کردن یک ضرورت است، ولی چون برای جوانان افغانستان هیچگاهی زمینه تفریح طوریکه باید، مساعد نگردیده است آنها هم گاهگاهی از روی نابلدی کارهای را به نام  تفریح انجام میدهند که در هیچ کتابی روا نیست.

 

چند روز قبل چند جوان را دیدم که در یک موتر نشسته، سگرت ها در دهنشان ، صدای موزیک را هم بسیار بلند گذاشته و بیشترشان کف میزدند.  از چهره های این جوانان معلوم میشد که با این کارهایشان که به نام تفریح انجام میدادند، چنان کیف میکردند که کیفستان.

 

با دیدن آنها من هم کیف کردم.  ولی بسیار دلم میخواست که یک مسلمان پیدا شده و به این جوانان بگوید  که اینهمه کیف را یک جایی نکنند. زیرا از یک طرف اگر تمام کیف ها را امروز کنند در روزهای آینده بی مضمون میمانند و از طرفی هم اینهمه کیف را یک جایی کردن شاید برای صحت شان خوب نباشد. خوشبختانه این خواست دل ما که یکنوع مضریت بود، برآورده نشد و جوانان هم به کیف کردن ادامه دادند.

قحط الرجال

یکتعداد افراد هستند که همیشه در این نظام صاحب قدرت هستند، این افراد گاهی وزیر هستند، زمانی مشاور ، گاهی سفیر،  زمانی عضو این و یا آن کمیسیون و در بد ترین حالات هم این افراد یا به نام اپوزیسیون از دولت باجگیری میکنند و یا هم به شغل پدری که همان کارشناسی است مشغول میگردند.

 

بعضی ها از این عملکرد دولت شاکی هستند  و میگویند که در افغانستان قحط الرجال نیست، باید رجال شایسته تر را  جایگزین بخشی از این افراد  نمایند، زیرا آینها  در هیچ ماموریتی که تا به حال برایشان سپرده شده موفق نبوده اند.

 

 نظر ما کاملاً بر عکس است، بنظر من در افغانستان قحطی رجال وجود دارد و آقای کرزی هم حق دارد که از این افراد همه کاره که بسیار به مشکل هم بدست آمده اند، استفاده نمایند. زیرا

 

در کشور ما بیشتر از %70 مردم بی سواد و %20 هم کم سواد استند. داشتن  %10 باسواد خود نشانه قحطی افراد با سواد است، حالانکه از هر هزار باسواد ما شاید یکی از آنها در زمره رجال مملکت حساب شوند و از هر صد رجال ما هم یکی از آنها رجال اصلی و باقی 99 نفر رجال جنبشی1 هستند.

از هر ده رجال اصلی مملکت 8 تای آن غیر فعال هستند و باقی مانده بطور مساوی  رجال فعال و نیمه فعال هستند. از هر ده رجال فعال ما، بیشتر از 8 تای آنها از رجال بودنشان خبر ندارد و یکی دیگر شان هم به رجال بودنشان شک دارند. از بین آنعهده رجالیکه خودشان میفهمند که رجال هستند و تا حدودی فعال هم هستند، متاسفانه %99 شان مورد علاقه آقای کرزی نیستند.

 

پس با این حساب اگر نفوس افغانستان را 26 میلیون در نظر بگیریم ما از قحطی رجال هم یک چیزی قرضدار هستیم، بنابرین آقای کرزی حق دارند که از توانمندی این افراد همه کاره در هر جا که لازم میدانند استفاده نمایند.


نوت: اگر چه ما قانوناً حق نداریم که در مورد رجال صحبت نماییم  ولی با استفاده از امتیاز نزدیک بودن چهارمین سالگرد بلند گو کلانکاری نموده و یک کمی رجال بازی نمودیم، امید، که رجال مملکت از ما ناراحت نگردند.

 

 

 

 

جنبشی: در زمان حکومت تنظیم ها چند نوع بانکنوت در افغانستان موجود بود که یکی از آنها بانکنوتهای جنبشی بود، این بانکنوتها در مناطق تحت کنترول دولت آقای ربانی ناچل و در نقاط تحت کنترول نیروهای آقای دوستم با ارزش کمتر از نوتهای دولتی مورد استفاده قرار میگرفتند.  

شهر کابل گدام انسانهای بی بند وبار

موجودیت تعداد زیادی از افراد لچک، بی بند و بار  و لندغر در تمام نواحی شهر کابل به یک معضل بزرگ اجتماعی مبدل گردیده است. وجود این افراد مخل امنیت اجتماعی تمام مردم شریف کابل  مخصوصاً خانمها میباشد.

 این معضل هم مانند آلوده گی هوا، تروریزم و سایر مشکلات  که ما با آنها دست و گریبان هستیم، نیاز به  ریشه یابی و رسیده گی همه جانبه و جدی دارد. از دولت هیچ توقعی نداریم، چون دولت لچک پرور ما تعداد زیادی از قانون شکنان، افراد بی بند و بار و لچک را در سطوح مختلف در خود دارد و نمیتواند در این مورد کار موثر انجام بدهد. شوربختانه رسانه ها و سایر نهاد های تاثیر گذار هم هیچ توجهی به این مشکل ندارند. نمیدانم که آنها متوجه  نگردیده اند و یا هم  اینکه با این حالت کنار آمده اند؟