ملامت
بیایید قبل از اینکه بخاطر دخالت دیگران خودمانرا شش پله نماییم ، این نارسایی هایکه هم طراح و هم اجرا کننده اش خود ما میباشیم را برطرف نماییم.
بیایید قبل از اینکه بخاطر دخالت دیگران خودمانرا شش پله نماییم ، این نارسایی هایکه هم طراح و هم اجرا کننده اش خود ما میباشیم را برطرف نماییم.
ما گاهگاهی با خود فکر میکنیم، که همین کمیسیونها برای رد گم کردن ساخته میشوند، نه برای حقیقت یابی. زیرا در بعضی از موارد حقیقت آنقدر آشکار است که حتی انجنیر محمد خان هم میتواند بدون همکاری مشاورینش حقیقت را دریابد، ولی باز هم دولت کمیسیون میسازد.
مثلا در رابطه با حملات انتحاری، حتی یک طفل این مملکت هم میداند که این حملاترا پاکستانیها سازماندهی میکنند، یکتعداد از مسولین دولتی غفلت مینمایند، تعدادی خایین در داخل نظام با حمله کنندگان همکاری میکنند، انتحاری بخاطر رسیدن به حور خودش را انفلاق میدهد (ولی در آن دنیا فلان هم بدستش نمیرسد، چه برسد به حور و جوی شراب)، مردم بیگناه شهید میگردند، رسانه ها خبر عاجل نشر میکنند، تعدادی از مردم در صفحه های فیس بوکشان مینویسند که کابل، مزار، ننگرهار، قندهار .... در غمت شریکیم، ولی این عزیزان حتی هنگام نوشتن این پیامها هم به آهنگ گنجشکک و یا هم نازیه اقبال گوش میدهند، و بلاخره یکروز بعد به جز از خانواده های داغ دیده، همه زندگی روزمره شانرا از سر میگیرند و منتظر میباشند تا نوبت به خودشان برسد.
ما چرا متوجه نیستیم که حقیقت ناپدید نشده، کاملاٌ در مقابل ماست، ولی برای یافتنش به کمیسیون نه، بلکه به عقلهای سالم و قلبهای پاک نیاز است که در این مملکت بسيار کم پیدا شده اند.
پيام ما به طالبان! هر قدر كه ميخواهيد خود را شيرين نشان داده و اكتهاي نُقل را كنيد، ولي ما با توجه به اعمالتان ميدانيم كه شما چي تشريف داريد.
در اين كشور تعدادي افراد عقده يي وجود دارند كه رفتن گوز اشخاص را هم تعبير و تفسير قومي ميكنند. نظرات بعضي از هموطنانم را در رابطه با مسابقه مبارز و هوتك خواندم و واقعأ خجالت كشيدم.
مبارز و هوتك هردو ورزشكاران افتخار آفرين ما استند و آنها با بردهايشان شايد بيشتر از بيست بار بيرق افغانستانرا در جهان بلند نموده باشند. خانه شان آباد، ولي كم مانده بود بخاطر مشكل شخصي اين دو عزيز چند صد ايزار پايين كشيده شود. تشكر از آقاي نبيل كه مشكل اين دو ورزشكار ما را برطرف نمود. ولي كاش ورزشكاران ما اين ظرفيت را ميداشتند كه مشكلاتشانرا خودشان حل كنند، لازم نيست براي حل مشكلات آنها هم شوراي صلح ايجاد شود.
ما افغانها هميشه بيجا زور ميزنيم، همين زورهاي بيجايي را كه ما هنگام رفع حاجت ميزنيم اگر در مسابقات وزنه برداري بزنيم، بدون شك همه قهرمان وزنه برداري ميشويم.
ما مردم گدا هستيم كه از دستار مشر ما گرفته تا پمپرز كشر ما توسط كمك خارجيها تهيه ميگردد. حال و روز گار ما بدتر از حيوانات است، هزارويك مشكل داريم و كشورهاي همسايه هر روز و به طريقه هاي مختلف ما را تحقير ميكنند. ولي ما بجاي اينكه با هم براي برطرف نمودن اين مشكلات كار كنيم، مشكل شخصي دو ورزشكار را رنگ قومي ميدهيم، همديگر را دشنام داده و لاف غيرت ميزنيم، واقعأ شرم آور است.
خواهشم به صفت يك شهرونديكه در گذشته هاي دور باهنرهاي رزمي سروكار داشتم، از مبارز و هوتك عزيز اينست كه نگذارند افراد عقده يي با استفاده از مشكل آنها ورزش و ورزشكاران ما را سياسي و قومي ساخته بين مردم فاصله ايجاد كنند.
اولأ، لازم نيست بعد از اينهمه جنجال آنها با هم مسابقه بدهند. احيأ اگر در آينده ها شوق اينكار را كردند، بدون سر و صدا با هم مبارزه كنند و در ختم مبارزه بدون در نظر داشت نتيجه آن مانند دو رزمي كار واقعي همديگر را در آغوش گرفته و باز هم با هم به تمريناتشان ادامه بدهند.
در امريكا قدرتمندترين كشور دنيا يك فرزند مهاجر سياه پوست رييس جمهور ميشود، ولي در اينجا باشنده گان اصلي اين خاك با چند هزار سال تاريخ شهروند نميشوند. دليل اينكه امريكايها در مريخ دنبال نشانه هاي حيات ميگردند و ما در اينجا دنبال كرامات آغاي تايمني همين تفاوتها در طرز فكر ماست. كشور همسايه ما با پنجاه سال تاريخ قدرت منطقه شده است و ما باچند هزار سال تاريخ آدم نميشويم.
با اين ذهنيتهاي بيمار خود كشور را براي همه شهروندان دوزخ ساخته ايم، هنوز هم گوساله وار به حماقتهاي خود ادامه ميدهيم. هموطنان ما غرق شدن در درياهاي اروپا را به بودن در اينجا ترجيح ميدهند، هر كس كه توان دارد كوشش ميكند از كشور خارج شود، از ديپلوماتها گرفته تا تاجران، كارمندان دولت و جوانان بيكار، مطمينم اگر سال آخر كاري رييس جمهور ميبود، او هم از استراليا بر نميگشت و همانجا درخواست پناهنده گي ميداد و اين فرصت را از دست نميداد.
باور كنيد! با اين وضعيتيكه ما داريم پذيرفتن يا نپذيرفتن خط ديورند فرقي به حال ما نميكند. باشنده گان آنطرف ديورند ظاهرأ از وضيعت فعلي شان راضي بنظر ميرسند و عجالتأ با آهنگهاي نازيه إقبال و فتوا هاي فضل الرحمان كيف مي كنند. بيآيد براي فعلأ بحث ديورند را كنار بگذاريم و كمي وضعيت خود را سر و سامان بدهيم. عقل قبول نميكند كه مردمان بدبخت و بي سرنوشت مانند ما در شرايط فعلي بتوانيم سرنوشت مردمان آنطرف ديورند را تعين كنيم.
نتيجه گيري غير اخلاقي: فكر كنيد كه من از قوم چنگيز و يهود، مهاجر تاجكستان و ازبكستان و ناقل كوه هاي سليمان؛ ولي فعلن باشنده همين مملكت هستم و كمي مغز و نيروي فزيكي هم دارم. اگر من و امثال من مصروف دشنام دادن و جنگيدن با هم نباشيم و توانمنديهاي ما درست مديريت شود، ميشود براي اين مملكت مفيد باشيم.