ما خو درست نفهمیدیم که این مشکل افغانستان از کدام جنس است؟ زمینیست و یا آسمانی؟ از روزیکه دست چپ و راست خود را شناختیم افغانستان مشکل دارد و هر کس راه حل دلخواه خود را برایش تجویز میکند، بخاطر عملی نمودن راه های حل جنگ ها صورت گرفت و تا هنوز میگیرد ولی مشکل مثل کوه آسمایی تا هنوز در جایش باقیست، این مشکل از آن مشکل های عادی نیست بلکه پیچیده تر و خطرناکتر از 8 گانگی زاییدن است.
زمانی و کسانی میگفتند که راه حل مشکل افغانستان مبارزه با امپریالیزم امریکا و دشمنان فریب خورده آنهاست، در مقابل کسانی دیگر میگفتند که راه حل، بیرون شدن عساکر شوروی از افغانستان است. مبارزه با امپریالیزم صورت گرفت و عساکر شوروی هم افغانستان را رها نمودند ولی این مشکل حل نشد.
بعداٌ مش مصالحه ملی اعلان شد، تنظیم ها به جنگ ادامه دادند، حکومت نجیب سقوط نمود، حکومت تنظیمی رویکار آمد باز هم مشکل بر علاوه اینکه کم نشد بلکه چندین برابر شد. در زمان حکومت تنظیم ها گروپهای مختلف بخاطر تحمیل راه حل هاییکه خودشان برای کشور لازم میدیدند جنگ ها نمودند ، کسی میگفت که راه حل تدویر شورای اهل حل و عقد است، یکی میگفت بیرون رفتن نیروهای دوستم راه حل است، دیگری ایجاد شورای هماهنگی و جنگ با دولت ربانی را میپسندید بعضی از میانجی ها هم برای حل مشکل افغانستان کار میکردند.
همه راه های حل تنظیمی هم تجربه شد ولی مشکل مانند سنگ در جایش ماند، فقط بزرگتر از پیش شد، یک کشور همسایه خواست که سنگ تمام بگذارد و راه حل خودش را توسط طالبان تحمیل کند که باز هم نشد، جنگ ها صورت گرفت، باز کوشش های طرف ها ، ملل متحد ، کشور های همسایه و فعالان افغان در خارج ادامه پیدا کرد، گاهی کشور های 6 به اضافه 1 برای حل مشکل کار کرد، گاهی ملل متحد و زمانی هم فعالان افغان در شورا های قبرس ، روم و غیره ، طرح های برای حل این مشکل پیشنهاد شد، ولی این مشکل لعنتی باقی ماند.
بعد از سقوط حکومت طالبان امید در دلهای اکثر افغانها پیدا شد همه فکر میکردند که دخالت جهان یعنی ختم مشکل افغانستان.
لویه جرگه دایر شد، قانون اساسی تدوین و تصویب شد، دولت انتخابی روی کار آمد و بخش های از مشکل افغانستان تقریباٌ حل شد، مردم بسیار امید وار بودند ولی باز هم مشکل این مملکت ابعاد دیگر پیدا کرد و جنگ ها باز هم ادامه پیدا نمود.
دولت، جامعه جهانی ، مخالفین، همسایه های افغانستان و سایر علاقمندان و دشمنان افغانستان نسخه های متفاوت برای افغانستان در نظر دارند و هر کدام کوشش میکند که راه حل که خودشان لازم میبینند تطبیق گردد، مردم بیچاره افغانستان که بار اصلی را بدوش میکشند را کسی در نظر ندارد، از این مملکت و مردم آن موش آزمایشگاهی درست کردند، هر گروه و هر مملکت خواست شانرا، سلاح شانرا ، طرز فکر شانرا، طریقه های انتحار، جنگ چریکی خلاصه هر چیزی که در فکر شان میرسد را بالای این مملکت و مردمش تجربه میکنند.
هنوز هم افغانستان مشکل دارد و تعدادی دنبال راه حل برای این مشکل سرگردان هستند، در این اواخر طرح های برای حل مشکل افغانستان پیشنهاد گردیده است ، دولت، کشور های همسایه ، ملل متحد، ناتو، مخالفین خلاصه هر کس و ناکس دنبال راه حل میگردند. مخالفین دولت مشکل افغانستانرا وجود نیروهای خارجی میدانند، ولی من فکر میکنم که این استدلال درست نیست زیرا زمانیکه نیروهای خارجی وجود نداشت هم ما مشکل داشتیم که به مراتب بزرگتر و پیچیده تر از حالا بود و در ضمن هیچ تضمینی وجود ندارد که با خروج نیروهای خارجی باز وضعیت مملکت مانند دوران حکومت تنظیمی و طالبان نگردد.
دولت افغانستان راه حل مشکل افغانستانرا گاهی مذاکره با طالبان میدانند و گاهی هم جنگ با آنها میداند، خارجی ها هم طرح های خودشانرا دارند، ولی هیچ کس خواست مردم افغانستانرا نمیپرسد، که اگر به آن رجوع شود، ضرورتی برای پیدا نمودن راه حل دیگر نمیماند.
اولین خواست مردم افغانستان اینست که طرفها برای رسیدن به اهداف و عملی نمودن راه حل شان دست به سلاح نبرند و این مهمترین خواست مردم افغانستان و بنظرم کلید حل تمام مشکلات است، اگر به این خواست مردم توجه نشود این روال (جستجوی راه حل) تا قیامت ادامه خواهد یافت و تعدادی هم مثل نخود سیاه ، سرگردان برای پیدا نمودن راه حل ها خواهند گشت و مطمین هستم که راه حل پیدا هم نخواهد شد، بخاطریکه مرغ همه گی در این مملکت یک لنگ دارد، هیچ کس برای منافع مملکت از خواسته های خود نمیگذرد و تاریخ اینرا ثابت ساخته است.