آمدن اوباما از طرف شب به کابل یک کار عاقلانه بود، اینکه این تصمیم را آقای اوباما به چی دلیل گرفته بود زیاد به ما مربوط نیست، شاید دلایل امنیتی باعث شده باشد که او از طرف شب آمد ویا هم کارهای میخواست بکند که در روز ممکن نبود و یا هم کدام دلیل دیگر، ولی اگر او از طرف روز میآمد ما باز هم در شهر کابل سرکس میداشتیم.
سرک های کابل همیشه بسیار بیرو بار است و روز هاییکه سران دولت های خارجی به کشور میآیند و یا هم مقامات افغان رفت و آمد میکنند، این وضعیت ترافیک نفس آدم را میگیرد، در اینگونه روز ها مردم با مشکلات بسیار زیاد روبرو میگردند.
مشکلات (خطراتیکه) در اینگونه روز ها متصور استند.
خطر ضیاع وقت : مهمتراز همه اینکه وقت مردم بیجا در جاده ها ضایع میگردد، چیزیکه برای مسولین کمترین اهمیت را دارد.
خطر جنگ: مردمیکه در ترافیک گیر میمانند بسیار عصبانی میباشند اگر یک و یا دو بگویی چند مشت جانانه به صورتت حواله مینمایند، و اینکه آنها با این حالت عصبانی به خانه میروند و در خانه ها چی اتفاق میآفتد؟ فقط خداد میداند.
خطر بارداری نا خواسته: مردمیکه در ترافیک گیر میمانند فحش برای خواهر و مادر مهمانان خارجی، بدون اینکه بیچاره ها سهمی در این سرکس داشته باشند، نثار میکنند. فحش ها چنان آبدار و خطرناک میباشد که در بعضی موارد شاید با عث بارداری های نا خواسته گردند.
خطر تصادف: بعد از ختم راه بندی راننده گان مانند کسانیکه از زندان فرار نموده باشند چنان دریوری میکنند که شبیه اش را در مسابقات موتر رانی هم کسی ندیده، در این حالت ها امکان تصادف بسیار زیاد است.
خطر پاره شدن فلان ترافیک های بیچاره: بعد از ختم راه بندی وضعیت ترافیک شهر تا آخر روز خراب میماند، تنظیم وضعیت ترافیک فقط با معجزه ممکن است، که این حالت نفس ترافیک شهر کابل را میکشد، خود تصور کنید که ترافیک چی حالت در این روز ها میداشته باشد.
· جاده های کم عرض و تخریب شده
· بیروبار بیش از حد
· دریوران کم تجربه و عصبانی
· زور گویان مغرور که از راه بندی عصبانی هستند و اولین کسی که آنها میتوانند عقده شانرا بالایش خالی نمایند ترافیک است.
· و ترافیک بی صلاحیت
با در نظر داشت مواردیکه در بالا ذکر نمودم آقای اوباما با آمدنش ا از طرف شب به کابل ارزش یک بیشک گفتن را دارد. بیشک اوباما.