واکسین
در این روزها وضعیت کشور نامعلوم و گیج کننده بنظر میرسد، طوری معلوم میگردد که چیزهای شاید در آینده نزدیک بوقوع بپیوندد، ولی هیچ کس درست تشخیص نمیتواند بدهد، که چی بوقوع خواهد پیوست. همه از وضعیت فعلی و آینده کشور نگران هستند و به همین منظور در این اواخر بعضی ها طرح ها و پلان های شانرا برای نجات افغانستان از طریق نشر مقالات و یا هم مصاحبه ها ارائه نموده اند که از آنجمله میتوان از طرح خروج نیروهای خارجی، ادامه روند فعلی، ساختن یک نظام فدرالی و یا تجزیه افغانستان نام برد، که بنظر من هیچکدام اینها راه حل معقول نیستند.
· همه باید قبول داشته باشند که خروج قبل از وقت نیروهای خارجی با عث مشتعل گردیدن جنگ های خونین تر از جنگ های قبلی داخلی افغانستان میگردد.
· تجزیه در کشوری که اقوام مختلف در نقاط مختلف زنده گی میکنند فاجعه بار خواهد بود. و در ضمن افغانستان با وجود مشکلاتی که که داشته تا هنوز هیچ جریانی بصورت علنی از تجزیه کشور حمایت نکرده و نمیکند.
· من از روندیکه بعد از سقوط طالبان شروع شده حمایت میکنم، ولی در مسیریکه ما فعلاً روان هستیم قابل دوام نیست، چون قسمیکه بنظر میرسد شرایط روز بروز بد تر میگردد و اگر تدبیری برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع سنجیده نشود، روز ما روز رحمان گلی خواهد شد.
· طرح نظام فدرالی هم در شرایطی فعلی عملی نیست چون مردم ما اصلاً با نظام سازی و نظام داشتن مشکل دارند، ودر ضمن هیچ تضمینی برای موفقیت این طرح وجود ندارد، این را هم باید در نظر داشته باشیم که افغانستان موش آزمایشگاهی نیست که بعد از هر چند سال یک نظام جدید را بالایش تجربه نماییم.
من یک طرح برای حل مشکل افغانستان دارم که با عملی نمودن آن 92.5 % اطمینان دارم که مشکل افغانستان حل میگردد، اجرای این طرح چندان مشکل نیست فقط به چند ماه تحقیق و چند روز هم برای عملی کردن آن در داخل کشور به زمان نیاز است ، هزینه اجرای این طرح هم کمتر از طرح های دیگر است.
راه حل پیشنهادی من اضافه نمودن چند واکسین همراه با هفت واکسینیکه در دوران طفولیت تطبیق میگردند است، البته این واکسین های اضافی باید برای تمام مردم در تمام رده های سنی تطبیق گردد، حتی به آنهاییکه از این امراض هیچگاهی نداشته اند و خطر مبتلا شدن به این مریضی ها هم برای آنها متصور نیست. در قدم اول باید دانشمندان فوراً شروع کنند به تحقیقاتشان جهت اختراع این واکسین ها برای امراض که در ذیل از آنها نام میبرم.
مرض خشونت
خشونت ما افغانها پر رنگ تر از هر داشته دیگر ماست، در همه موارد قبل از استفاده از دیگر گزینه ها کوشش میکنیم از خشونت استفاده نماییم، من فکر میکنم که غیرت ما افغانها کمی بیشتر از حد ضرورت است، البته غیرت جنگی ما ، اگر واکسینی وجود داشته باشد که خشونت مارا کم و غیرت ما را کمی متوازن بسازد، تا ما بتوانیم از این غیرت نتنها در جنگیدن بلکه در کار و کوشش جهت ساختن وطن و رهانیدن مملکت از وابسته گی اقتصادی استفاده نمایم، دنیا گل و گلزار میگردد.
مرض بی اتفاقی
ریشه بی اتفاقی ها باید در این مملکت بخشکد، چون تا زمانیکه این مرض وجود داشته باشد ما ملت نمیشویم.
قانون گریزی
نتنها مردم عام بلکه حتی قانون گذاران ما قانون گریز و قانون ستیز هستند، من فکر میکنم مردم با نصحیت و تبلیغات قانون پذیر نمیگردند، و اگر چنین چیزی ممکن هم باشد باید سالها منتظر بمانیم تا مردم به رعایت قوانین عادت کنند، آنهم اگر اراده یی وجود داشته باشد. ولی اگر واکسینی وجود داشته باشد در ظرف چند روز میشود که قانون گریز ترین مردم را قانون پذیر بسازیم.
جهل و تحجر
این مرض باید درمان بیآبد، چون با موجودیت این مرض برعلاوه اینکه ما هیچگاهی به جلو نخواهیم رفت بلکه تعجب آور نخواهد بود، که همانطوریکه طالبان میخواستند ما را چند صد سال به عقب ببرند، چند سال بعد گروهی دیگری پیدا شده و بخواهد ما را چند هزار سال قبل به عقب ببرد.
همچشمی
این مرض مردم را خراب و تراب ساخته، یک مثال ساده، کسانیکه نان برای خوردن ندارند، بخاطر همچشمی با خویشاوندانشان چنان عروسی ها و مراسم ختم برگزار میکنند، که بخاطر پرداخت قرضهایکه به این منظور میگیرند باید سالها کار کنند و قرضها را برگردانند.
مریضی ها زیاد هستند ولی این چند تایکه نام بردم بسیار خطرناک استند و نیاز به تداوی بسیار عاجل دارند، دور کردن این مریضی ها با جادو و معجزه هم ممکن است، ولی چون من به جادو عقیده ندارم و زمان معجزه ها هم گذشته به همین منظور یک راه علمی پیشنهاد نمودم. اینکه ساختن چنین واکسین ها در حال حاضر به علم نی بلکه به معجزه ضرورت دارد به من ربطی ندارد، چیزیکه من میفهمم اینست که ساختن واکسین کار دانشمندان است نه از جادوگران.