صلح بلی ، معامله بالای حقوق و آزادی های مردم نه !

در این روز ها سخن از مذاکرات صلح را در هر جا میشود شنید، گپ بسیار خوب است، ما تشنه صلح هستیم، حتی از شنیدن موضوعاتیکه مرتبط با صلح باشد لذت میبریم.

 از آمدن طالبان هم اینجا و آنجا سخنهای بگوش میرسد. اینهم خبری بد نیست، طالبان هم اگر بخواهند مانند همه انسانهای این سرزمین زنده گی صلح آمیز داشته باشند، چرا که نه؟

ولی چیزیکه بخشی از مردم را نگران ساخته است ابهاماتیست که در این پروسه وجود دارد. این مشخص نیست  که آیا واقعاً قرار است با طالبان صلح صورت بگیرد، یا خیر؟ دولت و شورای صلح، برای مصالحه با طالبان به دادن چی امتیازاتی حاضر هستند؟ چهار چوکات مذاکرات و خطوط سرخ کدامها هستند؟  و همینطور بعضی از سوالهای دیگر هستند که تا هنوز جوابی برایشان وجود ندارد.      

این هراس وجود دارد که نکند یکبار دیگر هم دولت و شورای صلح برای راضی ساختن طالبان به صلح، حقوق و آزادی های مردم را هزینه کنند. چون تجربه نشان داده که سیاست مداران افغانستان هیچگاهی حاضر نیستند با پول و قدرتشان معامله کنند. تنها چیزیکه آنها حاضر هستند روی آن معامله کنند، و همیشه هم اینکار را کرده اند، حقوق و آزادی های مردم بوده و است.

بعضی سخنگویان غیر رسمی طالبان، یا همان چوکره ها،  سخن از آمدن طالبان و جلو گیری آنها  از این و یا آن کار میزنند، آنها با بسیار چشم سفیدی از نظام طالبانی  پشتیبانی نموده و طوری وانمود میکنند که گویا مردم به طالبان رو آورده اند.  این یک رسم شده که بعضی ها  بسیار غیر مسولانه بدون اینکه از مردم بپرسند از طرف آنها سخن بگویند. شاید بخشی مردم طرفدار طالبان باشد این واقعیت را نمیشود انکار نمود. ولی مردمی در این مملکت زنده گی میکنند و شاید اکثریت هم باشند که  مخالف نظام طالبانی هستند. خوب درست نیست که من هم از طرف مردم سخن بگویم ولی حداقل این برای من غیر قابل تحمل است که باز هم نظام طالبانی در این مملکت حاکم گردد. بنظر من بهتر همان است که کسانیکه علاقمند نظام طالبان هستند،  آن قوانین را در خانواده های شان عملی کنند.  ولی اجازه ندارند آنها را برای دیگران تجویز نمایند.

فکر میکنم همین حالا وقتش است، تا مردم و نهاد هاییکه طرفدار آزادی و عدالت هستند، دست بکار شده ، به دولت افغانستان، شورای صلح و جامعه بین المللی بفهمانند. که  صلح میخواهیم، ولی به کسی اجازه نمیدهیم تا بالای حقوق و آزادی های معامله کند. این جمله باید با صدای رسا بار ها و بار ها  از هر طریق ممکن بگوش دولت و شورای صلح برسد. تا همیشه این صدا در گوش شان بماند و  آنها حتی دیگر جرئت فکر کردن به  معامله روی حقوق و آزادی های مردم را نکنند.

اره

وضعیت افغانستان شبیه انسانی است که اره تا نصف در مقعدش داخل شده باشد. حال اگر اره را فشار هم بدهیم پاره میکند، اگر بیرونش بکشیم هم . ماندن اره هم  بسیار و بسیار درد آور است.

این مثالیست که چند سال قبل مردم به عراق میدادند. ولی اگر دقت کنیم میبینیم که اره از سی سال به اینطرف در مقعد مملکت ما وجود دارد.  منتها فرق این اره با دیگر اره ها در اینست، که اره ئی که کشور ما در فلانش از سی سال بدینطرف دارد، زمانی خورد و زمانی هم بزرگ میشود.  

اوج جوانی و بزرگی این اره در زمان تنظیم ها و طالبان بود. بسیار کم مانده بود که این اره کشور ما را چند پارچه کند. که خوشبختانه چنین نشد، بعد از سقوط طالبان اره بسیار کوچک شده بود، به اندازه پل اره شبکه،  در همان زمان بسیار ممکن بود که اره را بیرون بکشیم. خوب اگر اره را میکشیدم حتماً فلان مملکت ما خراش برمیداشت ولی برای مقعدیکه در خود سالها اره ئی قطع جنگلات را نگه داشته باشد ، خراش پل اره شبکه چندان زخمی به حساب نمیآید. ولی متاسفانه چنین نشد. اگر اره بیرون هم میشد شاید دهها سال وقت میگرفت تا زخمهای که اره بجا گذاشته بود را میشد درمان نمود. حال که اره در جایش باقیست و یکبار دیگر بزرگ و بزرگتر میگردد، خطریست بس بزرگ برای کشور. فرزندان این مملکت باید بسیار متوجه باشند که اگر اره را یکبار دیگر کوچک ساخته و بیرون نکنیم و آنرا به حال خودش بگذاریم، دیر یا زود این مملکت را پارچه پارچه میسازد. البته پارچه های بجا مانده هم پارچه های زخمی و غیر قابل درمان خواهند بود.

تعجب  

تقریباً یکماه قبل یک کشیش امریکایی اخطار کرد که در روز یازدهم سپتامبر قرآن مجید را به آتش میکشد، مسلمانان در سراسر جهان به این بی حرمتی کشیش عکس العمل بسیار شدید نشان دادند، عکس العمل افغانها از همه شدید تر بود چون ما ادعا داریم که از همه مسلمان تریم، بهر حال عکس العمل در برابر بی حرمتی به مقدسات بیشتر از یک ملیارد انسان باید شدید باشد،  اینگونه اعمال را باید جلوش را گرفت در هر کجا که قرار باشد اتفاق بیآفتد.

ولی دو روز قبل طالبان در مسجد بم گذاشتند و برعلاوه تخریب مسجد و کشتن نماز گذاران، قرآن مجید را هم عملاً به آتش کشیدند، ولی هیچ صدای بر علیه این عمل بلند نشد، آنها این کار ها را بارها نموده اند ولی واقعه اخیر را بخاطری مثال دادم که ما حافظه چندان قوی نداریم و گذشته ها را مخصوصآً گذشته  افراطیون را زود فراموش مینماییم.  بنظر من این عمل طالبان بد تر از آن کشیش بود، به دو دلیل

·         اول اینکه کشیش اخطار داد ولی عمل نکرد، ولی اینها بدون اخطار بارها دست به اینکارها میزنند و بد تر از آن مسولیت  هم بدوش میگیرند.

·         بنظرم بی حرمتی مسلمانان به مقدسات خود شان عمل زشت تر از بی حرمتی غیر مسلمانان است.

 

اینکه چرا مردمانیکه بسیار خودشان را به بی حرمتی به مقدسات مسلمانان حساس نشان میدادند، و هر باریکه اینکار ها در هر گوشه دنیا صورت میگرفت، آنها خانه ها ، دکانها و بیت المال را در افغانستان به آتش میکشیدند، اینبار خاموش ماندند بنظر من دلیل آن از این چند حالت بیرون نیست.

·         از طالبان میترسند و به همین دلیل از بی حرمتی آنها به مقدسات چشم پوشی مینمایند.

·         فکر میکنند که طالبان و سایر افراطیون کدام اجازه نامه رسمی بخاطر سوختان قرآن مجید و انفجار مساجد دارند.

·         آن تظاهرات احساساتیشان دروغی و بخاطر پول بوده.

·         و یا هم آنها علاقه یی به دین نداشتند و ندارند و فقط آنکارهایشان بخاطر تخریب افغانستان بوده است.

 

برداشت شما چی است؟

شورای صلح ؟؟؟؟؟؟؟؟

حکومت اعضای  شورای صلح  جهت مذاکره با طالبان را معرفی نموده و بار دیگر از طالبان و سایر مخالفین خواستند تا به  پروسه صلح بپیوندند، این اصرار های دولت برای مذاکره و انکارهای طالبان سالهاست که ادامه دارد، نمیفهمم که دولت بی کفایت ما چرا از تجارب گذشته درس نمیگیرد، اینرا یک طفل هم میتواند پیش بینی کند که این طرح هم مانند سایر طرح های صلح ناکام میگردد، بخاطریکه مخالفین کاری را انجام میدهند که سازمان استخباراتی باکستان لازم بداند، و پاکستانی ها تا هنوز فکر میکنند که دیر یا زود نیروهای خارجی از افغانستان بیرون میگردند، و جایگزین مناسب از نظر پاکستان طالبان است، آنها فکر میکنند برنده نهایی هستند، و اینرا هم میدانند که با  آغاز مذاکرات طالبان با دولت  و آمدن صلح  این امتیاز را از دست خواهند داد. 

دولت و نیروهای بین المللی قبل از هر کار دیگر و به هر وسیله ممکن باید پاکستان را متقاعد بسازند که از حمایت تروریستان دست بردارند، و این باید در صدر اولویت ها قرار بگیرد.عکس العمل طالبان به پیشنهاد دولت گویای این واقعیت است. دیدیم که  قبل از طالبان آقای حمید گل این طرح را رد نمود و بعداٌ طالبان اینکار را تقریباٌ با عین کلمات تکرار نمودند. آقای حمید گل بسیار قاطعانه این طرح را رد نمود، اگر چه ما قبلاٌ هم میفهمیدم ولی این گفته های حمید گل یکبار دیگر به اثبات میرساند که مخالفین ما غلام  نه بلکه غلام غلام هستند.

بهر حال اعضای شوارای صلح اینها هستند، فکر میکنم نیازی به تبصره نیست، تقریباٌ بیشتر مردم با این نامها آشنا هستند.

 

1. صبغت الله مجددي         2. برهان الدين رباني        3. پير سيد احمد گيلاني     4. شيخ محمد اصف محسني  5. عبدالرب رسول سياف     6. محمد محقق    7. سيد نورالله سادات     8. منصور نادري  9. سليمان ياري    10. محمد اسماعيل خان   11. فاروق وردگ    12. نعمت الله شهراني 13. ارسلا رحماني 14. پيرمحمد روحاني 15. محمد نعيم کوچى 16. محترم حاجي دين محمد 17. تاج محمد مجاهد      18. محمدشاه عادل  19. فضل کريم ايماق  20. قيام الدين کشاف  21. محي الدين بلوچ  22. مولوي شفيع الله  23. عارف خان نورزى  24. محمود دقيق  25. عطالله خان لودين 26. انورخان اسحق زى  27. محترم حسن تخاري  28. مولوي عبدالحکيم مجاهد  29. اسدالله وفا  30. مولوي خدايداد 31. محمد امين وقاد  32. حبيب الله فوزي  33. محمد اکبري  34. عبدالهادي ارغنديوال  35. شهزاده شاهد  36. اسماعيل قاسميار   37. اميرمحمد اغا  38. فقير محمد خان  39. محمد يوسف واعظي  40. عبدالغني خان توخي  41. سناتور شيرمحمد اخوندزاده  42. حاجي امان الله اتمانزى  43. رييس عبدالواحد باغراني  44. خليفه قزل اياق  45. مولوي قلم الدين  46. ابراهيم سپين زاده  47. موسى خان هوتک  48. مولوي سالک زاده  49. ساره سرخابي  50. جميله حميدي  51. حوا علم نورستاني  52. ناجيه زيوري  53. صديقه بلخي 54. گلهار جلال  55. گلالۍ نور صافى  56. قمر خوستۍ  57. عبدالحميد مبارز  58. صديق احمد عثماني  59. محترم مودودي  60. امين الدين مظفري  61. سيد محمد امين طارق  62. وکيل بازمحمد خان زرمتى  63. عبدالخالق حسيني  64. حاجي محمد داود زاهديار  65. محمد هاشم فولاد  66. مولوي جوره  67. حاجي شيرين خان نورزى  68. حاجي فضل کريم فضل

ذکر خیر

اگر چه سخن روز عملیات قندهار است، عملیاتی بینظیر که بگفته دست اندر کاران نظامی در این عملیات برخلاف عملیات های گذشته از نیروی نظامی کمتر استفاده میگردد.  برداشت ما از گفته های مسولین دولتی و بین المللی این است که آنها پلان دارند تا طالبانرا با جنگ نه بلکه با کش کش 1  از قندهار بیرون کنند. ولی جالبتر از آن اینکه نام این عملیات را اژدها گذشتند، که بنظر من یک اسم بی مسما برای  این عملیات است، نظر به تحلیل دراکان، حساسان، دلاکان، خطاطان و کیسه مالان  با در نظر داشت روشیکه در این عملیات قرار است مورد استفاده قرار بگیرد، باید نام این عملیات را ماکیان و یا هم تخم مرغ میگذاشتند، که اینکار صورت نگرفته است.  بهر حال امیدوار هستم که این عملیات نتیجه بدهد و وضعیت قندهار بهتر گردد. و توصیه ما با نیروهای ملی و بین المللی اینست که بجای صرف انرژی و وقت شان برای پیدا کردن نامهای خطرناک باید برای موفقیت عملیات ها کار نمایند.

ولی موضوعیکه من در اینجا میخواهم به آن بپردازم، عملیات قندهار نه بلکه سخنسرایی کاندید خوش تیپ ما است که قبل از انتخابات هم در باره ایشان نوشته بودم، و ناجوانی است اگر حالا بعد از انتخابات ذکر خیر جناب را نکنم، این کاندید عزیز ما که طرز گفتارش مانند انسانهای است که قبل از رودکی در این سرزمین میزیستند، از نظر من باید کاندید شایسته سال لقب بگیرد، کسانیکه این لقب را به ایشان نمی پسندند بخشی از مصاحبه جناب را با یکی از تلویزونها بخوانند، مطمین هستم که بعد از خواندن این چند جمله با من همنوا، هم صدا ، هم کلام  میگردند. (البته ناگفته ناماند که استفاده چند کلمه هموزن و بی ربط به همدیگر را من از کاندید شایسته آموختیم، برای ایشان قسمیکه قبلاٌ هم گفته بودم مهمتر از هر چیز دیگر قافیه است) .

 

بخشی از سخنرانی کاندید شایسته بعد از انتخابات

برسم معرفت سخنسرا،سخنگرا،سخنورا پروفیسور ... ................. همیار، همکار، دلدار و خدمتگار شما مردم، مهین و وطن! عرض سلام و تقدیم احترام

عرضحال خدا را ، نقش پای شما را، حسن جمال و کمال محمد مصطفی را

در رابطه به سوال شما عرض میدارم که با تحلیل و ارزیابی، تحقیق و برسی اهل بینش ، مفسرین سیاسی، مدبرین اداری، محررین اجتماعی، حساسان، دراکان، چیز فهمان و نظریه پردازان جهان و افغانستان در پیامد های اجلاس بیگانه خواهی و بیگانه یاری جلسه بن و همچنان در پیامد های انتخاباتی آن کدام نمادینه صداقت عمل نهادینه نگردید.

عرضحال کنم که در مجموع با بینش، نگرش ، همایش از زاویه و زوایای اساس مثلث انتخاباتی کمافی سابق مانند انتخابات های گذشته کدام صداقت عمل و شفافیت چشمگیر و دلپذیر نگردید ..........................................................................

 

متاسفانه که بیشتر از این نتوانستم یادداشت کنم، من بالای مغزم اضافه کاری نمودم تا توانستم یک بخشی از گفته های ایشانرا یاداشت نمایم، برای حفظ تمام گفته های ایشان به مغز دیجتل ضرورت است که من از آن بی بهره هستم، و برای فهمیدن جملات باید شنونده گان و خواننده گان مصاحبه های ایشان برعلاوه  داشتن مغز دیجیتل  باید آنها به زبان های سغدی، تخاری و خط میخی هم آشنایی و دسترسی داشته باشند.

 

1- کش کش : اصطلاحی  که برای راندن مرغ ها استفاده میگردد