تشکر از تیم تکواندوی کشور

نثار بهاوی به مدال نقره بازی های آسیایی دست یافت، اگر چه این ورزشکار ارزش مدال طلای این رقابت ها را داشت ولی در بازی نهایی با یک امتیاز کمتر از رسیدن به اولین مدال طلای تاریخ ورزش افغانستان در مسابقات آسیایی باز ماند. نا گفته نباید گذاشت که این دومین مدال نقره در تاریخ ورزش افغانستان از مسابقات آسیایی بود که نثار بهاوی نصیب کشور ما ساخت. من بارهای گفتیم که تکواندو همیشه بینی ورزش افغانستانرا نگه داشته، که این پیروزی فکر میکنم این گفته را ثابت میسازد، فردا و پس فردا هم سه ورزشکار تکواندوی ما به شمول روح الله نیکپا مسابقه دارند که امید وارهستم این عزیزان هم به مدال برسند.

 من در اینجا به دو موضوع جالب و مرتبط به این پیروزی میپردازم.

 اول: چون مسابقات آسیایی از طریق تلویزیونهای کشور ما پخش نمیگردد، من مسابقه نثار را با تکواندو کار ایرانی از طریق یک شبکه تلویزیونی ایرانی دیدم. چیزیکه برایم جالب بود این بود که گوینده تلویزیون ایرانی با بسیار بیشرمی میگفت که نثار سالها تحت نظر تکواندو کاران ایرانی و در ایران تکواندو تمرین نموده است و طوری وانمود مینمود که گویا این این برد نثار نتیجه تمرینات وی در ایران بوده است؟؟؟؟ واقعاٌ دروغ جالبی است، اینرا اکثر کسانیکه با تکواندو سرو کار دارند، میدانند که نثار حتی یک روز هم تحت نظر کدام تکواندو کار ایرانی نه در ایران و نه در هیچ جای دیگر تمرین ننموده است. نثار سالهاست که در افغانستان تکواندو تمرین میکند و هیچگاهی هم در ایران برای مدت طولانی نبوده، چند باری هم که نثار به ایران سفر نموده، مانند سایر ورزشکاران برای اشتراک در مسابقات بوده و بس.

 دوم: نثار بعد از اینکه در مسابقه فاینل بازی را واگذار کرد، از مردم افغانستان بخاطر دست نیافتن اش به مدال طلا معذرت خواهی نمود. ببینید نثار زحمت کشید و افتخار بزرگ نصیب کشور ساخت، ولی با آنهم بخاطر دست نیافتنش به مدال طلا معذرت خواهی کرد، این میتواند درسی برای سیاست مداران ما باشد، سیاست مدارانیکه همیشه رنج ، بدبختی و نام بد برای این مملکت به ارمغان آورده اند، آنها بر علاوه اینکه هیچگاهی عذر خواهی نکرده اند بلکه تا هنوز هم بیشرمانه به همان سیاه کاری هایشان در لباس طالب، تنظیمی، دولتی و غیره، ادامه میدهند. بهر حال پیروزی شیرینی بود، امید وار هستم که این پیروزی ها فردا و پس فردا هم ادامه پیدا کند.

شاد باشید

امید وار هستم که همه دوستان روزهای عید را به خوبی و خوشی سپری نمایند.

گفتگوی شرابی با ملا

یک شرابی برای دفاع از شرابخوری اش به ملا میگوید "شراب چیزی خوب است و به همین دلیل در بهشت برای بهشتیان شراب میدهند" .

 ملا بخاطر بر طرف نمودن این سوتفاهم به شرابی توضیح میدهد که "برادر! آن شرابی که در بهشت است با این شراب زمینی فرق دارد، یعنی این شراب نشه دارد ولی آن شراب نه"

شرابی ملا را نادان خطاب نموده میگوید  " اگر اینطور که شما میگوید میبود، برای بهشتیان جوس وعده میدادند نه شراب" .

 

در ضمن میگویند که یک ملای ایرانی گفته است که زبان بهشت عربی و زبان دوزخ فارسی است، اینکه زبان بهشت عربی است را قبلاٌ شنیده بودم، ولی حالا فهمیدم که دوزخیان بکدام زبان تکلم میکنند. ملا بخاطر اینکه مردم وارخطا نگردند اینرا هم گفته است که کسانیکه بهشتی باشند اگر زبان عربی را نفهمند هم به صورت اتومات با رفتن به بهشت زبانشان عربی میشود و همینطور دوزخیان هم با ورود به دوزخ فارسی زبان میشوند.

 

شاه رخ خان به صفوف پولیس ملی پیوست

 میگویند شاه رخ خان به صفوف پولیس ملی افغانستان پیوسته است. ماجرای این پیوستن را در وبلاگ آزمون بخوانید.

لینک آزمون

http://hasibd.blogfa.com/

 

 

انسانهای بوووووس

معنی لغوی این کلمه را نمیفهمم ولی چون با انسانهای بوس بسیار سر خوردیم به این حد رسیدیم که مشخصات انسانهای بوس را با زیر و زبر تشریح کنم. و اینرا هم باید  اضافه کنم که برای من بد ترین لحظات زنده گی ام اوقاتی بوده که با انسانهای بوس گذشتاندیم. قلباً علاقه هم ندارم که با انسانها بوس حتی یک لحظه را هم بگذرانم ولی در زنده گی انسانها به همه چیز های که بخواهند نمیرسند و گاهگای چیزهای را که نخواهند هم نصیب شان میگردد. خوب زیاد حاشیه روی نمیکنم قبل از هر کاری دیگر باید مشخصات انسانها بوس را لست کنم.

مشخصات انسانهای بوس

·         پیشانی انسانهای بوس همیشه ترش است ولی گاهگاهی این افراد با همان پیشانی ترش شان یگان لبخند احمقانه به لب میداشته باشند. آنها حتی بعضی اوقات بالای خودشان هم قهر میباشند.

·         انسانهای بوس هیچگاهی شاد نمیباشند، و تا که مجبور نشوند خنده نمیکنند، ظرفیت شان هم برای نگهداری خنده شان بیشتر از یک دیگ بخار است یعنی خنداندن این انسانها کم از چهار گانه گی زائیدن نیست. و اگر گاهی از روی تصادف خنده هم کنند چون تمرین خندیدن ندارند، در هنگام خندیدن چهره عجیب پیدا میکنند.

·         چپ چپ نگاه کردن به طرف دیگران عادت اینهاست و غًم غًم کردن (زیر زبان حرف زدن) هم تکلیف این انسانها.

·         همیشه کوشش میکنند در پشت سر دیگران غیبت کنند.

·         انسانهای بوس در منفی بافی  و مشکل تراشی جوره ندارند، یعنی همیشه در هر کار دنبال جنبه های منفی میگردند و اگر چیزی مشکل هم نداشته باشد برایش مشکل ساخته و بالایش انتقاد میکنند.

·         طوری وانمود میسازند که به هیچ چیز علاقه ندارند ولی در اصل چنین نیست.

·         این انسانها هیچ کس را واقعاً دوست ندارند اگر داشته هم باشند چنین وانمود نمیکنند.

·         شوخی را دوست ندارند، سلام دادن را عیب میدانند و با دیگر انسانها بسیار کم ارتباط برقرار میکنند. یعنی بوس ها انسانهای اجتماعی نیستند.

·         انسانهای بوس در مضریت تخصص دارند، بوس ها یک استعداد خدا دادی در مضریت میداشته باشند.

·         تفریع این انسانها رفتن به یک هوتل و خوردن یک خوراک قابلی است، ولی قابلی را هم به آسانی نمیخورند حداقل سه بار گوشت قابلی شانرا بالای هوتلی تبدیل میکنند.

·         پول مصرف کردن این انسانها هم قهر خداست، این انسانها بر علاوه اینکه هیچگاهی پول شانرا بیجا مصرف نمیکنند در مصرف کردن بجای پول هم مشکل دارند. گاهگاهی اتفاق میافتد که دکاندارانیکه انسانهای بوس از آنها خرید میکنند،  میل به خود کشی پیدا میکنند.

·         از چهره شان هیچ چیز نمیفهمی، یعنی خوشی و غم این انسانها را نمیشود از چهرهایشان تشخیص داد ولی چیزی را که همیشه در چهره این افراد میشود دید نشانه های بوسگری است.

·         خلاصه این انسانها یک توته گوشت متحرک هستند.

طرز نوشتن کلمه بوس هم ارتباط به اندازه بوسگری انسانها دارد، یعنی کسی که کم بوس باشد فقط باید بنویسید بوس، کسی که کمی بیشتر از آن بووس، و بوسهای درجه یک هم بوووووس، درست مثل درجه تکواندو (دان یک، دان دو ....).

توصیه من به دوستان این است که هنگام برخود با اینگونه انسانهای بوس ، به مجرد مشکوک شدن به بوسگری آنها، قبل از هر کار دیگر یک تست بوسگری از آن شخص بگیرند. یعنی مشخصاتی را که در بالا ذکر نمودم را با شخصیت انسان متهم به بوس گری سر بدهند. با اینکار هم میتوانید بفهمید که آن شخص بوس است یا نه، و هم میتوانید درجه بوس گری شخص را اندازه نمایید، بعداً لعنت به بوس گفته و یکی از آهنگهای  گلزمان را سه بار زمزمه کرده فرار کنید، در غیر آن باید بوس را همراه با بوس گری هایش تحمل کنید.

تحمل بوس آنقدر هم آسان نیست اگر کسی یکسال با یک بووووس زنده گی کند 98 فیصد احتمال دارد که او به سرطان مبتلا شود، (آنهم بخاطر کرامات شاه دو شمشره است، که در اینجا احتمال مبتلا شدن 98  فیصد است و گرنه علم طب احتمال مبتلا شدن کسانیکه با بووووس برای یکسال زنده گی میکنند را  100 فیصد پیش بینی نموده اند).

اعلان موجودیت

در این روزها بسیار کم به وبلاگم میرسم، خوشبختانه تا هنوز نه قلمم خشک شده و نه هم مغزم ولی متاسفانه نمیتوانم از فرصت ها درست استفاده کرده و به وبلاگم برسم.