آزادی بیان = از بین رفتن جان یا از دست دادن تنبان

سخنگوی طالبان ضمن محکوم نمودن تیزاب پاشی به صورت آقای رزاق مامون سیاست جدید شان را در مورد آزادی بیان اعلان نمودند. ایشان گفتند که اعلان این سیاست های جدید ادامه سلسله ئی است که توسط آقای وردک در مورد مخالفت نکردن آنها با درس خواندن دختران آغاز گردیده که همچنان ادامه خواهد یافت.

سخنگوی طالبان اظهار نمود که آنها آزادی بیان را در قانون طالبانی شان گنجانیده اند ولی نظر به تعبیر طالبان آزادی بیان سیاه سر است و رفتن سیاه سر به هیچ جائی بدون محرم شرعی جواز ندارد، به همین منظور آنها همراه با گنجانیدن آزادی بیان ضمیمه ذیل را به حیث محرم شرعی آزادی بیان در قانون گنجانیده اند.

قانون

آزادی بیان حق هر شهروند افغانستان است.

ضمیمه 

 استفاده از حق آزادی بیان با عث از بین رفتن جان و احترام به آن با عث از دست دادن تنبان میگردد.

 

متوجه باشید که برای طالبان مانند تعبیر شان از اسلام همیشه مستحب مهم تر از فرض است، یعنی در این مورد ضمیمه مهم تر از قانون است.

 

سخنگوی طالبان حمله به آقای مامون را هم تقبیع نمود، او گفت که طالبان مخالف اینگونه حملات زنانه هستند و به گفته او اینکار شاید توسط ایرانی ها سازماندهی شده باشد.

او گفت که از نظر آنها مانند همه چیز های دیگر مجازات هم زنانه و مردانه  دارد و تیزاب پاشیدن جزایی است که برای دختران و زنان مناسب میباشد. مثلیکه آنها از این وسیله برای مجازات دختران مکتبی استفاده نموده بودند. او همچنان توضیع داد که از نظر آنها کس یا کسانیکه اقدام به تیزاب پاشی به صورت آقای مامون نموده اند موقعیت را که صورت آقای مامون باشد درست استفاده نموده اند ولی از وسیله نا درست استفاده کرده اند. او در ادامه صحبت هایش گفت که نظر به قوانین مردانه عاملین این حمله باید به عوض تیزاب از مرمی یا بمب استفاده مینمودند.

 

او در ختم صحبت هایش به مردم مژده داد که در روزهای آینده چند تغیر دیگر در روش و سیاست هایشانرا اعلان خواهد نمود.

سه دشمن اصلی صلح، ثبات و ترقی کشور

 

۱- جهل

۲- فقر (فقر اقتصادی- فرهنگی - سیاسی و اجتماعی)

۳- همسایه ها (پاکستان و ایران)

طالبان روشنفکر شده اند

به گفته آقای وردک وزیر معارف کشور  طالبان افغان دیگر با درس خواندن دختران مخالف نیستند .   اینکه این راز را  آقای وردک از کجا و چگونه کشف کرده اند ،  تنها خود ایشان و طالبان میفهمند. چون طالبانیکه ما میشناسیم کسانی هستند که در زمان حکومت شان کم مانده بود که حیوانات را هم بی نیکر در شهر و روستا اجازه گشت و گذار ندهند، آنها حتی خواندن دروس غیر از علوم دین را برای مردان هم غیر ضروری میدانستند چگونه حالا چرخش اینچنینی در سیاست شان پدید آمده است؟ اگر طالبان با درس خواندن دختران مخالف نیستند  تیزاب پاشی به صورت دختران، مسموم ساختن دختران و سوختاندن مکاتب در جریان همین سال کار کیها بود؟ چرا طالبان خودشان این تغیر در سیاست شان را اعلان نمیکنند؟ و دیگر چی تغیراتی در سیاست هایشان رونما گردیده است؟

 امید وار هستم که همانطوریکه وزیر صاحب معارف این تغیر در سیاست طالبان را اعلان نموده اند در آینده ها کمی بیشتر در مورد دلایل این تغیر و سوالات دیگر که موجود است روشنی بیآندازند.

راه هر قدر طولانی باشد با پیمودن متوالی به پایان میرسد

بعد از استعفای آقای صالح که بعضی آن اتفاق را مرتبط به فشار های پاکستان میدانستند در این اواخر آقای داود مرادیان رییس پالیسی وزارت خارجه هم از کارش برطرف گردید که اینبار هم کارشناسان این اقدام دولت را ناشی از فشار های پاکستان میدانند. من نمیفهمم چرا دولت  به دو همسایه ما که همیشه برای ما مشکل می آفرینند اینقدر امتیاز میدهد؟  دیروز سخنگوی دولت در مورد مشکلاتیکه دو کشور همسایه برای افغانستان بوجود آورده گفت که افغانستان بصورت دوامدار بخاطر مستحکم تر ساختن  دوستی با کشور های همسایه  به قیمت خرابی روابطش با دوستان استراتیژیک افغانستان تلاش نموده است. چی  قیمت گزافی!

من فکر میکنم که دولت های  دو کشور همسایه ما اصلاً ارزش دوستی را ندارند، چه برسد به اینکه بخاطر آنها روابط را با همکاران بین المللی خراب کنیم، درست است که همکاران بین المللی هم بخاطر  منافع خودشان اینجا هستند و دیر یا زود این مملکت را رها میکنند و ما میمانیم و همسایه ها، این هم گپ نادرست نیست که ما  کوشش کنیم تا با همسایه ها روابط دوستانه داشته باشیم ولی بکدام قیمت و تا چی زمان افغانستان باید به این کوشش ها ادامه بدهد؟

افغانستان بصورت دوامدار بخاطر اثبات حسن نیت اش به همسایه هایش باج میدهد ولی در بدل این امتیاز ها ، همسایه ها مخالفین را تمویل، تجهیز و تربیه میکنند، از وابسته گی افغانستان به بنادرشان به حیث یک وسیله فشار استفاده نموده هر زمانیکه دلشان خواست بالای افغانستان فشار میآورند، با مهاجرین رفتار غیر انسانی دارند، از افغانستان به حیث میدان نبرد با رقبایشان استفاده میکنند و توقع های دیگر هم دارند.

دولت باید بجای این امتیاز دادن ها کوشش کند که منطقی تر با این دو همسایه برخورد کند، اینها به امتیاز گیری عادت کرده اند و باج گرفتن از افغانستان را حق خود میدانند. آیا این باج گیران حاضر هستند که یک عسکر شانرا بخواست دولت افغانستان جابجا کنند؟ واضع است که نه پس چرا ما اینکار را میکنیم؟

روابط باید با همسایه گان خوب باشد ولی روابط باید طوری تنظیم شود که در آنهمه همسایه ها جایگاه برابر داشته باشند، افغانستان فعلاٌ در موقفی نیست که در بعضی از موارد با همسایه گان برابری کند ولی امتیاز افغانستان در حال حاضر این است که دنیا در اینجاست و افغانستان میتواند با استفاده از همین امتیاز خودش را در جایگاه برابر با همسایه گانش برساند. درست است که تا رسیدن به این حد باید راه دور و پر از مشکلات را بپیماییم ولی راه هر قدر دور باشد با پیمودن متوالی به پایان میرسد. فقط چیزهاییکه برای رسیدن به هدف ضروریست یکی انتخاب راه درست و دیگر هم همت پیمودن آن.

شیر و شکر

حتماً آهنگ های شیر و شکر را شنیده اید که گاهی از زلف یار میگویند و زمانی هم از ایزار بند سردار گل.  عنوان این مطلب را شیر و شکر گذاشتیم بخاطریکه شاید من هم در ادامه از همان روش شیر و شکری استفاده کنم.

عشق به چوکی

وکلای ناکام هر روز مقابل ساختمان شورا جمع گردیده میخواهند که داخل شورا شوند، چند روزی میشود که محافظین به آنها اجازه داخل شدن را هم نمیدهند  ولی آنها با چشم سفیدی روبروی ساختمان شورا هر روز حاضری میدهند. شاید میخواهند تا اگر شود یکماه معاش و امتیازات بیشتر بخاطر حاضری دادنشان در مقابل مجلس صاحب شوند. این وکلا آمخته خور شده اند، در گذشته ها از غیر حاضری و بوتل جنگی معاش گرفته اند حالا توقع دارند تا از چکر زدن در مقابل ساختمان شورا هم معاش بگیرند.

 

خاکشیر

خاکشیر: یکنوع داروی گیاهیست که برای کسانیکه تب دارند بسیار مفید میباشد، ناگفته نباید گذاشت که کسانیکه تب میداشته باشند بعضاً هذیان هم میگویند. یعنی خاکشیر به این درد هم دوا است.

اینهایکه در باره خاکشیر گفتم را همه میدانند ولی نمیدانم که چرا رییس جمهور ایران برای رییس جمهور ما خاکشیر تحفه داده است . اگر کسی میداند به من هم بگوید.

غافلگیر

ویکی لیکس افشا نمود که مهره های در اطراف آقای رییس جمهور به ایشان  مشوره های نادرست میدهند که این مشوره ها آقای کرزی را در تقابل با جامعه جهانی قرار داده است، ویکی لیکس در این مورد از آقایان کریم خرم، فاروق وردک و عمر داودزی نام برده است. این افشاگری مخصوصاٌ در مورد آقای خرم ما را کاملاٌ غافلگیر ساخت، درست مانند تخلص آقای، ایشان هر چیز باشند ولی خرم نیستند ولی تخلص شان خرم است. بعضی ها درگذشته  فکر میکردند که آقای خرم شاید فقط استعداد  خوب در  پهلوانی داشته باشند،  ولی حالا همه فهمید یم که ایشان در مشوره دهی هم نخبه هستند و از آن مهمتر که مشوره هایشان هم خریدار بسیار مهم هم دارد و هم در تعین سرنوشت مملکت تاثیر گذار است.