Double Game

اخیراٌ یک نویسنده امریکایی David E Sanger   در کتابش به قول از منابع استخباراتی امریکا که نخواسته نام های آنها فاش گردد ارتش، ISI  مخصوصاٌ شخص پرویز مشرف را به بازی دوگانه در را بطه با جنگ علیه تروریزم متهم نموده است،  او همچنان نوشته که پرویز مشرف به خانم بینظیر بوتو گفته بود که امنیت او وابسته با روابطش با او (پرویز مشرف) خواهد بود،  در اینجا چیزیکه قابل تعمق است اینست که مردم افغانستان حد اقل در شناخت بازیهای پاکستان آگاه تر از استخبارات خارجی هستند چون مردم ما سالها قبل پاکستان را به بازی دوگانه متهم میکردند ولی دنیا حال به این موضوع پی برده است، مشرف هم به همین نکته اشاره کرد و گفت اگر چنین بازی دوگانه وجود داشت چرا کسی از آن در دوران زمامداری وی حرفی نزد که حال استخبارات خارجی به این نتیجه رسیده است.

مشرف - Musharraf

 عکس العمل آقای پرویز مشرف به این کتاب بسیار جالب بود، او روز گذشته با اشتراک در یک کنفرانس مطبوعاتی مسایل جالبی را مطرح نمود، او نوشته های این نویسنده را به شدت و با الفاظ بسیار شدید رد نمود و بعضی ها را به توطیه علیه ارتش این کشور و ISI   متهم نمود، او کشورش را یک نیروی اتمی خواند و گفت که هیچ قدرتی نمیتواند پاکستان را تضعیف کند، او بسیار کوشش میکرد که خودش را آرام نشان دهد ولی در جریان کنفرانس او دو بار سیگاری که در دستش بود و خاموش شده بود را پک زد، که این حالت وی نشان میداد که او کوشش میکند که خودش را آرام نشان دهد ولی در حقیقت چنین نبود.

 موضوع دیگر که باز هم بازی دوگانه حکومت پاکستان را نشان میدهد مذاکرات و توافق  آنها با  با طالبان است که نتیجه آن آتش بس در مالاکند است این آتش بس به میانجگری مولانا صوفی محمد رهبر نفاذ شریعت محمدی یکی از افرادیکه در لسیت سیاه ایالات متحده قرار دارد صورت گرفت، این نشانه ضعف حکومت پاکستان است چون خواسته طالبان تطبیق قوانین شرعی به تعبیر طالبان در مالاکند بود که دولت پاکستان آنرا پذیرفت، حکومت پاکستان ظاهراٌ اسلامیست و این نشانه ضعف یک حکومت است که بپذیرد در یک کشور قوانین مختلف نافذ گردد.

 سیاستمداران پاکستان هم در مقابل دنیا خودشان را متعهد به مبارزه با تروریزم نشان میدهند ولی برای مردم شان میگویند که این جنگ (جنگ با تروریزم) جنگ آنها نیست بلکه جنگ امریکاست، و به همین دلیل ارتش آن کشور انگیزه یی برای جنگیدن ندارد، بعضی از آنها میگویند که با توجه به بحران اقتصادی امریکا نیروهای آنکشور نمیتوانند بیشتر از یک و یا دو سال دیگر در افغانستان بمانند و به همین منظور پاکستان باید به عوض همکاری با امریکا به فکر منافع خودش باشد.

 این بازی های دوگانه پاکستان هم دنیا و هم خود دولتمردان پاکستانی را گیج نموده ولی فکر میکنم که اینبار بازی های دوگانه پاکستان برخلاف معمول به نفع آنها تمام نشود، چون تجربه یی که ما از طالبان داریم آنها به هیچصورتی به چیزی کمتر از تسلیمی به خواسته هایشان قناعت نمیکنند و خواسته آنها به وجود آمدن یک نظام طالبی در افغانستان و پاکستان است، همین حالا تقریباٌ بیشتر نقاط صوبه سرحد در کنترول طالبان است، حتی اطراف شهر پشاور هم در کنترول طالبان است، در صوبه بلوچستان مخصوصان مناطق هم مرز با افغانستان  و شهر کویته طالبان به یک قدرت بزرگی مبدل گردیده اند، در شهر کراچی هم فعالیت طالبان گسترش یافته و فکر میکنم که اینبار حکومت پاکستان حداقل در یک طرف بازیشان که با طالبان است موفق نشوند اگر چه طرف دیگر بازی هنوز هم در دست آنهاست، و آنها تا هنوز میدانند که چطور دنیا را فریب بدهند.

 زمان نشان خواهد داد که عاقبت این بازی ها به کجا میرسد، ولی فکر میکنم که حال نبض بازی در پاکستان در دست طالبان است و دیر نخواهد بود که طالبان یا با جنگ و یا هم با مذاکره حاکمیت قانون شانرا در سراسر صوبه سرحد پاکستان نافذ بسازند.

جوک های تلخ روز

- دامنه حملات تروریستان روز بروز گسترده تر میشود ولی دولت افغانستان و جامعه جهانی به گفته آقای کرزی مشغول کشتی گیری نرم هستند.

بنظر من اولاٌ حال زمان مناسب برای کشتی گیری نیست، احیانا اگر باشد هم دولت و نیروهای بین المللی اول باید وضعیت کشتی کچ شانرا با طالبان و القاعده مشخص کنند بعد به فکر کشتی نرم و دوستانه خودشان شوند.

- سخنگوی طالبان علت انجام حملات خونین دیروز شانرا بد رفتاری با زندانیان طالب بیان کرد، عجب دلیلی! من خوب بیآد دارم که در زمان حکومت طالبان یک انفجار در هوتل کابل صورت گرفت چند روز بعد طالبان 4 نفر را به جرم دست داشتن در انفجار به دار آویختند و اجساد آنها را یک روز کامل روی جرثقیل ها در چهاراهی آریانا به دید مردم گذاشتند، اینکه طالبان حال با زندانیان چگونه برخورد میکنند به  همه معلوم است و ضرورتی به گفتن ندارد.

فکر میکنم که برخورد حکومت فعلی با کسانیکه دست به انفجارات و آدمکشی میزنند بیش از حد نرم است، آنها اتاقهای گرم دارند، غذای خوب میخورند، آزاد هستندل فکر میکنم که از خانه هایشان کرده هم در زندانها راحت باشند اگر چنین نمیبود، آنها نمیتوانستند چندین حمله تروریستی بزرگ را در زندانها سازماندهی کنند.

شاید هدف سخنگوی طالبان این باشد که دولت هم از روش آنها در نگهداری زندانیان استفاده کند و یا هم شاید دل طالبان به زندانهای امریکایی ها تنگ شده که از وضعیت زندان های حکومتی گلایه دارند.

- دیروز وزیر داخله بخاطر جلوگیری از حملات تروریستی در شهر کابل از تطبیق پلان جدید خبر داد که سخت ساختن تدابیر امنیتی بخشی از این پلان میبآشد.

من معمولاٌ صبح زود از خانه بخاطر رفتن به وظیفه بیرون میشوم، معمولاٌ در جاده های کابل صبح زود برخلاف سایر اوقات روز بیروبار کمتر میباشد ولی امروز وضعیت برخلاف دیگر روز ها بود مسولین در بیشتر نقاط شهر موتر ها را تلاشی مینمودند که این وضعیت با عث بیروبار غیر قابل باور در شهر کابل در آغاز روز گردیده بود، فکر میکنم که اگر این روش ادامه یابد امروز سرو صدای مردم حتماٌ بلند میشود.

 وزیر صاحب داخله باید بداند که کسانیکه دست به حملات تروریستی میزنند، بسیار دقیق  و محتاطانه عمل میکنند، آنها بصورت تصادفی اینکار را نمیکنند که در موتر بنشینند و مسولین آنها را هنگام تلاشی در جاده های کابل دستگیر کنند، مسولین امنیتی باید به فکر راه های دیگر باشند آنها بجای ایجاد دهها پست تلاشی در داخل شهر باید در دروازه های شهر و نقاط آسیب پذیر بخاطر جلوگیری از انتقال سلاح و مواد منفجره  تدابیر سخت امنیتی بگیرند ، منازل مشکوک را تلاشی کنند و یا فعالیت های اوپراتیفی شانرا بیشتر کنند، ایجاد تلاشی ها متعدد در داخل شهر بر علاوه اینکه مشکل را حل نمیکند یک مشکل دیگر هم به مشکلات شهریان کابل میآفزاید.

- و تلخ ترین جوک هم جواب طالبان به درخواستهای مکرر آقای کرزی برای مذاکره  با آنها بود ، طالبان نخواستند که درخواست های متعدد آقای کرزی را بی جواب بگذارند آنها با حملات خونین دیروز به این درخواستها پاسخ دادند.

مطمین هستم که آقای ریس جمهور پس از دریافت این جواب حداقل در آینده نزدیک دیگر حرفی از مذاکره نخواهد زد.

 

ادامه جنایت طالبان و غفلت نیروهای امنیتی در کابل

امروزباز هم تروریستان توانستند که با وجود تدابیر شدید امنیتی در پایتخت حملات تروریستی را سازماندهی نمایند که متاسفانه در اثر این حملات تعداد زیادی از هموطنان ما بخاک و خون نشستند و تعدادی از فامیلها در شهر کابل به ماتم عزیزانشان نشستند.

این حملات همزمان در چند منطقه شهر به وقوع پیوست تروریستان توانستند در لب جر خیرخانه  در ریاست محابس و وزارت عدلیه حملات شانرا انجام دهند همچنان یک تروریست دیگرکه میخواست خودش را در مقابل وزارت معارف منفجر سازد توسط نیروهای امنیتی به قتل رسید، در حمله بر وزارت عدلیه سه نفر از تروریستان اشتراک داشتند آنها با سلاح سبک و واسکت انتحاری مسلح بودند که همه آنها به قتل رسیدند.

نیروهای امنیتی بالای بام وزارت عدلیه                                         نیروهای امنیتی هنگام انتقال مجروحین

 

 مثل همیشه اکثریت قربانیان این حادثه غیرنظامیان بودند، سازماندهی اینگونه حملات در مناطق مزدحم شهر کابل نشاندهنده اینست که هدف تروریستان جنگ بانیروهای خارجی نی بلکه کشتار مردم بیگناه و اندختن وحشت به دلهای مردم شهرکابل است.

 نفرین برکسانیکه خون مردم را به ناحق میریزانند.

یاران

ناکامیهای نظام فعلی بسیار زیاد است ،  فرصت های زیادی از دست رفته است ، اگر مخالفین را کنار بگذاریم در این ناکامیها جامعه جهانی، دولت آقای کرزی بشمول  آقای کرزی، وزرا، اعضای شورای ملی، قضا و سایر اراکین بلند پایه  و در بعضی موارد هم مردم همه سهیم هستند. امروز که ناکامیها بیش از حد شده و عمر ریاست جمهوری آقای کرزی هم کوتاه همه گی میخواهند که حسابشانرا از آقای کرزی جدا کنند و همه ناکامیها را بر گردن او بیآندازند.

جامعه جهانی که در بوجود آمدن وضعیت فعلی برابر با دولت افغانستان مقصر است،  دلیل ناکامی ها را ضعف و ناتوانی دولت عنوان میکنند، مواردی که آنها ناکامی دولت عنوان میکنند ضعف اداره، افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر، افزایش ناامنی و فساد است، اگر کمی دقت کنیم ، در همه یی این موارد جامعه جهانی هم مقصر است، شاید در بعضی موارد بیشتر از دولت.

 همچنان این عملکرد کارمندان بلند رتبه دولت بود که چهره دولت و شخص کرزی را در نظر مردم افغانستان و جامعه جهانی بد ساخت،  افرادیکه بخاطر عملکرد غلط آنها بین مردم و دولت فاصله ایجاد گردیده، هم از زمانیکه پی برده اند که زمان زمامداری آقای کرزی رو به اتمام است و او شانس بسیار کم برای برنده شدن در انتخابات آینده دارد، راه بدل کردند و کوشش میکنند تا از آقای کرزی بریده و راه های دیگر برای بدست آوردن قدرت در آینده بیآبند.

  اشتباه آقای کرزی در این بود که مردم را دست کم گرفت و هیچ توجه به خواسته های آنها نکرد، او بیش از حد محافظه کاری میکرد و مصلحتها را در نظر میگرفت،  بارها مردم به طریقه های مختلف از او خواستند که مسولین نا اهل را از پست های دولتی برطرف کند ولی او بدون توجه به خواست مردم و فقط برای با خود داشتن این افراد از آنها حمایت نمود و یاری با آنها را بر خواست مردم به گمان اینکه این افراد شاید در روزهای سخت همراهی اش کنند، ترجیع داد، آقای کرزی روی حمایت جامعه جهانی هم بسیار حساب میکرد، او گمان میکرد که جامعه جهانی برای همیشه از او حمایت خواهند نمود و به همین دلیل از ناکامیهای  و عملکردهای نادرست شان چشمپوشی مینمود. 

آقای کرزی به یاری و انتخاب مردم به ریاست جمهوری رسید ولی بسیار زود یاری مردمرا فراموش نمود و روی همکاری تعدادی از افراد فرصت طلب و حمایت جامعه جهانی حساب باز نمود و از آنها  به قیمت ناراض ساختن مردم حمایت کرد، ولی حال همان یارانش او را رها میکنند (تعدادی از آنها او را رها نموده اند و تعدادی هم دنبال راه فرار میگردند)  و بیش تر از هر کسی دیگر آقای کرزی را تخریب میکنند، اگر آقای کرزی دل مردم را بدست میآورد شاید حال وضعیت طوری دیگری میبود، شاید او ضرورتی به حمایت و همراهی اطرافیانش نمیداشت ولی افسوس که چنین نکرد، مردم هم بیشتر از هر کسی دیگر آقای کرزی را ملامت میکنند و حق هم دارند چون آقای کرزی به انتخاب مردم رویکار آمده بود ،  سایر کارمندان انتخاب آقای کرزی بودند نه  از مردم.

 این درسیست برای کسانیکه در آینده زمام امور را بدست میگیرند، مردم را نباید دست کم گرفت، این وظیفه دولتمردان است که خواسته های مردم را در نظر بگیرند و بیشتر از هر چیز دیگر برای جلب حمایت مردم بکوشند، چون این مردم است که سرنوشت رهبران را تعین میکنند نه یاران خارجی و فرصت طلبان داخلی.

فرار عقل ها

در اینجا منظور من از فرار مغزها یا مهاجرت  افراد تحصیل کرده بخاطر زنده گی بهتر به کشور های پیشترفته نیست، این مشکل در بیشتر کشورهای عقب مانده و رو به انکشاف به شمول کشور ما وجود دارد، منظورم فرار عقل هاست.

بسیار چیزهای دیگر نیز از مملکت ما فرار نموده و یا در حال فرار هستند مانند، سرمایه، حب وطن، صمیمیت، صداقت، احساس کمک به ضعیف تر از خود، راستی و چیزهای دیگر، ولی همه اینها قابل جبران هستند شاید با گذشت زمان و کمی تلاش این فراریها دوباره به کشور ما برگردند، ولی اینکه چگونه عقل های فراری را دوباره باز گردانیم برای من تا هنوز سوال است.

مردم بسوی کار های میروند که هیچ آدم عاقل طرفدار انجام دادن آنها نمیتواند باشد، این نشانه فرار عقل در کل و یا در بعضی موارد است،  برای اثبات این موضوع دلایل بیشمار دارم ولی حال فقط به دو موضوع میپردازم، یکی مراسم خوشی و دیگر هم  مراسم سوگواری یا همان به اصطلاح خیرات هاست.

 

من در اصل با هیچ کدام این مراسم مخالف نیستم، همه حق دارند که مراسم خوشی شانرا برگزار کنند و خیرات هم کار بسیار نیک است ولی در صورتیکه این مراسم بصورت عاقلانه برگزار شوند،  که متاسفانه اینطور نیست یک جوان اگر بخواهد ازدواج کند باید صدها هزار افغانی را از نامزدی گرفته تا مراسم عروسی و شب خینه و نمیدانم تخت جمعی به مصرف برساند و یا اگر کسی وفات نماید باید اعضای خانواده او چندین بار برای چند صد نفر غذا تهیه کنند، اسم این مراسم هم خیرات است، همچشمی ها هم در اینگونه موارد هیزمیست که مردم را وادار به ولخرچی بیشتر میکند، حال حتی مراسم خیرات هم در هوتل های مجلل برگزار میگردد.

 

 اینکه بعد از ختم مراسم عروسی زوج جوان باید تا سالها کار کنند تا قرضهایشانرا دوباره بپردازند برای هیچ کس مهم نیست، حتی برای والدین آنها،  من شخصاٌ کسی را میشناسم که پنج سال از ازدواجش میگذرد ولی تا هنوز قرضدار است، وقتی از والدین عروس و داماد بپرسی که چرا چنین کاری را میکنند، میگویند که بخاطر پوره نمودن هوس و ارمان شان، درست است ولی به چی قیمت؟ چرا هوس و ارمان آنها در مراسم کوچک تر پوره نمیشود؟ آیا این درست است که بخاطر پوره شدن هوس و ارمان آنها  زوج جوان سالهای بسیار خوب زندگیشانرا خون دل بخورند تا قرضهایشان را پس بدهند؟ جواب عاقلانه به این سوالها واضع است ولی اگر کسی در اینگونه موارد عاقلانه فکر کند.

 اینکه اعضای فامیل متوفا از کجا پول برای  مراسم به اصطلاح خیرات که نه ریشه شرعی دارد و نه هم کار عاقلانه است پیدا میکنند هم  برای کسی  ارزشی ندارد، مردم فقط خواهان برگزاری مراسم هستند، اینکه چگونه و با کدام پول مشکلیست که فامیل سوگوار باید به آن بپردازد. بنظر من خیرات کردن کار نیک است ولی خیرات باید به افراد نیازمند باشد، و در حد توان خانواده ها،  مراسمی که حال بنام خیرات برگزار میگردند خویشخوری است نه خیرات، جوا ب فامیلها برای توجیه اینگونه مراسم اینست که آنها به اینطریق حرمت مرده شانرا میکنند.

 کاش همین دو مورد میبود، بسیار موارد دیگر هم هستند که مردم به آنها بصورت عاقلانه نمیپردازند، و بنظر من ازدیاد کارهایکه زیاد عقلانی نباشند نشانه فرار عقل هاست.

تغیر - Change

امسال فکر میکنم که سال تغیرات است و یا اگر بهتر بگویم زمانی برای شروع تغیرات، چرا که بسیار چیزها هستند که تغیر نموده اند و بعضی چیزهای دیگر هم در حال تغیرهستند، ما هم که مردم خوش باور شروع این تغیرات را به فال نیک میگیریم، اگر چه بعضی تغیراتیکه ما شاهدش بودیم بسیار خوب هم نبودند ولی باز هم تغیر تغیر است، اگر تغیر خوب نمیبود ریس جمهور امریکا شعار انتخاباتی اشرا تغیر نمیگذاشت و اگر این شعار خوب نمیبود مردم امریکا از آن پشتیبانی نمیکردند، ما هم که در تقلید کردن بی مثال و  از کسی کم هم نیستیم ، از مردم امریکا در حمایت شان از تغیرات پیشتیبانی میکنم، اگر سلیم شاهین از درمندر تقلید کرده میتواند من چرا از مردم امریکا تقلید کرده نتوانم.

 

خوب بخاطریکه همه متیقن گردند که امسال سال شروع تغیرات است، در اینجا چند مثال از تغیراتیکه در کشور ما رونما گردیده و تغیراتیکه در آینده قرار است اتفاق بیفتد میآورم. تغیرات امریکا را در جایش میگذاریم، زیرا در آنجا بعد از تغیر ریس جمهور و رویکار آمدن ریس جمهور تغیر پسند بسیار چیز ها تغیر کردند و تعدادی دیگر هم در حال تغیر هستند، و اینها چیزهایست که همه میدانند، آقای اوباما سمبول تغیرات است، حتی نپوشیدن کرتی در زمان کار او هم خبر ساز شده و مردم آنرا بخشی از تغیرات آقای اوباما میدانند، میگذریم از امریکا حال میپردازم به کشور خود ما.

 

اینها هم مثال های از تغیرات در افغانستان

 

  • در سالهای اخیر جامعه جهانی مخصوصاٌ ایالات متحد امریکا از دولت افغانستان و ریس جمهور حمایت قاطع میکردند ولی امسال این وضعیت تغیر کرده و دنیا عملاٌ با عملکردهای دولت افغانستان مخالفت میکنند.
  • ریس جمهور افغانستان در نظر دارد که در یک تغیر مهم با روسیه ارتباط "اگر چه تاهنوز معلوم نیست که در چه سطح" برقرار نماید.
  • برخلاف سالهای قبل شهر کابل امسال از برق 24 ساعته مستفید گردیده است، البته این تغیر چند روز قبل به وقوع پیوست ولی به هر صورت شروع خوبی است.
  • فکر میکنم که عینک پوشیدن کرزی صاحب هم بی ربط به تغیرات نباشد.
  • سلسله تغیرات حتی اقلیم را هم رها نکرده، زمستان امسال اصلاٌ به زمستان نمیماند، هوا در کابل نظر به زمستان های قبل بسیار متفاوت است، امسال قبل از شروع زمستان مردم با تجربه از هوای سرد زمستان سال گذشته، بسیار تشویش داشتند ولی هوا امسال تا هنوز اصلاٌ سرد نشده، اولین سالی است که در زمستان تا هنوز برف درست نباریده و باریدن بارانها آدم را بیآد بهار میآندازد.

 اینها تغیراتی بودند که بوقوع پیوسته و سال آینده هم حداقل در چند موردیکه ما میفهمیم تغیراتی رونما خواهد گردید، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان و تغیر رویکرد جهان در ارتباط با افغانستان از موضوعاتیست که شاید تغیراتی اساسی را در وضعیت افغانستان بوجود بیآورد.

 

اگرچه افغانستان کشوریست که در عرصه های سیاسی و حکومتداری تغیرات بیشماری را در سالهای گذشته تجربه نموده که متاسفانه هیچکدام هم برای مملکت و مردم مفید نبوده، بجز از تغیرات سال 2001 که آن هم زود جهت تغیر داد ولی اینبار امیدوارهستم که تغیراتی بوجود بیآید که برای مردم و مملکت مفید باشد.

 

دنیا به امید خورده شده، من هم اگر کاری دیگری نتوانم انجام دهم حداقل میتوانم امیدوار باشم.

شباهت عملکردهای رژیم صهیونیستی با رژیم نازی آلمان

ظاهراٌ در دنیا اعلامیه حقوق بشروجود دارد که کشور های جهان و موسسات بین المللی اخلاقاٌ مکلف به اجرای مواد آن هستند، در اعلامیه حقوق بشر ، حقوقی مانند "حق زندگی، حق آزادی و امنیت، حق کار کردن، حق آزادی اندیشه و مذهب، حق آزادی بیان، حق آزادی سیاسی، جلوگیری از تبعیض و حق آزادی انتخاب" ا در نظر گرفته شده است که باید تمام انسانها از آنها برخوردار باشند، کسانیکه در صدد نقض یا محدود کردن این آزادیها کار کنندا ناقضین حقوق بشر میباشند و باید به محاکمه کشانیده شوند.

 متاسفانه کشور ها و نهاد هائیکه داد از حقوق بشر میزنند بسیار سلیقه یی عمل میکنند، نمونه این تبعیض خاموشی جهان در برابر منفور ترین و جناینکارترین رژیم موجود در جهان همان اسرائیل است.

نواسه های متضررین اصلی هولوکاست رژیم نازی امروز همان جنایاتی را که رژیم نازی کرده بود با وسایل پیشرفته تر بالای مردم مظلوم فسطین عملی میکنند، اسرائیل خاک فلسطینی ها را اشغال نموده و تمام حقوق انسانی فلسطینی ها را نقص میکنند ولی دنیا عملاٌ کاری بر زد این جنایات و عاملین آنها انجام نمیدهند، دلیل چیست؟

گمان میکنم که اسرائیل معافیت دارد و هر کاری که بخواهد میتواند انجام بدهد، در دنیا برای معافیت از بازخواست،  کشور ها یا باید قدرتمند باشند و یا هم دوست کشور های قدرتمند، اسرائیل هردو را دارد و تازمانیکه این دو با اسرائیل است کسی نمیتواند جلو جنایات بشری این رزیم جنایتکار را بگیرد.

 اسرائیلیها مانند رژیم نازی دیوار ها و حصارها برای زندانی کردن مردم میسازند، غزه عملاٌ به یک زندان بزرگ انسانی مبدل گردیده است،  این رژیم مراکز کنترول بیشمار در خاک فلسطینی ها ساخته که وظیفه آنها جلوگیری از گشت و گذار آزادانه مردم فلسطین در خاک خودشان است.

اسرائیلیها مردم بی دفاع فلسطین را بدون دلیل بازداشت میکنند و در جریان بازداشت با آنها بدرفتاری میکنند، آنها مردم را کوچ اجباری میدهند، خانه هایشانرا تخریب میکنند، با اطفال و زنان بدرفتاری  میکنند، هروقتی که بخواهند مردم را میکشند، زندانی میکنند و یا کوچ میدهند.

عجیب است، این چی عدالتی است که  اسرائیل خاک فلسطین را اشغال نموده، دهها هزار فلسطینی را به قتل رسانده اند  (سلسله این آدمکشیها تا هنوز ادامه دارد) ، هزارها فلسطینی تا هنوز در زندانهای اسرائیل زندانی هستند، صدها هزار نفر را از خانه هایشان کوچ اجباری دادند، تمام آزادی های فلسطینی ها سلب گردیده است، هنوز هم اسرائیل توقع دارد که مردم فلسطین خاموش بمانند، آیا این عدالت است که رژیم اسرائیل با این همه جنایاتیکه میکند عضو سازمان ملل باشد و  گروه های مقاومت فلسطینی شامل لست سازمانهای تروریستی در کشورهای قدرتمند؟

 چند عکسی بدستم رسیده است که شباهات عملکردهای رژیم نازی و رژیم فعلی اسرائیل را نشان میدهد، فکر میکنم این تصاویر ماهیت رژیم حاکم در اسرائیل را گویا تر از دهها کتاب بیان میکند، ببینید و قضاوت کنید.

 

 

آنکه عیبش بگفتی هنرش نیز بگو

همیشه از عملکرد دولت انتقاد کردیم، بنظرم این حق دولت است، ولی آدم باید واقع بین باشد، اگر عیب ها را میگویم از دستآوردها هم نباید چشمپوشی کنیم.

انتقاد های جامعه جهانی، مردم افغانستان و رسانه در این اواخر بر عملکردهای دولت افغانستان بسیار شدت گرفته است، کاریکه باید میشد، ولی جالب اینست که مخالفین حکومت کوشش دارند که از این انتقاد ها به نفع خودشان استفاده کنند، آنها نظرات مردم، جامعه جهانی ورسانه ها را در سایت ها و در مصاحبه هایشان با آب و تاب بیان میکنند، گمان میکنند که انتقاد از دولت به معنای طرفداری مردم از مخالفین است،  یک برداشت کاملاٌ غلط !  انتقاد های مردم بخاطر بهبود  وضعیت است نه 1000 مرتبه بد ساختن آن.

 کارهایکه در کشور بعد از آمدن نظام جدید صورت گرفته غیر قابل انکار هستند، ما که همیشه در کشور بودیم تغیرات را خوبتر احساس میکنیم، اگر چه میشد که با امکانات و فرصتهای چند سال اخیر این دستآورد ها را چندین برابر ساخت، ولی باز هم دستآوردهایی وجود داشته که نمیشود از آنها چشمپوشی کرد، فقط چند نمونه از تغیرات چند سال اخیر را در مقایسه با سالهای قبل در اینجا مینویسم تا برای مخالفین واضع گردد که دستآوردها بیشتر از آنست که مردم آنها را با حمایت از شما به قمار ببندند.

 

  • تقریباٌ بیشتر شاهراه های افغانستان اسفالت گردیده اند، قبلاٌ برعلاوه اینکه هیچ کاری در این زمینه صورت نمیگرفت ، چیزهایکه از قبل مانده بودند هم همه تخریب گردیدند، بیآد دارم که یکبار از هرات تا  کابل در چهار شبانه روز رسیدم.
  • قبلاٌ ا در داخل کشور آموزش دختران ناممکن بود و مراکز تعلیمی و تحصیلی پسرانه هم با بسیار ظرفیت و کیفیت پائین فعالیت داشتند، کسانیکه توان داشتند به پاکستان بخاطر تحصیل اطفال شان میرفتند و کسانیکه امکانات نداشتند باید بیسواد میماندند. حال برای بیشتر اطفال و جوانان زمینه تحصیل در داخل کشور مساعد گردیده است.
  • مردم ریس جمهور و اعضای پارلمانرا انتخاب نمودند، شاید در بعضی موارد تخلف صورت گرفته باشد ولی یک آغاز بسیار خوب بود، برای بیشتر مردم اولین تجربه سهم گیری در سرنوشت کشور بود.
  • در دوره های قبلی باوجودیکه تعداد زیادی از مردم مهاجر بودند ولی باز هم زمینه کار برای بیشتر مردم مساعد نبود، حال اگر چه مشکل بیکاری وجود دارد ولی باز هم این مشکل به مراتب کمتر شده است.
  • قبلاٌ حکومت های افغانستان را کسی به رسمیت نمیشناخت ، حال بیشتر کشور ها در افغانستان نمایندگی سیاسی دارند، شاید افغانستان یگانه کشوری باشد که تمام کشور های دنیا روابط دوستانه با اینکشور دارند، تعدادی شاید فقط در ظاهر دوست افغانستان باشند، ولی باز هم موقف افغانستان در جهان بهتر از هر زمان دیگر است.
  • مردم بخاطر یک ارتباط تیلفونی به خارج از کشور به پاکستان میرفتند، زیرا ارتباط افغانستان عملاٌ با خارج قطع گردیده بود، فقط در آواخر حکومت طالبان چند PCO  پاکستانی در شهر کابل فعالیت داشتند، حال حتی اطفال هم میتوانند که در هر زمانیکه بخواهند با خارج با وسیله های مختلف در ارتباط باشند.
  • قبلاٌ کسی نمیتوانست که به حکام آنزمان بگوید که بالای چشمتان ابروست، با انتقاد از حکام زبان از حلقوم بیرون میآمد، اگر آنها کسی را میکشتند، زندانی میکردند، توهین و تحقیر میکردند، خلاصه هرکاریکه دلشان میخواست کسی اجازه و جرئت انتقاد را نداشت، ولی حال مردم بدون هراس از کارکردهای حکومت انتقاد میکنند.
  • بیشترین آزادیها از مردم گرفته شده بود، بجز از رادیو شریعت و دو نشریه دولتی هیچ رسانه چاپی، صوتی و تصویری وجود نداشت، حال رسانه های افغانستان با کشورهای منطقه برابری میکند و مردم هم آزادیهای از دست رفته شان را تا حدودی باز یافتند.

 اینها مشت نمونه خروار هستند، البته مشکلات هم کم نیستند و باز هم میگویم که با امکانات و فرصتهایکه ما داشتیم میشد بسیار بیشتر از اینها دستآورد داشت،  ولی اینها چیزهای نیستند که به آسانی بدست آمده باشند و مردم نمیخواهند که آنها را از دست بدهند، مردم یکبار دیدند که چگونه همه هست و بود مملکت و مردم تخریب و یا غارت گردید، کسانیکه برداشت غلط از انتقادهای مردم دارند باید بدانند که هدف مردم از انتقاد ها بهبود وضعیت است نه بازگشت به سالهای قبل.