آنکه عیبش بگفتی هنرش نیز بگو
همیشه از عملکرد دولت انتقاد کردیم، بنظرم این حق دولت است، ولی آدم باید واقع بین باشد، اگر عیب ها را میگویم از دستآوردها هم نباید چشمپوشی کنیم.
انتقاد های جامعه جهانی، مردم افغانستان و رسانه در این اواخر بر عملکردهای دولت افغانستان بسیار شدت گرفته است، کاریکه باید میشد، ولی جالب اینست که مخالفین حکومت کوشش دارند که از این انتقاد ها به نفع خودشان استفاده کنند، آنها نظرات مردم، جامعه جهانی ورسانه ها را در سایت ها و در مصاحبه هایشان با آب و تاب بیان میکنند، گمان میکنند که انتقاد از دولت به معنای طرفداری مردم از مخالفین است، یک برداشت کاملاٌ غلط ! انتقاد های مردم بخاطر بهبود وضعیت است نه 1000 مرتبه بد ساختن آن.
کارهایکه در کشور بعد از آمدن نظام جدید صورت گرفته غیر قابل انکار هستند، ما که همیشه در کشور بودیم تغیرات را خوبتر احساس میکنیم، اگر چه میشد که با امکانات و فرصتهای چند سال اخیر این دستآورد ها را چندین برابر ساخت، ولی باز هم دستآوردهایی وجود داشته که نمیشود از آنها چشمپوشی کرد، فقط چند نمونه از تغیرات چند سال اخیر را در مقایسه با سالهای قبل در اینجا مینویسم تا برای مخالفین واضع گردد که دستآوردها بیشتر از آنست که مردم آنها را با حمایت از شما به قمار ببندند.
-
تقریباٌ بیشتر شاهراه های افغانستان اسفالت گردیده اند، قبلاٌ برعلاوه اینکه هیچ کاری در این زمینه صورت نمیگرفت ، چیزهایکه از قبل مانده بودند هم همه تخریب گردیدند، بیآد دارم که یکبار از هرات تا کابل در چهار شبانه روز رسیدم.
-
قبلاٌ ا در داخل کشور آموزش دختران ناممکن بود و مراکز تعلیمی و تحصیلی پسرانه هم با بسیار ظرفیت و کیفیت پائین فعالیت داشتند، کسانیکه توان داشتند به پاکستان بخاطر تحصیل اطفال شان میرفتند و کسانیکه امکانات نداشتند باید بیسواد میماندند. حال برای بیشتر اطفال و جوانان زمینه تحصیل در داخل کشور مساعد گردیده است.
-
مردم ریس جمهور و اعضای پارلمانرا انتخاب نمودند، شاید در بعضی موارد تخلف صورت گرفته باشد ولی یک آغاز بسیار خوب بود، برای بیشتر مردم اولین تجربه سهم گیری در سرنوشت کشور بود.
-
در دوره های قبلی باوجودیکه تعداد زیادی از مردم مهاجر بودند ولی باز هم زمینه کار برای بیشتر مردم مساعد نبود، حال اگر چه مشکل بیکاری وجود دارد ولی باز هم این مشکل به مراتب کمتر شده است.
-
قبلاٌ حکومت های افغانستان را کسی به رسمیت نمیشناخت ، حال بیشتر کشور ها در افغانستان نمایندگی سیاسی دارند، شاید افغانستان یگانه کشوری باشد که تمام کشور های دنیا روابط دوستانه با اینکشور دارند، تعدادی شاید فقط در ظاهر دوست افغانستان باشند، ولی باز هم موقف افغانستان در جهان بهتر از هر زمان دیگر است.
-
مردم بخاطر یک ارتباط تیلفونی به خارج از کشور به پاکستان میرفتند، زیرا ارتباط افغانستان عملاٌ با خارج قطع گردیده بود، فقط در آواخر حکومت طالبان چند PCO پاکستانی در شهر کابل فعالیت داشتند، حال حتی اطفال هم میتوانند که در هر زمانیکه بخواهند با خارج با وسیله های مختلف در ارتباط باشند.
-
قبلاٌ کسی نمیتوانست که به حکام آنزمان بگوید که بالای چشمتان ابروست، با انتقاد از حکام زبان از حلقوم بیرون میآمد، اگر آنها کسی را میکشتند، زندانی میکردند، توهین و تحقیر میکردند، خلاصه هرکاریکه دلشان میخواست کسی اجازه و جرئت انتقاد را نداشت، ولی حال مردم بدون هراس از کارکردهای حکومت انتقاد میکنند.
-
بیشترین آزادیها از مردم گرفته شده بود، بجز از رادیو شریعت و دو نشریه دولتی هیچ رسانه چاپی، صوتی و تصویری وجود نداشت، حال رسانه های افغانستان با کشورهای منطقه برابری میکند و مردم هم آزادیهای از دست رفته شان را تا حدودی باز یافتند.
اینها مشت نمونه خروار هستند، البته مشکلات هم کم نیستند و باز هم میگویم که با امکانات و فرصتهایکه ما داشتیم میشد بسیار بیشتر از اینها دستآورد داشت، ولی اینها چیزهای نیستند که به آسانی بدست آمده باشند و مردم نمیخواهند که آنها را از دست بدهند، مردم یکبار دیدند که چگونه همه هست و بود مملکت و مردم تخریب و یا غارت گردید، کسانیکه برداشت غلط از انتقادهای مردم دارند باید بدانند که هدف مردم از انتقاد ها بهبود وضعیت است نه بازگشت به سالهای قبل.