جنرال یا انجنیر و یا هم هردو

اخیراٌ آقای کرزی جنرال رحمت الله نبیل را به حیث رییس عمومی امنیت ملی افغانستان تعین نمودند، اینکه آقای نبیل توانمندی های لازم برای احراز این پست مهم را دارند یا خیر؟ سوالیست که جوابش را  آنهاییکه شناخت بیشتر از آقای نبیل و توانمندیهایشان دارند، باید بدهند، ولی سوالیکه نزد من پیدا شده ،  اینست که آیا آقای نبیل جنرال هستند یا انجنیر و یا هم هردو؟

آقای نبیل در زمان حاکمیت طالبان و آغاز حکومت آقای کرزی در کمیشنری عالی ملل متحد برای پناهنده گان UNHCR کارمیکردند، و اگر اشتباه نکنم تا آنزمان ایشان فقط انجنیر بودند، ولی حالا قسمیکه در معرفی نامه آقای نبیل آمده است، ایشان تورن جنرال هستند. حتماً کدام فورمولی است که انجنیر ها را در 5 یا 6 سال جنرال نظامی میسازد، در گذشته ها تغیرات اینچنینی فقط در فلم ها ممکن بود، آنهم فلم های مانند فلم سبزی پالک ولی سالهاست که این تغیرات را ما عملاً میبینیم. کاش مانند رتبه ها و مسلک ها ذهنیت مردم هم زود زود تغیر میکرد، ما در اینکشور نسل های را  داریم که طرز فکر شان از هفت پشت و یا شاید هم بیشتر تغیر ننموده است.   

بهر صورت انجنیر و یا جنرال بودن زیاد مهم نیست، مهم اینست که ایشان توانمندی اداره این ارگان مهم امنیتی را داشته باشند، رییس امنیت شدن آسان است و لی رییس امنیت ماندن چندان آسان نیست، برای آقای نبیل موفقیت آرزو میکنم.  

دنبال طرح صلح برای ختم جنگ

پسرم با برادر زاده ها و خواهر زاده هایم هر زمانیکه یکجا میشوند بعد از چند ساعت زنده گی مسالمت آمیز شروع میکنند به جنگ کردن با همدیگر.

اگر چه آنها بیشتر اوقات شانرا در منزل میگذرانند و در منزل هم هیچ گاهی جنگ را ندیده اند، چون بزرگان خانواده ما بیشتر از هرچیز از جنگ متنفر هستند، اعضای خانواده برعلاوه اینکه هیچگاهی در هیچ گونه جنگی دخیل نبوده اند بلکه در طول تاریخ در جنگ انداختن حیوانات که شوق بیشتر مردم کشور ما است هم بی علاقه مانده و دخالتی نداشته اند. ولی با آنهم اولاد ها انواع و اقسام تکنیک های جنگی را بلد هستند، از پرت کندن گرفته تا دندان کندن، چندی گرفتن، موی کنک، سیلی و مشت زدن به سروصورت هم دیگر و گاهگاهی هم کسانیکه از نظر فزیکی کم میآورند از روش معروف حزب اسلامی گلبدین حکمتیار که همان عقب نشینی تاکتیکی یا اگر بهتر بگویم گریز استفاده میکنند.

ما از هر روشی که برای برقرار نمودن صلح دایمی میان اطفال خانواده استفاده نمودیم، نتیجه نداد، تا هنوز همان آش است و همان کاسه، اطفال خانواده بعد از روزها و آنهاییکه مسافر استند بعد از ماه ها و حتی سالها همدیگر را میبینند برای چند ساعت بسیار با هم دوست میباشند و بیشتر از حد معمول به همدیگر محبت میورزند. ولی درست بعد از چند ساعت شروع میکنند به جنگ و بصورت مقطعی تا زمانیکه با هم استند به جنگ های جبهه یی و چریکی با هم ادامه میدهند.

زمانیکه دولت برای ختم جنگ در کشور تصمیم به برگزاری جرگه صلح گرفت ما هم کمی امیدوار شدیم، که شاید با استفاده از تجربه دولت ما هم بتوانیم میان اولادها صلح برقرار کنیم.  تا هنوز منتظر ماندیم تا اگر جرگه آقای کرزی نتیجه بدهد و ما هم از همین فرمول برای برقراری صلح دایمی میان اطفال خانواده استفاده کنیم ولی متاسفانه جرگه هم نتیجه نداد ،  باید دنبال راه حل دیگری بگردیم.

 

اینها  هم عکس های طرف های درگیر

انتخاب مشکل

شهر کابل باز هم مبدل گردیده با عکس بازار خوش تیپان کشور،  امسال برعلاوه نماینده گان فعلی ولسی جرگه تعدادی از اعضای ولسی جرگه که در دوره قبلی از سایر ولایات  به پارلمان راه یافته بودند هم خودشان را از طریق شهر کابل نامزد نموده اند، گذشته از اینها تعداد زیادی از گوینده گان و مجریان برنامه های تلویزیونی هم در لست نهایی شهر کابل بنظر میرسند، تقریباً از تمام تلویزیونها یکی یا دو نفر خودشانرا نامزد نموده اند، ورزشکاران، بیکاران، گوینده گان قرعه کشی ها در بانک های خصوصی، نیمچه ستاره های برنامه ستاره افغان، کسانیکه در بخش های دوبلاژ در تلویزیونها فعالیت داشتند، هوتل داران، کاندیدان انتخابات ریاست جمهوری، ملا ها ، اعضای تنظیم ها و احزاب سیاسی، خلاصه 664 نفر از تمام اقشار از شهر کابل خودشانرا کاندید نموده اند، در اصول کاندید شدن 664 گپ بد نیست ولی مشکل اینست که اکثریت این افراد برای رفتن به پارلمان کشوریکه اینهمه مشکل دارد، افراد مناسب نیستند.

عکس هایکه بعضی از کاندیدا در شهر نصب نموده اند بسیار جالب هستند، با دیدن اکت های عجیب و غریب نامزد ها آدم کم میماند که به مریضی پیچ خونی مبتلا شود، اگر این انتخابات برای پارلمان نه بلکه برای انتخاب هنر پیشه ها برای فلم های کمیدی میبود به آسانی میشد از میان این همه کاندید واجد شرایط یکی را انتخاب نمود ولی حالا که اینطور نیست، انتخاب فرد مناسب از میان این همه کاندید خوش تیپ کمی مشکل بنظر میرسد، باید تلاش و دقت کنیم تا فرد مناسبی را پیدا نماییم.

اینکه انگیزه تعداد زیادی که واجد شرایط نیستند و خودشانرا نامزد هم نموده اند چی است را فقط خداوند میداند، ولی من فکر میکنم که کارکرد های پارلمان قبلی با عث گردیده که به علاقمندان نامناسب برای نامزدی در پارلمان بیآفزاید.

تجربه دوره قبلی ثابت ساخته که پارلمان جای مناسب برای همه است.

 برای کسانیکه خواهان خدمت به کشور هستند، برای کسانیکه علاقمند خواب هستند، کسانیکه کمبود ویتامین دارند (این افراد بساده گی میتوانند با اشتراک در مهمانی ها و خوردن غذا های متنوع این کمبود شانرا برطرف کنند)، کسانیکه میخواهند جنگ کنند و یا جنگ تماشا کنند، برای آنهاییکه جای مناسب برای چرت زدن ندارند، برای کسانیکه پول ندارند و میخواهند در زمان کم به پول زیاد دست یابند، برای کسانیکه میخواهند سخنران گردند، برای افراد عقده یی .... برای همه یی اینها پارلمان جای مناسب است. ولی جای بسیار تاسف است که از میان اینهمه کاندید بسیار کم آنها به پارلمان راه میابند و بقیه واسوخت میمانند، که این افزایش در تعداد واسوختان میتواند عواقب خطر ناک داشته باشد، دولت باید حالا به فکر تشکیل یک کمیسیون برای دلجویی از دلشکستگان ناکام این انتخابات باشد.

مردم هم باید آماده باشند چون زمان سرگردانی  شروع شده و فکر میکنم یکبار دیگر مانند سال گذشته حد اقل برای شش ماه آینده ما مردم مجبور به تحمل سرکس سیاسی میباشیم.

فقط سر و صدا

فکر میکنم که غیر از جنگ، بدبختی، مواد مخدر، امراض، فساد، بی کفایتی و بعضی چیزهای دیگر مانند اینها که در افغانستان بسیار زود براه افتاده و گسترش میآبد بقیه از تمام چیز های دیگر چیزی که نصیب ما میگردد فقط سر و صدای آنها است و بس.

بطور مثال

سالها قبل قرار بود که خط لوله گاز از ترکمنستان شروع و از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال بیآبد، چی سرو صدا هاییکه در این مورد براه نیافتاد، میگفتند که با عملی شدن این پروژه چنین میگردد و یا هم چنان، مردم همه چیز را به این خط لوله گاز ارتباط میدادند ظهور و زوال گروه ها، جنگ ها، تغیر حکومت ها و حتی کم مانده بود که مردم تولد بچه های بعضی ها را هم به همین لوله گاز ارتباط بدهند.

ولی متاسفانه این پروژه عملی نشد.

همینطور دیموکراسی، نمیدانم مردم سالاری، تطبیق قانون، عدالت بیشتر  سروصدا بودند ، در این اواخر یک موضوع تازه که باز سرو صدا بلند نموده است استخراج معادن افغانستان است، همه به گونه یی کوشش دارند که  در این مورد اظهار نظر کنند، و اکثریت بسیار ذوقزده هستند. طالبان و بلند پایه گان دولت خوب کم مانده که از خوشحالی دو گانه گی بزایند چون آنها خودشانرا مالکین شخصی همه بود و نبود این مملکت میدانند.

کسانیکه بسیاز ذوقزده هستند و فکر میکنند که از این معادن خیری به مملکت میرسد کور خوانده اند، به چند دلیل

اول استخراج معادن به سرمایه گذاری ضرورت دارد، با در نظر داشت وضعیت فعلی کجاست آن مردیکه در اینجا سرمایه گذاری کند.

گیریم که معجزه رخ داده و سرمایه گذاری هم صورت بگیرد باز هم تغیری آنچنانی در زنده گی مردم رونما نخواهد گردید، فکر نمیکنم که عواید این معادن بیشتر از کمکهای بین المللی باشد، پس اینبار هم تنها چیزیکه نصیب ما خواهد گردید همان یار قدیمی "سرو صدا" خواهد بود و بس.