تفکر نو
یک وبلاگ جدید بنام نور افشان شامل مطالب سیاسی و اجتماعی اخیراً آغاز به فعالیت نموده است.
علاقمندان مطالب سیاسی و اجتماعی میتوانند از طریق آدرس ذیل از مطالب خوب این وبلاگ استفاده نمایند.
یک وبلاگ جدید بنام نور افشان شامل مطالب سیاسی و اجتماعی اخیراً آغاز به فعالیت نموده است.
علاقمندان مطالب سیاسی و اجتماعی میتوانند از طریق آدرس ذیل از مطالب خوب این وبلاگ استفاده نمایند.
چند روز بعد افغانستان جشن 91 مین سالگرد بدست آوردن استقلال سیاسی اش از بریتانیا را برگزار خواهند نمود، بدست آوردن استقلال کاری بود بس بزرگ ، ولی از آن مهمتر مستقل ماندن بود که در این زمینه ما چندان کامیاب نبودیم، بنظر من کشوریکه اکثریت مردمش بیسواد و اقتصادش وابسته به دیگران باشد هیچگاهی نمیتواند به معنای واقعی مستقل بماند. مهمتر از این ها مردم افغانستان باید استقلال شانرا از جهل حاکم در این مملکت بدست بیآورند، جهلیکه اصلیترین عامل بدبختی های موجود در کشور میباشد، که با استفاده از آن گروهای مختلف به نامهای مختلف سالهاست مردم را بر ضد منافع خودشان و این مملکت گاهی بنام دین و زمانی هم بنام قوم استفاده مینمایند.
بصورت دوامدار در افغانستان مکاتب سوختانده میشوند و به ضد تعلیم مبارزه صورت میگیرد، دلیلش هم بسیار واضع است، بعضی ها مکاتب را دشمنی برای منافع شان میدانند، حاکمیت جهل در این مملکت حاکمیت این دلالان دین و قدرت را تضمین مینماید، به هر اندازه ئی که جهل کم شود این طبقه هم منزوی تر میگردد.
فرصتی در این چند سال اخیر برای این مملکت مساعد گردیده بود، که آن توجه یی جامعه جهانی و سرازیر شدن کمکهای اقتصادی بود، هنوز هم فرصت بسیار کم باقی مانده، ما در چند سال گذشته درست نتوانستیم از فرصت ها استفاده کنیم ولی تا هنوز هم ممکن است که از فرصت باقیمانده استفاده کنیم، مردم اگر میخواهند آزادی واقعی داشته باشند باید در قدم اول بهر صورت ممکن نگذارند تا فرزندانشان بی سواد بمانند، و همه باید تلاش کنیم تا این مملکت از نظر اقتصادی به خود کفایی برسد در غیر آن این مملکت استقلال واقعی را هیچگاهی تجربه نخواهد کرد.
جهل دشمن اصلی ماست، ما جاهل هستیم که کشور های مخلتف به نامهای مختلف ما را به نفع کشورهایشان استفاده میکنند، اگر این فرصت باقیمانده هم از دست برود و ما نتوانیم جهل را از این مملکت ریشه کن کنیم باز هم همان آش خواهد بود و همان کاسه. همان کشور های همسایه خواهد بود و همان گروهای مزدوریکه بخاطر قدرت حاضر هستند هر کاری را انجام بدهند، بشمول دزدی، قتل، میخ کوبیدن به سر انسانها، شلاق زدن زنان، سوختاندن خانه ها، کشتن و زندانی ساختن مردم بنام قوم، از بین بردن هست و بود این مملکت و صدها کار ناشایست دیگر.
نباید بگذاریم که اینگونه فرصتهایکه بسیار کم بدست میآیند به این ساده گی از دست بروند.
چند روز قبل ده ها هزار اسناد محرم دولت امریکا در رابطه با جنگ افغانستان از طریق سایت ویکی لیکس درز نمود، خوب بعضی از کارشناسان درز این اسناد را عمدی میدانند و اینگونه فکر میکنند که دولت امریکا با درز این اسناد اهدافی را تعقیب مینماید، ولی تعداد دیگر درز اسناد را اتفاقی میدانند، و این چیزیست که دولت امریکا هم همینگونه وانمود میکند.
بنظر من هم درز این اسناد نمیتواند اتفاق باشد، چون با برداشتیکه من دارم یک کارمند ساده هم بلد است که چگونه از اسناد محرم و مهم نگهداری کند، چگونه ممکن است که دولتی با این همه بزرگی چنین اشتباهی را مرتکب شود.
ولی این برداشت من زیاد هم کانکریتی نیست، بخاطریکه ما مردم عادت کردیم که همیشه اشتباهات کشور های قدرتمند را به اهداف و تدبیر شان ربط بدهیم، بطور مثال اگر باد یک مسول خارجی در یک مجلس برود ما آنرا ربط میدهیم با تدبیر آن شخص و آن شخص را آینده نگر مینامیم، در حالیکه اگر همینکار را یک فردی از مملکت ما انجام بدهد، آن شخص را بدون کدام تعارف گوزوک مینامیم.
تصور کنید اگر 20 سند محرم و مهم از ریاست امنیت ملی به مطبوعات درز میکرد، چی بروز این ریاست میآمد؟ بر علاوه افغانها، بدون شک که خارجی ها هم این موضوع را ربط میدادند به بی کفایتی و فساد موجود در دولت افغانستان.
خوب خدا کند که درز اسناد روی کدام هدف باشد و اگر چنین نباشد و اینگونه اشتباهات ادامه یابد، دیر نخواهد بود که اندازه وعمق فلان مسولین هم به مطبوعات درز نماید.
به افتخار درز (منظورم درز اسناد است نه کدام درز دیگر) و احترام به فرهنگی که در کشور رواج یافته ، نمیدانم آنرا آینده نگری بنامم یا گوزوکی (و آن اینست که جوانان ما در هر حالت آهنگ فرمایش میدهند، من زمانی را بیآد دارم که در یکی از نقاط شهر کابل انفجار صورت گرفته و دهها هموطن ما شهید و زخمی شدند، من به رادیو بخاطر جزئیات حادثه گوش میدادم که در همان زمان و درست چند دقیقه بعد از حادثه از صد متری محل واقعه یکی از هموطنان ما به رادیو زنگ زده و آهنگ هندی فرمایش داد). من هم یک آهنگ را سر میکنم ، کسانیکه این مضمون را میخوانند خودشان باقیمانده آهنگ را با خود زمزمه نمایند.
ای سراچه ره ببین، آغا بچه ره ببین
فعلاٌ چیزی برای گفتن ندارم فقط خواستم اعلان موجودیت کنم.