این انتخابات و مشکلات پس و پیش انتخابات یک خوبی که داشت این بود که زیره و پودینه سیاستمداران را بیرون کشید، با برداشتیکه من حاصل نمودم،  سیاسیون ما را میشود به چند دسته تقسیم نمود.

·         طرفداران آقای کرزی، اینها کسانی بودند که در هر صورت از آقای کرزی حمایت مینمودند و تا هنوز هم همینطور است،و میشود آنها را فدائیان آقای کرزی نامید.

·         مخالفان آقای کرزی، این گروه متشکل از افرادی است،  که قسم خورده اند در هرصورت با آقای کرزی مخالفت نمایند، اگرچه خودشان کدام راه حل هم سراغ ندارند ولی مخالفت شان پایدار معلوم میگردد.

·         کسانیکه غیر از خودشان به هیچ کس اعتبار ندارند، این افراد اگر فرصت پیدا کنند نه کرزی را میمانند و نه هم عبدالله را.

·         کسانیکه تازمانیکه نتایج معلوم نشده بود بیطرف بودند ولی در این آواخر تمایل به طرف پیدا نموده اند.

·         کسانیکه هر روز چهره تغیر میدادند  و با  هر تحول جهت گیری آنها هم تغیر میکرد، که اکثر آنها تا هنوز هم راه گمک هستند.

·         و گروه آخری که بنظر من دور فکر ترین گروه میباشند کسانی هستند که از همان آغاز تا هنوز به گونه های مختلف دو طرفه و یا چند طرفه کار میزنند،یا چند نفر از یک فامیل با کرزی کار میکردند و چند نفر با عبدالله، یا با یکی از گروها عملاً کار میکردند ولی برای حمایت از تیم دیگر پول میفرستادند و یا هم با هردو عملاً کار میکردند ، هم در کمپاین آقای کرزی فعالیت داشتند  و هم با آقای عبدالله در نشست ها اشتراک مینمودند، عملکرد این گروه آدم را بیاد همان فکاهی میآندازد که میگوید.

" روزی یک هندو و یک مسلمانیکه ایمانش کمی ضعیف هم بود، در مورد حقانیت دینشان با هم بحث مینمودند ، چون هر دو آگاهی نداشتند به نتیجه نرسیدند و تصمیم گرفتند تا هر کدام خودشانرا از بام دو منزله به پایین بیآندازند تا بدینوسیله ببینند که کدام دین حق است.

اول هندو تصمیم گرفت خودش را از بام بیآندازد، یا بگوان گفته از بام پرید، که از شانس هیچ بلایی نزدیش و سالم ماند.

نوبت مسلمان رسید، مسلمان که ایمانش ضعیف بود و با دیدن نتیجه پرش هندو از بام ضعیف تر گردیده بود، اول گفت یا خدا، ولی زمانیکه از بام پرید گفت " بگوان صاحب خودت هم فکرت باشد".