دولت افغانستان و تعدادی از کشورهای جهان به این نتیجه رسیده اند تا با طالبان و سایر مخالفین مذاکره نمایند، ولی من فکر میکنم که مذاکره در افغانستان فقط در دو حالت میتواند  نتیجه بدهد یکی اینکه که یکطرف توان مقابله نظامی را کاملاً از دست بدهد، و دوم زمانیکه هردو طرف مقابل یک طرف سومی قرار بگیرند، گویای این واقعیت گذشته مذاکرات صلح است، اگر کمی عقب برگردیم میبینیم که مذاکرات صلح هیچگاهی نتیجه نداده و اگر گاهگاگی طرفین به توافق هم رسیده اند این توافق دیر داوم نکرده و دوباره طرفین توسل به جنگ نموده اند.

 

از مشی مصالحه داکتر نجیب الله شروع و تا مذاکرات تنظیم ها ، طالبان و حکومت آقای ربانی تا هنوز هیچگاهی مذاکرات صلح در افغانستان به نتیجه نرسیده است، بجز از دو حالتیکه قبلاً ذکر نمودم ، بطور مثال هیچ کسی نمیتوانست حدس بزند که جنبش با حزب اسلامی آقای حکمتیار به توافق برسد ولی زمانیکه هردو گروه مقابل دولت آقای ربانی قرار گرفتند با هم مذاکره و بعداً صلح نمودند، همینطور دولت آقای ربانی و حزب اسلامی آقای حکمتیار هم تا زمانیکه هردو طرف قدرتمند بودند مذاکرات شان به نتیجه نرسید ولی زمانیکه حزب اسلامی توان نظامی اشرا بعد از شکست ها پیاپی در برابر طالبان از دست داد با دولت آقای ربانی مذاکره نمود که مذاکراتشان نتیجه هم داد.

 

شاید این نظر من کمی بدبینانه به نظر برسد ولی متاسفانه گذشته مذاکرات گویای این حقیقت است که  گروه های درگیر در افغانستان بخاطری نمیتوانند صلح کنند که آنها هیچگاهی نمیخواهند از خواسته هایشان کوتاه بیایند، طرفین بیشتر خواهان تسلیمی طرف مقابلشان میباشند تا توافق با آنها.   تا زمانیکه این روحیه وجود داشته باشد نمیشود امیدی به مذاکرات صلح داشت، مخصوصاً حالا که یک طرف طالبان هستند، کسانیکه فقط خواسته های خودشانرا حق میدانند و از دیگرانرا باطل.