یک لطیفه قدیمی کشور هندوستان است که میگوید،زمانی مردم از شش تا نا بینا خواستند که که با لمس فیل نظرخود را بگویند که فیل چگونه شی است، وقتی کور ها فیل را لمس کردند هر کدام فیل را به اساس ادراک خود کسی حیوانی شبیه مار میدانست، دومی دیوار بلند گوشتی، سومی فیل بنظرش شبیه ریسمان بود و چهارمی او را با ستون استواری مقایسه مینمود و دو نفر دیگر هم همین طور. ولی هیچکدام تصویر واقعی از فیل نتوانست بدهد.

 آزادی بیان و رسانه ها در کشور ما هم همین حالت را بخود گرفته، با وجودی که قانون صراحت دارد ولی هر کس تفسیر جداگانه و متفاوت از دیگری دارد ریس جمهور چیزی میگوید ، پارلمان چیز دیگری وزیر فرهنگ برداشتی دارد و اتحادیه ژورنالستا ن هم برداشت دیگری.

 

 در قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی در مورد چنین آمده است

قانون اساسی افغانستان ماده سی و چهارم

آزادی بیان از تعرض مصون است. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار ، نوشته، تصویر و یا وسایل دیگر با رعایت احکام مندرج قانون اساسی اظهار نماید. هر افغان حق دارد مطابق بر احکام قانون به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی بپردازد. احکام مربوط به مطابع ، رادیو و تلویزیون نشر مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی توسط قانون تنظیم میگردد.

 

قانون رسانه های همگانی

فصل دوم ماده چهارم

 

1-     هر شخصی حق آزادی فکر و بیان را دارد، طلب ، حصول و انتقال معلومات، اطلاعات و نظریات در حدود احکام قانون بدون مداخله و محدودیت از طرف مسولین دولتی شامل این حق است. این حق در بر گیرنده فعالیت آزاد وسایل ، تعین توزیع و دریافت معلومات نیز میباشد.

2-     دولت آزادی رسانه های همگانی را حمایت ، تقویه و تضمین مینماید. هیچ شخصی حقیقی یا حکمی بشمول دولت و ادارات دولتی نمیتواند فعالیت آزاد رسانه های خبری، معلوماتی و منع، تحریم، سانسور یا محدود نموده و یا طور دیگری در امور نشرات رسانه های همگانی و معلوماتی مداخله نماید مگر مطابق احکام این قانون.

 

ریس دولت زمانی حمایت اشرا از آزادی بیان و رسانه ها درچوکات قانون اعلان مینماید و گاهی هم بعضی محدودیت ها را لازم میداند، شورای علما کاملا مخالف آزادی رسانه هاست، اعضای پارلمان خودشان هم نمیدانند که چی میخواهند، وزیر فرهنگ میخواهد که رسانه ها فقط چیزهایرا که وزیر صاحب به آنها اجازه میدهد آزادانه بیان نمایند نه چیز های که مخالف سلیقه شخص وزیر صاحب است، بعضی هم میگویند که آزادی و شریعت با هم در تضاد اند بنا آنها آزادی بیان را به هیچ صورت نمیپذیرند، تعدادی طرفدار آزادی بدون حد و مرز است، و تعدادی هم آزادی بیان و رسانه ها در چوکات قانون را میپذیرند ( البته باید در نظر داشت که برداشتها از قانون هم متفاوت است).

بلاخره ما نفهمیدیم که تکلیف ما چیست ؟ آزادی بیان و آزادی رسانه ها یعنی چی و چی حدودی دارد؟ باوجودیکه دو کلمه آزادی و بیان معانی مشخصی دارند و گرفتن مفهوم از آنها کار چندان مشکل نیست ولی تفاسیری که از این و آن در مورد آزادی بیان و آزادی رسانه ها میشنویم ما را راه گم کرده.