حقيقت
ما گاهگاهی با خود فکر میکنیم، که همین کمیسیونها برای رد گم کردن ساخته میشوند، نه برای حقیقت یابی. زیرا در بعضی از موارد حقیقت آنقدر آشکار است که حتی انجنیر محمد خان هم میتواند بدون همکاری مشاورینش حقیقت را دریابد، ولی باز هم دولت کمیسیون میسازد.
مثلا در رابطه با حملات انتحاری، حتی یک طفل این مملکت هم میداند که این حملاترا پاکستانیها سازماندهی میکنند، یکتعداد از مسولین دولتی غفلت مینمایند، تعدادی خایین در داخل نظام با حمله کنندگان همکاری میکنند، انتحاری بخاطر رسیدن به حور خودش را انفلاق میدهد (ولی در آن دنیا فلان هم بدستش نمیرسد، چه برسد به حور و جوی شراب)، مردم بیگناه شهید میگردند، رسانه ها خبر عاجل نشر میکنند، تعدادی از مردم در صفحه های فیس بوکشان مینویسند که کابل، مزار، ننگرهار، قندهار .... در غمت شریکیم، ولی این عزیزان حتی هنگام نوشتن این پیامها هم به آهنگ گنجشکک و یا هم نازیه اقبال گوش میدهند، و بلاخره یکروز بعد به جز از خانواده های داغ دیده، همه زندگی روزمره شانرا از سر میگیرند و منتظر میباشند تا نوبت به خودشان برسد.
ما چرا متوجه نیستیم که حقیقت ناپدید نشده، کاملاٌ در مقابل ماست، ولی برای یافتنش به کمیسیون نه، بلکه به عقلهای سالم و قلبهای پاک نیاز است که در این مملکت بسيار کم پیدا شده اند.