چهار تراش
من با اين گفته مرحوم هويدا در گذشته ها هم موافق بودم
ولي حالا، درستي اين جواب ايشان برايم در هفتاد و دوهزار فورمول ثابت گرديده است.
همين آقاي رييس جمهور را ببينيد! در سخنرانيهايشان چنان چيغ ميزنند كه تمام اعضاي بدن حاضرين، بشمول ..... شان بلرزه در ميآيد. در آنطرف، اگر به سخنرانيهاي مولانا فضل الرحمان كه شش برابر رييس صاحب جمهور ما وزن دارد توجه نموده باشيد، ايشان در پنج دقيقه اول هرقدر زور ميزند از تمام سوراخهاي بدنش صدا ميبرآيد، بجز از دهنش. بعد از پنج دقيقه هم چنان حرف ميزند كه نه انس ميفهمد و نه هم جنس. اينكه طالبان چگونه حرفهاي او را ميدانند؟ سواليست كه جوابش را فقط نصيرالله بابر ميدانست، كه ايشان هم فوت فرمودند.
هيچ جاي شك نيست كه دولت و دولتمردان ما غير از بدبختي هزار و يك مشكل ديگر هم دارند. ولي بعضي از دستاودها هم داريم كه نبايد از آنها چشمپوشي كنيم. مثلن همين آزادي بيان كلان نعمت است. ما هميشه از دولتمردان انتقاد ميكنيم و گاهگاهي با آنها شوخي هم ميكنيم. تمام كارهاي دولتمردان، از صداي رييس جمهور گرفته تا اداي رييس اجراييه شده سوژه طنز ما. اينكه دولتمردان نه انتقاد و شوخي ما را جدي ميگيرند و نه هم خود ما را حرف جداست، ولي نبايد فراموش كنيم كه از حكومت طالبان گرفته تا آخر تاريخ ما، كه اميدوارم همان پنجهزار سال قبل باشد، اگر كسي كاكه گي ميكرد و به كدام زمامدار ميگفت كه بالاي چشمت ابرو است. افراد زمامدار آن شخص را مستقيم به قبرستان ميفرستادند. اگر اينكار را نميكردند، شخص را چنان لت و كوب ميكردند كه يا دستهايش شكسته و به گردن خودش آويزان ميشد و يا هم لنگهايش به گردن ديگران.
هدفم از اين همه پرگوييهاي بي ربط اين بود كه بگويم، لازم است كه انتقاد كنيم ، ولي بايد دستآورد ها را هم برجسته بسازيم و نگذاريم كه از دستمان برود.
كسي نيست كه از ما بپرسد كه، اگر مطلبت را در يك جمله ميتوانستي بگويي، چرا بيست جمله مقدمه چيني كردي؟