سازمان القاعده

این شبکه در سال 1988 توسط اسامه بن لادن میلیونر عربی  و با کمک سازمانهای استخباراتی امریکا و پاکستان جهت مبارزه با نیروهای شوروی و کمک با مجاهدین افغانستان بنیانگذاری گردید، این سازمان بعداٌ با سازمان منظمه الجهاد الاسلامی مصر تحت رهبری ایمن الظواهری یکجا گردید.

بعد از آمدن قوای شوروی به افغانستان تعدادی زیادی از اعراب به افغانستان آمدند که اسامه بن لادن رهبر فعلی القاعده هم جز همین افراد بود.

اسامه در سال 1957 در شهر ریاض کشور عربستان تولد گردیده او در رشته اقتصاد بخش مارکیتینگ از دانشگاه جده دیپلوم گرفته، و از اوایل به مسایل دینی علاقمند بود، فامیل بن لادن دوستی بسیار نزدیک با خانواده شاهی عربستان داشت. اسامه با پیشنهاد ترکی الفیصل مسول استخبارات عربستان در سال 1979 به پشاور و بعداٌ به افغانستان آمد، در آنزمان رهبری اعراب جهادی در افغانستانرا عبدالله عزام اردنی بدوش داشت، اسامه به پول عربستان و امریکا در افغانستان جهاد نمود و کمپ های زیادی را در پاکستان و افغانستان جهت آموزش جنگجویان ایجاد نمود او بعد از خروج قوای شوروی در سال 1990 از افغانستان خارج و دوباره به ریاض رفت.

 

در زمان جنگ کویت او با داخل شدن نیروهای امریکایی به کشور های مسلمان به شدت به مخالفت برخواست، او بعدا سرسختانه به مخالفتش با حضور نیروهای امریکایی در اماکن مقدسه ادامه داد، او جهاد را علیه نیروهای امریکایی و یهودیان اعلان نمود ،  همین مخالفتها با عث گردید که حکومت سعودی تابعیت اسامه را سلب کند، اسامه به سودان رفت، مدتی به تجدید تشکیلاتش در آنجا پرداخت و در سال 1996 با فشار امریکا از آنجا خارج و دوباره به افغانسان پناه آورد. او حملات زیادی را علیه منافع امریکا سازمان داد که میتوان از حملات به سفارتخانه های امریکا در کنیا و تانزانیا و حمله 11 سپتمبر یاد کرد.

اسامه یکی از کمک کننده گان اصلی فکری ، مالی و نظامی طالبان از زمان حاکمیت آنها تا هنوز بوده و است، حتی در زمان حکومت طالبان بارها حکومت سعودی که در آنزمان رابطه نزدیک با طالبان داشت و همچنان حکومت امریکا خواهان خروج اسامه از افغانستان گردیدند ولی طالبان هیچگاه به این خواسته ها گردن ننهادند، که ظاهراٌ همین موضوع هم با عث حمله امریکا به افغانستان و سقوط طالبان گردید. ملا عمر رهبر طالبان میگفت که " اسامه از ماست و از ما خواهد بود"

 

مدارس دینی پاکستان  

در کشور پاکستان تقریباٌ 10 هزار مدرسه دینی وجود دارد که تعداد شاگردان آن به بیشتر از 5 میلیون نفر میرسد. دولت پاکستان کنترول هیچگونه کنترولی بالای این مدارس ندارد، این مدارس از طرف کشور های مانند عربستان سعودی و کویت کمک مالی میگردند، قابل ذکر است که چند کشور عربی تنها تمویل کننده گان این مدارس نیستنید بلکه  این مدارس تمویل کننده گان معلوم و نامعلوم دیگری هم دارند، که سهم جهاد گران عربی را نمیتوان فراموش نمود . اکثر شاگردان این مدارس از طبقه بسیار فقیر میباشند، شاگردان این مدارس از طفولیت شامل مدارس میگردند و سالها در محیط بسته آنجا زندگی میکنند و در علم دین آموزش میبینند.

مهمترین احزاب اسلامی که در پاکستان فعال هستند و مدارس زیادی را رهبری میکنند از قرار ذیل میباشند.

جمعیت علمای پاکستان (فضل الرحمن)

جمعیت علمای اسلام (سمیع الحق)

جماعت اسلامی (قاضی حسین احمد)

جمعیت اهل حدیث

حزب اسلامی

حزب تنظیم اسلامی

 

افغانها از سالها بدینسو در مدارس پاکستانی آموزش میبینند، این سلسله قبل از بوجود آمدن پاکستان شروع و تا هنوز هم ادامه دارد، دولت های افغانستان هیچ وقت نخواستند و یا نتوانستند که در داخل افغانستان زمینه آموزش دینی را برای علاقمندان آن فراهم نماید و همین موضوع با عث گردیده که افغانهای علاقمند آموزشهای دینی در اوایل وابسته به دیوبند و بعداٌ وابسته به مدارس دینی پاکستان باشند.

اکثر رهبران طالبان افغانی و پاکستانی تربیت یافته همین مدارس پاکستانی هستند ، این مدارس یکی از مهمترین منابع تامین افراد جنگجو برای تحریک طالبان در زمان حکومت آنها بودند و تا هنوز هم هستند.

پیدایش و حکومت طالبان

آغاز حضور فزیکی طالبان به حیث یک جنبش سیاسی و نظامی برمیگردد به 10 اکتوبر سال 1994 زمانیکه اوج جنگهای تنظیمی در افغانستان بود، یک کاروان پاکستان از خاک افغانستان بطرف آسیای میانه در حرکت بود ، این کاروان توسط یک قوماندان تنظیمی بنام ملا منصور متوقف گردید، که بعداٌ طالبان برای نجات کاروان پیدا شدند و بر علاوه اینکه کاروان را رها کردند، افراد مسلح ملا منصور را خلع سلاح هم نمودند.

اکثراٌ نصیرالله بابر و دستگاه استخبارتی پاکستانرا به حیث پدر اصلی و بنیانگذار طالبان ورهبران  احزاب مذهبی پاکستان مانند فضل الرحمن و سمیع الحق را به صفت پدران معنوی طالبان میشناسند، بر علاوه اینها تعدادی از کارشناسان به این عقیده اند که عربستان سعودی ، امارات متحده عربی و بعضی از سازمانهای استخباراتی غربی هم در بوجود آوردن طالبان سهیم بودند.

بوجود آمدن طالبان و پیروزیهای آنها به نصیر الله بابر در پاکستان اعتبار زیادی داد، او همیشه پیروزی های طالبانرا تجلیل میکرد، رهبران احزاب مذهبی پاکستان هم همیشه در پهلوی طالبان قرار داشتند آنها به ملا عمر و سایر رهبران طالبان همیشه مشوره های شرعی میدادند، بعضاٌ مدارس شانرا تعطیل مینمودند و افراد خود را برای جنگ با مخالفین طالبان به افغانستان میفرستادند. 

بعد از برگشت دوباره اسامه بن لادن به افغانستان ، القاعده هم کمک های بی دریغ سیاسی، نظامی و مالی با طالبان را آغاز نمود، این کمک ها تا هنوز هم ادامه دارد.

طالبان به بسیار زودی توانستند که نخست شهر قندهار تحت تصرف شان بیآورند، در اوایل مردم هم با طالبان همکاری نمودند، زیرا اکثر مردم افغانستان از وضعیت که تنظیمهای جهادی بوجود آورده بودند خسته شده بودند. اکثر مردم حاضر بودند که با هرکسی همکاری کنند در صورتیکه آنها را از شر تنظیم ها رها سازند.

طالبان به بسیار زودی 90% خاک افغانستانرا تحت سلطه شان آوردند، آنها امارات اسلامی شانرا در افغانستان تاسیس نمودند و ملا عمر را به حیث امیر المومنین انتخاب نمودند، حکومت آنها بسیار متفاوت از حکومتهای قبلی افغانستان حتی متفاوت تر از همه حکومت های جهان بود.

تعبیر آنها از اسلام برای اکثر مردم افغانستان نا آشنا بود، عملکرد و عقاید آنها بسیار شبیه به وهابیها و سلفی ها بود. آنها آموزش برای زنان ، شنیدن موسیقی، دیدن تلویزیون،   بیرون رفتن زنان از خانه بدون محرم، تراشیدن ریشا را منع نمودند، حکومت آنها بسیار ظالم و سختگیر بود، در زمان حاکمیت طالبان افغانستان بیشتر به یک زندان شباهت داشت اکثر آزادیهای مردم سلب گردیده بود و مردم افغانستان این وضعیت را مجبوراٌ تا حمله امریکا و سقوط حکومت طالبان تحمل نمودند. 

 

ادامه دارد