کرامات نصوار

استفاده نصوار در افغانستان عزیز تاریخ دارد، یگان نصوار پک سابقه دار استفاده از نصوار را به قبل  از میلاد میرسانند، نمیدانم که درست است یا نی ؟ سابقه نصوار هر چی باشد، چیزی که واضع گردیده ، اینست که نصوار بیشتر از هر چیز دیگر در کشور ما مصرف بیشتر دارد. کسانیکه نصوار استفاده میکنند به این ماده حیاتی تعصب خاص دارند، به کسی اجازه نمیدهند که بد نصوار را بگوید.

 نصوار رقم رقم است ، گژدمی ، نصوار پلچرخی ، نصوار مستوفیت و غیره و غیره. یک روز از یک نصوار پک فواید نصوار را پرسیدم ، اول خو به من اخطار داد که فواید نگویم بلکه کرامات بگویم باز  شروع کرد به تشریح کرامات نصوار.

   به گفته جناب، کله بی عمل کدو است  و نصوار خوبترین عمل و ارزان ترین راه نشه کردن است ، یک پاکت نصوار گژدمی به 5 افغانی در بازار فروخته میشود ، در حالی که سگرت ، چرس ، شراب و سایر مواد نشه آور به مراتب قیمت تر هستند، نصوار به آسانی قابل دریافت هم است، ازتمام دکانها آنرا میتوانی پیدا کنی، نصوار پودر عقل است، او میگفت که "هروقت که میخواستی تصامیم استراتیژیک و مشکل زندگی اترا بگیری، یک دهن نصوار بزن همه مشکلات حل میگردد ، او تاکید میکرد که تصامیمی که در این حالت گرفته شود، بهترین میباشد". بنظرم این یک خبر خوش برای ناتو و دولت افغانستان که در گرفتن تصامیم استراتیژیک مشکل دارند میتواند باشد.

 یکی از فواید دیگر نصوار به گفته برادر نصوار پک اینست که حاجت به بسیار آسانی رفع میگردد، او مخصوصاٌ این راه حل را به کسانیکه قبضیت دارند توصیه میکند.

 حالت نصواری ها در رمضان بسیار جالب است، دیگران در رمضان به خوردن و نوشیدن فکر میکنند ولی نصواری ها فقط به یک چیز فکر میکنند و بس.

 یگان نصواری های افراطی روایت میکشند که نصوار روزه را نمیشکند، چون قورت نمیگردد و در جریان روزه هم نصوار میزنند، ولی کسانیکه طرفدار این روایت نیستند ، در رمضان به بسیار مشکل از صبح تا شام نصوار نمیزنند و خمار میمانند ، این طبقه از نصواریست های ما روزه شانرا با نصوار افطار میکنند، نصوار را که میزنند چون در جریان روز نصوار استفاده نکردند، نصوار در افطاری بسیار نشه یشان میکند،  برای چند ثانیه چشم های شان قیچ میگردد، و دنیا را فراموش میکنند،  جالب اینست که تا وقت خواب یک پاکت را چت و پت میکنند، سحر هم فقط بخاطر نصوار بیدار میشوند، نصوار میزنند و باز تا افطار با نصوار خداحافظی مینمایند. 

 اگر چه تا هنوز نصوار استفاده نکردیم ولی فکر میکنم که نصوار بی کرامات هم نمیتواند باشد ، اول اینکه بسیار پرطرفدار است ، دوم در سال های اخیر همه چیز ما مردم از دست ما رفت ، تاریخ ، فرهنگ ، زیربنای اقتصادی  ولی چیزی که همیشه با ما بوده و است، نصوار است، سوم اگر چیز خوب نمیبود و کرامات نمیداشت مستوفیت ما کارخانه تولید نصوار نمیساخت، باید بگویم که یگانه فابریکه تولیدی مربوط به دولت که هیچ وقت کارش در سخت ترین شرایط متوقف نشده کارخانه تولید نصوار است، با شرایط سختی که افغانستان گذشتانده ، فکر میکنم که فعال ماندن فابریکه دولتی نصوار تنها میتواند کرامات باشد و بس.

زنگ خطر برای پاکستان به صدا در آمد

درست هفت سال از حملات یازدهم سپتامبر میگذرد ، هفت سال قبل  درست بعد ازوقوع این حملات مقامات امریکا القاعده را مسول طراحی این حملات قلمداد نمودند و طالبان را بخاطر همکاریشان با القاعده مقصر دانستند و جنگ علیه تروریزم را در افغانستان شروع نمودند، ایالات متحده بزودی رژیم طالبان را سرنگون ساخت ، یکتعداد از اعضای طالبان و  القاعده در این جنگ کشته و یا دستگیر شدند و تعدادی هم متواری گشتند.

امریکا و متحدینش بسیار عجولانه طالبان و القاعده را شکست خورده پنداشتند و منابع خود را بسیار زود به عراق انتقال دادند، رهبری القاعده و طالبان به پاکستان پناه بردند و از آنجا دوباره به سازماندهی گروه هایشان آغاز نمودند،  پاکستان اگر چه شامل ائتلاف برهبری امریکا بود و است ولی حکومت پاکستان همیشه کوشش نموده که از دو طرف امتیاز بگیرد، آنها کوشش نمودند که هم دل ائتلاف را بدست بگیرند و هم طالبان را برای روز مبادا نگهداشتند.

 دیشب مایک مولن ریس ستاد ارتش امریکا در یک نشست در کانگرس امریکا در مورد ضرورت تغیر استراتیژی امریکا در جنگ علیه تروریزم صحبت نمود، او گفت که " امریکا  و متحدینش در این جنگ به پیروزی نمیرسند تا زمانیکه مراکز تروریستها در پاکستان وجود داشته باشد"، او تاکید نمود که "مراکز طالبان و القاعده باید در پاکستان نابود گردند"، این گفته ها بدنبال حملات زمینی و هوایی امریکا به خاک پاکستان در هفته گذشته و سخنرانی جورج بوش صورت میگیرد، بوش چند روز قبل پاکستانرا هم مانند افغانستان و عراق میدان نبرد علیه تروریسم یاد کرد.

درست یک ساعت و نیم بعد از سخنرانی جنرال مولن، ریس ستاد ارتش پاکستان جنرال پرویز اشفاق کیانی به این گفته ها عکس العمل نشان داد ، او گفت که "پاکستان به هیچ نیروی خارجی اجازه نمیدهد که در داخل سرحدات این کشور دست به عملیات نظامی بزند، او گفت که ارتش پاکستان مصمم است تا به هر صورت از سرحدات خود دفاع کند".

 

این اظهارات در حالی صورت میگیرد که چند روز قبل آقای مولن و جنرال کیانی با هم در امریکا دیدار داشتند و درست بعد از این دیدار امریکا به حملات نظامی اش به پاکستان شدت بخشید ، بعضی از کارشناسان چنین میپنداشتند که در این دیدار جنرال کیانی به امریکا در مورد حملاتشان در داخل خاک پاکستان چراغ سبز نشان داده، که آقای کیانی دیشب واضع نمود که هیچگونه توافقی با امریکا در این مورد صورت نگرفته.

 از چندی بدینسو مقامات افغانستان و ائتلاف به رهبری امریکا بصورت مکرر از ضرورت به عملیات نظامی در خاک پاکستان سخن میگویند، جورج بوش پاکستانرا میدان نبرد نامید، آقای کرزی بار ها گفته که  تروریزم از پاکستان به افغانستان صادر میگردد، آقای اسپنتا بارها به ضرورت تغیر جغرافیای جنگ علیه تروریزم تاکید نموده و اکثر اعضای شامل در ائتلاف  در یافتند که پاکستان در جنگ علیه تروریسم صداقت ندارد و دو پهلو عمل مینماید، پاکستان بخاطر جنگ با تروریزم میلیاردها دالر از ائتلاف برهبری امریکا دریافت نموده ولی کاری قابل توجه در این جنگ انجام نداده است ، آنها فقط گاه گاهی بعضی از عملیات های نظامیرا بر زد طالبان براه میندازند تا امریکا پرداخت پول به آنکشور را متوقف نسازد ولی از طرف دیگر با طالبان همکاری میکنند و هیچگاه دست به اقدام جدی علیه فعالیت های طالبان و القاعده در آنکشور نمیزند.

 حال بنظرم زمان این بازی پاکستان به آخر رسیده ، زیرا از طرفی صبر و حوصله افغانستان و ائتلاف به پایان رسیده ، که گفته های اخیر مسولین افغان و امریکایی  مخصوصاٌ آقای بوش و جنرال مولن گویای این موضوع است ، همچنان عکس العمل بسیار سریع آقای کیانی به گفته های جنرال مولن گواه اینست که پاکستان دریافته که اینبار امریکا تصمیم جدی گرفته تا جلو فعالیت آزاد تروریستها در خاک پاکستانرا بگیرد، در ضمن قابل ذکر است که دو نیم ماه بعد در امریکا انتخابات ریاست جمهوری صورت میگیرد و جمهوری خواهان ضرورت به دست آورد ها مخصوصاٌ در جنگ علیه تروریسم دارند، و ظاهراٌ امریکا به هیچصورت نمیتواند در جنگ علیه تروریزم به یک دستآورد مهم برسد تا زمانیکه طالبان و القاعده در پاکستان بدون درد سر اجازه فعالیت داشته باشند.

  پس با در نظر داشت این شرایط  حملات هوایی و شاید زمینی امریکا بخاطر از بین بردن پناهگاه های القاعده و طالبان در خاک پاکستان ادامه میابد ، پاکستان دو انتخاب دارد، یا اینکه دست از فریبکاری بردارد و بصورت جدی قسمیکه بارها مقامات سیاسی و نظامی آنکشور اظهار نموده اند با طالبان و القاعده مبارزه نمایند و یا به این بازی دو پهلو ادامه دهند که بدون  شک ادامه این بازی شدت حملات نظامی امریکا را در پی خواهد داشت و زمان نشان خواهد داد که ارتش پاکستان در آینده به این حملات قسمیکه آقای کیانی اظهار داشته عکس العمل نشان خواهند داد یا اینکه این گفته ها فقط برای چنه زدن با جامعه جهانی برای گرفتن امتیازات بیشتر است، من فکر میکنم که این احتمال دوم زیاد تر به حقیقت نزدیک است، زیرا پاکستانی ها همیشه منافغ کشورشانرا بر هر چیز دیگر ارجعیت میدهند، قسمیکه پرویز مشرف بارها میگفت “ Pakistan comes first”  و فکر میکنم که منافع کشور شان در مقابله با جامعه جهانی نیست.

 

دروغنامه

یگان آدم از دنیا بیخبر بالای دولت ما تهمت میبندند و میگویند که این دولت هیچ دستآوردی قابل دید ندارد، من با این تهمت ها کاملاٌ مخالف هستم . بخاطریکه گفته هایمرا ثابت کنم یک کتاب بسیار بزرگ را که اخیراٌ توسط بینام  منتشر گردیده  در اینجا فقط برایتان معرفی میکنم ولی  وعده میدهم که در آینده بخش های از همین کتاب را برایتان در وبلاگ میگذارم، این کتاب کار کردهای دولت را به زبان بسیار باز بیان میکند، 95% کار کردهای دولت دروغ گفتن است به همین خاطر  نویسنده کتاب پشت 5% نگشته و فقط 95%  را محکم گرفته است.  

 معرفی کتاب

نام کتاب دروغنامه

حجم کتاب 500،000 صفحه

وزن کتاب 1 تن،  ولی خاطرتان جمع باشد این 1 تن آخر کار نیست هنوز هم کارکردهای دولت ما ادامه دارد و من مطمین هستم که تا آخر دوره ریاست جمهوری حجم این کتاب حداقل دو چند میگردد.  

قیمت کتاب روپیه را 20 تا ، ولی فروش این کتاب برای آدم های 18 به پایین اجازه نیست ، زیرا در این کتاب لاف ها و پف های بسیار قوی گنجانیده شده و برای خورد سالها بد آموزی دارد.

 ویژه گی این کتاب اینست که کتاب با یک مقدمه کوتاه در مورد دروغشناسی شروع شده ، و باقیمانده تمام کتاب اختصاص داده شده به دروغها ، لاف ها ، وعده های مفت و پف ها مسولین دولت از ریس دولت گرفته تا معاونینیش، ریس ستره محکمه، سارنوال، وزرا ، وکلا ، جامعه جهانی ، طالبان ، حزب اسلامی ... خلاصه تمام دروغسالار های داخل و بیرون نظام ، هیچ کس از قید قلم نمانده.

این کتاب یکی از آثار مهم این قرن است ، و من مطمین هستم که تا ختم امسال این کتاب دهها جایزه ادبی را از خود میکند، تا هنوز که به بازار نیامده  نامزد چندین جایزه  شده، آینده کتاب را خودتان تصور کنید.  

 فعلاٌ فقط کتابرا معرفی کردم ولی در آینده نزدیک بخش های از این کتاب که شامل دروغهای شاخدار و دمدار مسولین و غیر مسولها است را در وبلاگ میگذارم ،  منتظر باشید.

کاسه یی زیر نیم کاسه

من درست نمیدانم که قدرت های بزرگ چه خوابی برای افغانستان دیدند ولی تا جاییکه معلوم میگردد، خارجیها مخصوصاٌ امریکایی ها بصورت غیر مستقیم میخواهند که افغانستان همیشه به خارجیها وابسته بماند، فقط اگر آدم کمی به طریقه مصرف کمک های جهان و نحوه مبارزه با طالبان و مواد مخدر نظر بیندازد بخوبی میداند که نیت جامعه بین المللی صاف نیست ، آنها بصورت غیر مستقیم زمینه را برای محتاج ماندن افغانستان مساعد میسازند و تا جایی در این زمینه موفق هم بودند.

 وضعیت امنیتی روز به روز بد تر میگردد ، تعداد محلاتی که طالبان در آنجا حضور دارند روز به روز بیشتر میگردد، ولی هیچکس بصورت جدی کوشش نمیکند که جلو این روند را بگیرد، ناتو میداند که اگر نیروهای مسلح افغانستان بیشتر و مجهز تر گردند ، بسیار موثر تر از نیروهای خارجی میتوانند با طالبان مبارزه کنند ولی خودشانرا به کوچه حسن چپ میزنند، تنها مصرف یکساله 3 هزار نیروی آلمانی در سال تقریباٌ چند صد میلیون یورو است یعنی بیشتر از مصارف تمام اردوی افغانستان، خود بسنجید که مصارف تمام نیروهای خارجی در افغانستان در سال به چی اندازه میرسد. اگر این پول ها برای ساختن زیر بناهای افغانستان به مصرف برسد فکر میکنم که افغانستان در زمان کم به بسیار چیزهامیرسد، ولی با دانستن این موضوع باز هم خارجیها روز بروز کوشش میکنند که به تعداد نیروهای خود بیآفزایند، کاریکه تا هنوز نتیجه نداده و مطمیناٌ در آینده هم نمیدهد.

 مردم افغانستان میدانند که بودن تعدادی از نیروهای خارجی در شرایط فعلی ضروری است، ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که آنها با آمدن اندک فشار مارا باز رها نکنند.

 تلفات افراد ملکی هم در این اواخر به یک مشکل جدی برای دولت افغانستان مبدل گردیده ، همه میدانند که کشتن افراد ملکی مردم را از دولت فاصله داده است و ادامه این کار فاصله ها را بین مردم و دولت بیشتر میسازد، با این هم نیروهای ناتو بارها اشتباه میکنند ، علت هرچی که باشد ولی کشتن مردم بیگناه برای هیچکس قابل قبول نیست، اشتباه از همه سر میزند ولی اینهمه اشتباه یک کمی مشکوک بنظر میرسد.

 ما شاهد بودیم که امریکاییها بزرگترین حمله هوایی شانرا بعد از 11 سپتامبر جهت سرنگونی رژیم طالبان انجام دادند که در آنزمان تلفات ملکی بسیار کمتر از حالا بود، در صورتیکه در آنزمان امریکا هیچگونه پایگاه و یا تجهیزات کشفی در افغانستان نداشت، ولی حالا با اینهمه تجهیزات و امکانات هر روز اشتباه میکنند.

 از نگاه اقتصادی هم کارهای که باید میشد و شود ، نشده و نمیشوند، با وجود سرازیر شدن اینهمه پول دولت افغانستان تا هنوز هم بودجه عادی خودرا از کمک های جهانی تامین میکند، این خود گویای این است که پول ها درست به مصرف نرسیده و نیت خارجیها به پا ایستادن افغانها نیست، در پهلوی اینکه خارجیها نمیگذارند که کمک ها بصورت درست به مصرف برسد آنها تا جاییکه میتوانند جلو اجرای پروژه های بزرگ اقتصادی در افغانستانرا هم میگیرند، بطور مثال پروژه مس عینک یکی از بزرگترین پروژه های اقتصادی بود که اخیراٌ قرار داد استخراج آن با یک شرکت چینی امضا گردیده ، این پروژه در صورتیکه بکار آغاز کند در پهلوی اینکه تعداد زیادی از مردم صاحب کار، برق و سرک میگردند دولت هم سالانه بیش از 400 میلیود دالر از این پروژه سود خواهد برد. ولی ببینید که وضع امنیتی ولایت لوگر بعد از امضای این قرار داد هر روز بد تر میگردد، همین حالا طالبان آزادانه در همه مناطق لوگر گشت و گذار میکنند و از طرف شب در بیشتر نقاط این ولایت طالبان حکومت میکنند.

 هر چیزیکه است ، حتماٌ کاسه یی زیر نیم کاسه است، کشورهای عرب ، پاکستان ، روس ، امریکا ، اروپا ، ایران همه گی در یک بازی بزرگ در افغانستان سهیم هستند، دلم به حال خود ما افغانها میسوزد ما  مثل همیشه باز هم مواد سوخت این بازی هستیم . 

عادت

 راستی نمیدانم که شما متوجه شدید یا خیر؟ ما افغانها بسیار عادتهای خوب داریم که نمیخواهم به آنها بپردازم چون همگی و همیشه از آنها یاد میکنیم، در پهلوی خوبیها بسیار عادت های بد هم داریم ، تعدادی از این عادت ها از سالهاست که در بین ما وجود دارد و تعداد دیگرش تازه وارد است، خوب میگویند که برای  از بین بردن عادت بد باید اول  آنها را شناسایی کنیم و بعداٌ به دور کردن شان بیاندیشیم . من در اینجا چند عادت بد که تقریباٌ بیشتر ما به آنها مبتلا هستیم را مینویسم. شاید بعضی از این عادتها  در بعضی اوقات خوب باشند ولی اکثراٌ تا جائیکه من به یاد دارم ، به ما همیشه ضرر این عادتها رسیده و بس ، کور شویم که فایده این عادتها را دیده باشیم .

 مرده پرستی یکی از عادات بسیار قدیمی ما مردم است ، ما قدر افراد را بعد از مرگ شان میدانیم، مثال ها زیاد است اگر کمی به تاریخ رجوع کنیم متوجه این موضوع میگردیم . همین رهبران ما تا زمانیکه زنده هستند حتی کسی نامشانرا نمیگیرد  آنها را گاو ، خر، وطن فروش ، کافر و نمیدانم چی و چی لقب میدهیم ولی بعد از اینکه زیر خاک رفتند باز در باره شخصیت و کارنامه هایشان کتاب ها مینویسیم و عکس هایشانرا مثل تعویذ در هر جا آویزان میکنیم. خوب این ساده است اگر کسی خوب است باید زمانیکه زنده است و یا بعد از مرگش او را خوب بگوییم و کسی که بد است برعکس آن، ولی ما اینطور نمیکنیم زنده ها همیشه برای ما بد هستند ولی بعد از مرگ خوب میشوند، به این میگویند مرده پرستی.  

 هدر دادن فرصت ها، این مشکل هم ما را جو جو کرده ، بنظرم ریشه بسیاری از بدبختیهای ما همین مشکل است. انسانها باید نیاز زمان را بشناسند و در وقتش آنرا بر آورده نمایند، متاسفانه ما هفته فام هستیم،  همیشه بی وقت متوجه نیاز زمان میگردیم و فرصت ها را هدر میدهیم،  یک ضرب المثل به همین ارتباط داریم که میگوید "مشتی که بعد از جنگ به یادت آمد ، بصورت خود بزن " ما کاری را که زمان اجرای آن امروز است فردا یا ناوقت تر از آن بیآد میآوریم، همیشه مشت ها بعد از جنگ بیآد ما میآید و همیشه بصورت خود ما میخورد.  

  خوش باوری، همین خوش باوری ما باعث شده که هر کس ما را فریب بدهد، یک کمی روشنی را که نشان ما دادند فکر میکنیم که دنیا گل و گلزار است، بعد از شکست طالبان اگر همین خوش باوری بیش از حد و نادرست جلو چشم سیاست باز های مارا نمیگرفت حال وضعیت امنیتی اینقدر بد نمیبود.

 افراطیت ، ما همیشه در اکثر کارها افراطی عمل میکنیم ، در دوستی، دشمنی ، دینداری ، آزادی خلاصه همیشه و در همه چیز ما افراط میکنیم.

 مهمان نوازی بیش از حد ، بعضی اوقات ما افغانها مهمانان خود را آنقدر نوازش میکنیم که آنها از صاحب خانه کرده هم خود شانرا را بالا تر  و مهمتر احساس میکند و در خانه خود ما خود ما را انگولک میکنند. ما هر کدام به دل خود مهمان میآوریم ، آنها را بیش از حد نوازش میکنیم و بالای شانه های خود سوارشان میکنیم.

مهمان ها اگر دلشان خواست بین خود جنگ میکنند که خوشبختانه ما در جنگ هم  مهمانان خود را تنها نمیگذاریم و هموطنان خود را بخاطر مهمان میکشیم و کشور خود را هم اگر مهمان از ما بخواهد خراب میکنیم، ببینید طالبان چقدر مهمانان پاکستانی و عرب خود را دوست داشتند که بخاطر آنها نظام شان از هم پاشید و خود شان از قصر ها فرارکرده و به غار ها پناه بردند، بنظرم مهمان نوازی از این بیشتر و بهتر امکان ندارد.  

 صحرا گشت، من قبلاٌ فکر میکردم که بعضی مردم از مجبوریت در کوچه و بازار رفع حاجت میکنند ولی اخیراٌ کشف کردیم که برای تعدادی این صحرا گشت به یک عادت مبدل گشته و حاجت لعنتی شان در فضای سر بسته رفع نمیگردد، فقط مشکل شان در هوای آزاد برطرف میگردد و بس. من چند نفر را میشناسم که با وجود داشتن تشنابهای  بسیار عصری همیشه ترجیع میدهند که درکنار دیوار ها رفع حاجت کنند.

 یک ویروس که تازه  از کشور های همسایه به ما سرایت کرده، استفاده از کلمات خارجی هنگام صحبت کردن است،  تعدادی آدمکهای تازه به دوران رسیده که  کم کم انگلیسی یاد دارند همیشه کوشش میکنند که با پراندن یگان لغت انگلیسی خودشانرا به اصطلاح متجدد نشان بدهند. کاپی گران هم در کشور ما کم نیستند، بعضی از بدبخت ها که انگلیسی یاد هم ندارند کوشش میکنند که  از قافله عقب نمانند و هر چی که در دهنشان جور آمد میپرانند.  

 بی نظمی ، این هم یک عادت بسیار قدیمی ما است، هیچ کس در هیچ جا نظم را مراعات نمیکند، وضعیت بد ترافیک شهر یکی از مثالهای این عادت ما است، هر کس هر کار دلش خواست میکند، موتر ها در پیاده رو ها میروند و پیاده هم در سر سرک چکر میزنند.

 خوب این چند عادت بود که ما افغانها داریم ، تقریباٌ بیشتر ما این عادتها را شناسایی هم کردیم ولی هیچ وقت کوشش نمیکنیم که این عادتها را از خود دور کنیم، شاید میخواهیم ولی نمیتوانیم، شاید این عیب ها در قسمت ما است و تا که ما باشیم اینها هم رها کردنی ما نیستند. "خلایق هر چی لایق"