توسل به دعا

کابینه هم اعلان گردید، در مورد کابینه نظر های مختلف که اکثراً منفی بودند، ارائه گردیدند، و فکر میکنم بیشتر از این پرداختن و گفتن از اعضای کابینه منطقی نباشد، این یک بخشی از درامه  حکومتی بود که از انتخابات تا مراسم تحلیف و بعداً با اعلان کابینه خاتمه یافت،  ولی رفتن کابینه به پارلمان و گرفتن رای اعتماد یک داستان دیگر دارد که از روز قبل شروع گردیده است،  ببینیم تا چی زمان ادامه میآبد.

 دیروز خدا به داد چوکی های پارلمان رسید، چوکی هایکه ماه ها بود در آنها غیر از خاک چیزی دیگری ننشسته بود، دیروز صاحبان آنها پیدا شده و نشستند، که این هم کاری بود بزرگ، در کشوریکه شهردار پایتخت مصرف %21 از بودجه انکشافی سالانه اشرا دستآورد میداند، حضور هرچند ماه بعد وکلا در پارلمان هم کم دستآوردی نیست.

 بهر حال ببینیم که چی میشود، اگر چه برای ما امیدی از حکومت و پارلمان نمانده ، چون ما معتقد هستیم که "توسط زاغ نمیشود بودنه گرفت" ولی کاریکه میتوانیم کنیم ، دعا است، شاید دعا بتواند شرایط را عوض کند، خداوند این اعضای کابینه و پارلمان را توانمندی  و نیت خدمت به مردم  بدهد.

 من سالها قبل یک امتحان داشتم که متاسفانه نتوانسته بودم برای امتحان آماده گی لازم را بگیرم، فقط یک روز به امتحان مانده بود من هم هیچ آماده گی نداشتم، با کسی که در همان بخش تجربه و معلومات داشت به ارتباط شدم و جریان را برایش توضیع دادم و از او خواستم که اگر بتواند راهنماییم کند، تا من با وجود اینکه آماده گی کافی نداشتم امتحان را خوب سپری نمایم، ایشان بعد از شنیدن درخواستم چرتی زد و گفت "وفی تنها کاریکه میتوانم برایت انجام بدهم دعا است".

حالا ما مردم هم در شرایطی قرار گرفتیم که نه میتوانیم امید داشته باشیم، و نه میتوانیم کاری انجام بدهیم، تنها کاریکه ممکن است همان توسل به دعاست و بس.  

عملکرد نادرست با استفاده  از یک روش  دموکراتیک

اخیراً دولت سویس یک همه پرسی براه انداخت که طی این همه پرسی اکثریت اشتراک کننده گان سویسی بر ممنوعیت ساخت مناره ها در مساجد رای دادند، حامیان طرح در مورد همه پرسی می گویند احداث مناره ها در سوئیس نمادی از یک تفکر و نظام حقوقی است که با دموکراسی این کشور سازگاری ندارد، بعد از اجرای این همه پرسی بعضی احزاب از کشور های دیگر اروپایی مانند هالند هم خواهان برگزاری همه پرسی مشابه در کشور هایشان گردیند.

در سویس 400 هزار مسلمان زنده گی میکنند، و شاید آرام ترین قشر جامعه سویس مسلمانان آن کشور باشد،  اکثریت باشنده گان سویس عیسوی مذهب میباشند، جالب است کشور هاییکه داد از دموکراسی و آزادی ادیان میزنند در عمل علیه آزادی مذهبی یک بخش از جامعه خود رای میدهند، این کار در هر جاییکه صورت بگیرد بنظرم درست نیست، درست مثل عملکرد طالبان که به اقلیت های مذهبی محدودیت وضع مینمودند، ولی حتی آنها هم به اقلیت های مذهبی افغانستان نگفته بودند که عبادتگاه هایشانرا چگونه اعمار کنند.

در شرایطی که بین مسلمانان و پیروان سایر مذاهب بخاطر عملکردها نادرست افراطیون  بیش از هر زمان دیگر فاصله ایجاد گردیده، اینگونه عملکرد ها شاید با عث ایجاد عقده ها و فاصله بیشتر بین مردمانیکه سالها با هم زیستن، گردد ، اگر چه این تصمیم بعد از یک همه پرسی گرفته شده ولی یک عمل خلاف مواد اعلامیه حقوق بشر است، به این میماند که در افغانستان همه پرسی صورت بگیرد که عبادتگاه های هندوان چگونه باید باشد ، که اگر اینکار صورت بگیرد چون اکثریت مسلمانان هستند، یقیناً که نتیجه همه پرسی به نفع اقلیت تمام نمیگردد که به هیچ صورت اینکار و تصمیم برآمده از اینگونه عملکردها نمیتواند عادلانه باشد.   

کار زدن دو طرفه

این انتخابات و مشکلات پس و پیش انتخابات یک خوبی که داشت این بود که زیره و پودینه سیاستمداران را بیرون کشید، با برداشتیکه من حاصل نمودم،  سیاسیون ما را میشود به چند دسته تقسیم نمود.

·         طرفداران آقای کرزی، اینها کسانی بودند که در هر صورت از آقای کرزی حمایت مینمودند و تا هنوز هم همینطور است،و میشود آنها را فدائیان آقای کرزی نامید.

·         مخالفان آقای کرزی، این گروه متشکل از افرادی است،  که قسم خورده اند در هرصورت با آقای کرزی مخالفت نمایند، اگرچه خودشان کدام راه حل هم سراغ ندارند ولی مخالفت شان پایدار معلوم میگردد.

·         کسانیکه غیر از خودشان به هیچ کس اعتبار ندارند، این افراد اگر فرصت پیدا کنند نه کرزی را میمانند و نه هم عبدالله را.

·         کسانیکه تازمانیکه نتایج معلوم نشده بود بیطرف بودند ولی در این آواخر تمایل به طرف پیدا نموده اند.

·         کسانیکه هر روز چهره تغیر میدادند  و با  هر تحول جهت گیری آنها هم تغیر میکرد، که اکثر آنها تا هنوز هم راه گمک هستند.

·         و گروه آخری که بنظر من دور فکر ترین گروه میباشند کسانی هستند که از همان آغاز تا هنوز به گونه های مختلف دو طرفه و یا چند طرفه کار میزنند،یا چند نفر از یک فامیل با کرزی کار میکردند و چند نفر با عبدالله، یا با یکی از گروها عملاً کار میکردند ولی برای حمایت از تیم دیگر پول میفرستادند و یا هم با هردو عملاً کار میکردند ، هم در کمپاین آقای کرزی فعالیت داشتند  و هم با آقای عبدالله در نشست ها اشتراک مینمودند، عملکرد این گروه آدم را بیاد همان فکاهی میآندازد که میگوید.

" روزی یک هندو و یک مسلمانیکه ایمانش کمی ضعیف هم بود، در مورد حقانیت دینشان با هم بحث مینمودند ، چون هر دو آگاهی نداشتند به نتیجه نرسیدند و تصمیم گرفتند تا هر کدام خودشانرا از بام دو منزله به پایین بیآندازند تا بدینوسیله ببینند که کدام دین حق است.

اول هندو تصمیم گرفت خودش را از بام بیآندازد، یا بگوان گفته از بام پرید، که از شانس هیچ بلایی نزدیش و سالم ماند.

نوبت مسلمان رسید، مسلمان که ایمانش ضعیف بود و با دیدن نتیجه پرش هندو از بام ضعیف تر گردیده بود، اول گفت یا خدا، ولی زمانیکه از بام پرید گفت " بگوان صاحب خودت هم فکرت باشد".